پرونده ی بی پایان کدخدا!

برای روز دانشجو نوشته بودم و به مناسبت نهم دی ماه منتشر می کنم:

فکر کنید اگر امریکایی‌ها همان سال ها که مردم همراه و همرکاب با روحانیت برای پشتیبانی از ملی شدن صنعت نفت به خیابان ها می آمدند و از دولت ملی ایران حمایت می کردند، به جای چاقو تیزکردن به جان دولت ملی و توطئه گری و کودتا کردن علیه مصدق/ یا همان سال ها و همزمان با سفر نیکسون به ایران، وقتی گارد و ارتش شاهنشاهی آن چنان بگیر و ببندی در دانشگاه راه انداخته بودند که بیا و ببین! و قندچی؛ شریعت رضوی و بزرگ‌نیا را پیش پایش « قربانی» کردند، به جای سخنرانی کردن در دانشگاه و دریافت دکترای افتخاری(!) حقوق از آن ها/ و یا سال ها بعدتر و در روزگاری که شاه می کوشید با تأسیس و تقویت نهادهای امنیتی و جاسوسی پایه های توتالیته و دیکتاتوری خود را مستحکم تر کند، به جای همراهی و آموزش روش های نوین شکنجه‌گری به عناصر ساواک/ و یا بعدها و در سالهایی که مردم و متدینین در غم از دست دادن مرجع فقید خود حضرت آقای بروجردی عزادار بودند؛ به جای دهن کجی و استهزای دین و اعتقادات مردم با فشار و اصرار به دولت برای تصویب لوایح انجمنهای ایالتی و ولایتی، و بعد از آن با فشار به شاه برای تصویب و احیای دوباره ی لایحه ی ننگین کاپیتولاسیون/ و یا بعدتر و در روزهایی که دولت در پی فشار افکار عمومی و روحانیون و علما مجبور به عقب نشینی از تصمیمات خود شده بود و بعد از سخنرانی تاریخ ساز مرجع تازه ی مردم این سرزمین؛ حضرت آقای خمینی که رییس جمهور امریکا را « منفورترین افراد نزد مردم»، و امریکا را مسبب تمام گرفتاری های ایران و ملل مسلمین معرفی می کرد، به جای نقشه کشیدن به جانش و تدارک اسباب تبعید ایشان به ترکیه/ و یا سال ها بعد و در روزهایی که آتش خشم انقلابی مردم به جان دیکتاتوری امریکایی شاه شعله ور شده بود و مردم هر روز و در خیابان های شهرها علیه دولت و حکومت مرکزی راه‌پیمایی می کردند، رییس جمهور امریکا به جای اینکه با هیأتِ همراهی 400 نفره(!) راهی ایران شود و در ضیافت آنچنانی که محمدرضا برای او و هیأت همراهش در کاخ نیاوران تدارک دیده بود؛ حکومت ایران را « جزیره ی ثبات» بنامد و شاه را محبوب مردم! / و یا بعدتر و پس از پیروزی انقلاب مردم ایران در بهمن 57 به جای اینکه سفارت‌خانه اش در تهران را تبدیل به مرکز توطئه گری علیه انقلاب و جاسوس‌خانه ای مُعظم می کرد/ و یا در روزهای جنگ و وقتی صدام تکریتی برای تعبیر خواب و خیالهای خامش به ایران لشگرکشی کرده بود؛ به جای حمایت تمام قد اطلاعاتی و لجستیکی از صدام و ایستادن روبروی ملت ایران و دخالت مستقیم در جنگ و ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران بر فراز آبهای خلیج فارس/ و یا در روزهای سازندگی ویرانی های بعد از جنگ و در زمانی که مردم و دولتمردان کمر آبادی و بازسازی خرابی های تحمیلی را بسته بودند به جای کارشکنی های پیاپی؛ و تحریم های روز افزون علیه دولت و مردم این سرزمین/ و یا در آغاز پیشرفتهای علمی و فناوری دانشمندان ایرانی در علوم هسته ای؛ به جای سنگ اندازی پیش پای آن ها و درست در روزهایی که مسؤلین دولت وقت برای اعتمادسازی و در جریان مذاکرات با تئوریکای اروپایی تمامی تأسیسات هسته ای را تعلیق کرده بودند، به جای « محور شرارت » خواندن ایران و زدن زیرِ میز مذاکره/ و یا در سال هشتاد و هشت و درست در روزهایی که مردم از جشن بزرگ دموکراسی و مشارکت هشتاد و پنج درصدی پای صندوق های رأیشان فارق شده بودند، به جای تدارک فتنه گری و کودتای مخملی علیه انقلاب اسلامی/ و یا در همین روزها و در شرایطی که دولت نو مشغول مذاکرات هسته ای با ایالات متحده و دیگر اعضای دائم شورای امنیت است، به جای این که راه و بیراه مردم این سرزمین را « تروریست » خطاب کنند و با زیاده خواهی و استکبار شیطانی کار مذاکرات را روز به روز سخت تر و پیچیده تر می کردند، و . . .

ادامه مطلب →

از سیاه جامگان خراسان تا نهم دی ماه

images

ُمرید ابراهیم امام بود . چه می گفت که او خویشِ حسین (ع) بوده است ٬ پُر بی راه هم نبود . بهرحال او نواده ی ابن عباس بود . و اصلا ً هم همین طوری بود که نامش را تغییر داد ٬ بهزادان بود که شد ابومسلم . و بعد هم با اشاره ی او راه افتاد که برگردد خراسان ٬ تا برای انتقام از آل امیه مردم را بسیج کند .

پاش به خراسان که  رسید شروع کرد به تبلیغ   ٬ ‌و جمع کردن مردم برای ستاندن خون حسین ٬ و زید و یحی . سیاه جامه به تَن کرد٬ در روز عید قربان ٬ در عزای  بزرگ قربانی دشت کربلا . همانطور که شیدوش پسر گودرز ـ پهلوان اساطیر ایرانی ـ در عزا و خونخواهی از سیاوش به تن کرد . هم چنین نوشته اند پیکر مطهر جناب یحی بن زید را که هفت سال بود به دار مجازات آویخته بود پایین آورد ٬ و با شکوه و جلال به خاک سپرد . و راه افتاد به سمت شام ٬  تا کار نیمه تمام مختار را تمام کند ٬و صدها هزار نفر از مردم خراسان و ایران به او پیوستند . جماعتی که همه داغدار و ماتم زده بودند ٬ و سیاه جامگان عزای حسین . . . ‌و دودمان آل امیه ـ قاتلین پسر پیامبر ـ را انداخت .

***

ادامه مطلب →

انتخابات 92 : آغاز فتنه ای بزرگتر ؟

هاشمی – مشایی : دوقطبی تکمیل پازل دشمن ؟!؟

مشایی_هاشمی

طراحی ها و برنامه ریزی های گسترده و چندین و چندساله ی سلطه گران توانست فرصت بزرگ انتخابات هشتاد و هشت را به تهدیدی برای مردم و انقلاب اسلامی تبدیل کند . هرچند حضور همیشگی مردم و دلبستگی عمیق آن ها به این نظام و انقلاب مانع از موفقیت کامل طراحی های خطرناک دشمنان و شکست پروژه هایشان برای براندازی نظام شد ، اما حلاوت آن مشارکت گسترده را فتنه گری برخی عناصر فریب خورده ی داخلی و هم بازی شدن آن ها با دشمنان در کام مردم تلخ کرد . روشن است که بدخواهان مردم در این چهارساله ی بعد از هشتاد و هشت بی کار ننشسته اند و در تلاشند تا از یک سو فرصت های بوجود آمده ی بعد از فتنه ی هشتاد و هشت را برای جمهوری اسلامی به تهدید تبدیل کرده و از سوی دیگر تهدیدات خود را به فرصت مبدل سازند .

در بررسی مدل های بی ثبات ساری معطوف به انتخابات درکشور های هدف ، تا کنون سه مدل از سوی نظام سلطه طراحی و اجرا شده است :

1. مدل روسیه ( انتخابات ریاست جمهوری سال 2011) _ مرحله ی قبل از انتخابات :

در این مدل تلاش اصلی متوجه مرحله ی قبل از انتخابات و رأی گیری است .

2. مدل پاکستان ( 2007 ) و لبنان (2005) _ مرحله ی شکل گیری فضای انتخاباتی :

در این مدل عملیات های مخفی و ترور و اقدامات مهندسی شده ی ضد امنیتی به نفع گزینه ی مورد نظر در روز انتخابات اجرا می شود . به یاد بیاورید ترور « بی نظیر بوتو » د رپاکستان و یا ترور « رفیق حریری » در انتخابات لبنان را . به این ترتیب و با انتساب این ترور ها به جناح رقیب و تزریق ناگهانی هیجان به جامعه ؛ عملیات فریب افکار عمومی کلید خورده و شرایط پیروزی گزینه ی نهایی فراهم می شود .

3 مدل انقلاب های رنگی ( 1989 تا 2005 ) و هم چنین فتنه ی هشتاد و هشت _ مرحله ی بعد از انتخابات :

د راین مدل با بی ثبات سازی کشورهای هدف تلاش می شود با کمک امکانات گسترده ی رسانه ای سلطه گران « بحران نمایی علیه کشور » القا شده و شرایط لازم جهت ناامنی و آشوب به جامعه ی هدف تزریق شود .

جدول زیر به صورت خلاصه بیانگر این مدل هاست (1)  :

مرحله ی انتخابات

کشور هدف

اهداف

شیوه ی عمل

مرحله ی قبل از انتخابات و رأی گیری

روسیه (2011)

مهار کشور هدف از طریق مشروعیت زدایی انتخابات

ایجاد چالش های سیاسی اجتماعی

مرحله ی شکل گیری فضای انتخاباتی یا حین انتخابات

پاکستان (2007 ) و لبنان (2005)

تغییر روند فضای انتخاباتی

عملیات مخفی ، ترور ، اقدامات مهندسی شده ی امنیتی

مرحله ی رأی گیری و اعلام نتایج

انقلاب های رنگی و فتنه ی هشتاد و هشت

تغییر رفتار یا تغییر ساختار کشور هدف

اعتراض به نتیجه ی انتخابات و اردوکشی خیابانی

ادامه مطلب →

از انتخابات تا . . . پایداری ! پایداری همیشه جواب می دهد ؟!

گفتگوی ایمیلی من و یکی از دوستانم راجع به انتخابات ریاست جمهوری و وظایف تشکل های دانشجویی و البته جبهه ی پایداری .

قطعاً با همراهی نظرات شما حاوی نکات آموزنده ی فراوانی برای من و ایشان خواهد بود :

من : حیف آقای مصباح که خرج این بابا (لنکرانی )  بشه

خیلی حیفه . . .

دوستم : چرا؟؟؟

من : چرا؟!!!

چون این بابا می گذره و می ره؛انتخابات هم می گذره و میره

شأن علما بالاتر از این حرفهاست. . .خیلی بالاتر از این حرفهاست . . .

دوستم : در هر حال وظیفه علما عمار بودنه،عمار بودنم یعنی آگاهی بخشی به مردم

من : آره! ولی نه شرکت کردن تو یه میتینگ سیاسی

والبته جامعه هم اشتباه می کنه که از پایداری حمایت می کنه

کما این که یکی از بزرگواران  می گفت تو اتحادیه مرکزی باهاشون سر این قضیه درگیر شدیم که شما نباید یه تشکل دانشجویی رو خرج یه حزب کنید

به یاد بیار خاطره ی انجمن اسلامی رو . . .

دوستم : البته اگه اشتباه میکنم حتما بهم بگو اشتباهمو چون زیاد قبولت دارم

چه اشکالی داره یه عمار تو یه میتینگ سیاسی از یه شخص یا اصلا یه حزب حمایت کنه؟مگه تو تاریخ امثال این قضیه کم داشتیم؟

میتینگای سیاسی رسول خدا در حمایت از مولا علی!!غدیر خم!!

همینطور بسیج و جامعه چه اشکالی داره حامی احزاب بشن؟مشکل دقیقا کجاست؟

ادامه مطلب →