زشت و زیبای لوزان

یک بیانیه و این همه اما و اگر!

Untitled

حالا و با وجود این‌که چند هفته از اعلام توافق لوزان گذشته هم چنان بحث ها و گفت و شنودها حول و حوش اصل و محتوای این بیانیه ادامه دارد، خبری که بی‌تردید می توان از آن به‌عنوان بمب خبری چند هفته ی گذشته ی رسانه ها یاد کرد؛ و به این ترتیب نه چندان دور از انتظار بود که بعد از آن، سیل تحلیل ها و موضع گیری های مختلف از سوی کارشناسان و صاحب نظران مختلف داخلی و خارجی آغاز شود. این‌که بعضی ها بیانیه‌ی مذکور را توافقی تاریخی می دانستند و آن را فتح الفتوح دولت یازدهم نامیده و حتی در همین دانشگاه خودمان با « فتح مکه» قیاس می کردند(!)، و اینکه دیگرانی هم بودند که این بیانیه‌ی به ظاهر ساده را به خاطر حجم تعهدات دور و درازی که برای مردم و مملکت لیست کرده بود اساساً نه یک « بیانیه »؛ که یک « توافق نامه » می نامیدند و به خاطر امتیازاتی که در آن به طرف مقابل واگذار شده با زبانی تند و تیز به آن حمله می کردند، همه و همه قابل پیش بینی بود.

گذشته از این فضای احساسی و تمام جنجال های رسانه ای که هرکدام از طرفین برای نشاندن حرف هایش به کرسی و مدیریت افکار عمومی در نخستین ساعات بعد از اعلام توافق به پا کرده بودند و البته ذوق زدگی بیش از اندازه ی بعضی حضرات که کاسه ی داغ‌تر از آش شده و هم چنان که «نه به بار است نه به دار!» قلم به دست شده و توفیقات حاصله را به مقام معظم رهبری؛ مردم و کُل خلایق تبریک می گفتند(!)، به نظر می‌رسد حالا و بعد از فرونشستن گرد و خاک ها فرصتی مناسب دست داده تا در یک فضای عقلانی و در خلال بحث های فنی وکارشناسی در دانشگاه و دیگر محیط‌های علمی زشت و زیبای بیانیه‌ی لوزان را زیر و رو کرده و در مقابل چشم های مردم به نمایش گذاشته و آن را در معرض قضاوت افکار عمومی و تاریخ قرار دهیم.

پرهیز از نگاه صفر و یکی! این احتمالاً مهم‌ترین رهنمود عقلانی و خردمندانه ای ست که می توان برای تحلیل بیانیه‌ی لوزان و آنچه در مذاکرات رخ داده است از سوی منطق بشری تجویز کرد. حالا که چند زمانی از اعلام بیانیه گذشته و سیل بازی های رسانه ای و مانورهای تبلیغاتی طرفین فروکش کرده است می توان به حکم منطق و با همین نگاه؛ آنچه را که پیش روی ماست با عقلانیت و تدبیر بررسی کرد. واقعیت این است که  این بیانیه نه آن‌چنان‌که هواخواهان دولت محترم و دار و دسته‌شان ادعا می کردند «فتح الفتوح» است؛ نه «توافق قرن». نیز هم‌چنین «قرارداد ننگین» نیست و با آنچه منتقدین « معاهده ی لوزان‌چای» می نامیدند تنافر قابل فهمی دارد. به نظر می‌رسد مصلحت مردم و مملکت در دور شدن از فضای هیجانی و التهابات رسانه ای و نشستن سرِ سفره ی خرد و منطق است. در ادامه می کوشم از آنچه خوب و بد این بیانیه است و آنچه در مذاکرات اتمی رخ داده مواردی را سر دست گرفته و تبیین کنم:

ادامه مطلب →

تأملاتی درباره فرمایشات روز گذشته رهبرانقلاب

اسکای نیوز به تازگی و در پایان سال ۲۰۱۴ میلادی خبری منتشر کرده بود از اداره ی ثبت احوال انگلستان ( یا مثلاً هم چه چیزی) که نشان می داد که نام «محمد» پرتکرارترین نام پسران تازه متولد شده ی سال گذشته ی آن جاست. جالب بود: این که در قلب مملکتی که چند قرن گذشته این همه هزینه ها کرد؛ لشگرها کشید تا جهان سومی ها و دیگر ممالک زمین را شیفته ی جیمز و جون و جک کند؛ حالا “محمد” پرطرفدارترین نام مردمش شده است! داشته باشید که این خبر مربوط به همه ی انگلستان می شد؛ اعم از انگلیس، اسکاتلند و ولز. خیال نمی کنم گفتنِ اینکه “آسمانِ دیگر ممالک اروپایی هم همین رنگی‌ست” چندان فضایی باشد؛ از فرانسه بگیر که نزدیک به ده میلیون نفر مسلمان دارد تا دیگرِ نقاط؛ قرار هم همین بود! قرار بود تا « بیداری اسلامی » تا قلب اروپا پیشروی کند؛ که کرد، و می کند! حالا بهل مدام خاک‌پاشی کنند! نمی فهمند، نه این که نمی خواهند؛ ” نمی توانند” بفهمند! و اگر نه دست آن جانوران را این چنین باز نمی گذاشتند تا به سیمای رسول مهربانی ها جسارت کنند؛ و خوب کردند و اصلاً دست‌شان درد نکند! این طوری بود که قرآن در قفسه ی کتابفروشی ها نایاب شد! از این که این طور بی جیره و مواجب برای شرع مقدس اسلام تبلیغات کردید از شما سپاسگذاریم حضرات موسیو :دی!

این همه اما نه از سر مجاهدت ها و یا مثلاً تلاش شبانه روزی ما برای تبلیغ اسلام بوده؛ ما که حالا سالهاست بی خبریم و بی خیال! و آقای وزیر نسبتاً محترم خارجه‌مان هم که درست وسط این جسارتها و روز بعد از این که نخست وزیر فرانسه در حاشیه جلسه ی دولتشان کاریکاتور اروتیک و مستهجن رسول الله را ( معاذالله …) روی دست گرفته بود و با خبرنگاران و عکاسان “بای بای” می کرد؛ هوای فرانسه می کند و می نشیند و سر یک میز با آن بابا نسکافه میل می کند! عمق فاجعه را ببین! چقدر دولت محترم از واقعیات دنیا پَرت است! و البته به این حضرات خرده ای نیست! دوستان از همان ابتدا هم آمده بودند تا با امریکا پیاده روی کنند و با “کدخدا” ببندند، که اگر این طوری نمی شد جای گله بود، و الا اینها که تاکنون بخوبی به وعده هاشان عمل کردند!

ادامه مطلب →