از سیاه جامگان خراسان تا نهم دی ماه

images

ُمرید ابراهیم امام بود . چه می گفت که او خویشِ حسین (ع) بوده است ٬ پُر بی راه هم نبود . بهرحال او نواده ی ابن عباس بود . و اصلا ً هم همین طوری بود که نامش را تغییر داد ٬ بهزادان بود که شد ابومسلم . و بعد هم با اشاره ی او راه افتاد که برگردد خراسان ٬ تا برای انتقام از آل امیه مردم را بسیج کند .

پاش به خراسان که  رسید شروع کرد به تبلیغ   ٬ ‌و جمع کردن مردم برای ستاندن خون حسین ٬ و زید و یحی . سیاه جامه به تَن کرد٬ در روز عید قربان ٬ در عزای  بزرگ قربانی دشت کربلا . همانطور که شیدوش پسر گودرز ـ پهلوان اساطیر ایرانی ـ در عزا و خونخواهی از سیاوش به تن کرد . هم چنین نوشته اند پیکر مطهر جناب یحی بن زید را که هفت سال بود به دار مجازات آویخته بود پایین آورد ٬ و با شکوه و جلال به خاک سپرد . و راه افتاد به سمت شام ٬  تا کار نیمه تمام مختار را تمام کند ٬و صدها هزار نفر از مردم خراسان و ایران به او پیوستند . جماعتی که همه داغدار و ماتم زده بودند ٬ و سیاه جامگان عزای حسین . . . ‌و دودمان آل امیه ـ قاتلین پسر پیامبر ـ را انداخت .

***

ادامه مطلب →

أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا . . .

تصادفی بود شاید این که به این کریمه ی مبارکه برخوردم :

وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً  ، أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا٬  فَفَسَقُواْ فِيهَا ، فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ ، فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا ( اسرا ـ ۱۶ )قبر معاویه در سوریه 

وقتی که اراده کنیم دیاری را هلاک کنیم : نازپرورده هاشان را وا می گذاریم ، و این چنین آنان فسق می کنند در آن . پس مُحق عذاب خواهند شد و یکسره زیر و زبرشان می کنیم …

به نظر می رسد حضرت پرورگار در این آیه ی مبارکه یکی از فرمول های هلاکت ملل مختلف را برای مردم تبیین فرمودند . راستی جالب است ! حکومت نازپرورده ها ! و به قول فرهنگ ما : مرفهین بی درد ! این که خدا از همه ی صفات حاکمان فاسق فقط ‌«نازپرورده »‌ بودن آن ها را به رخ کشیده است . و اصلا ً انگار از همین جاست که مشکل شروع می شود . یک جورهایی شبیه روایتی که دروغ را کلید همه ی گناهان می دانست ، به نظر می رسد کلید همه ی گناهان حاکمان ـ‌ و یا دقیق تر و متناسب نص :‌ ـ فسق حاکمان، نازپرورده بودن شان است .  با یک بررسی تقریبی تاریخ هم این چنین مطلبی روشن تر می شود . ببینید :

داستان درست از روزی شروع شد که خلیفه ی سوم به علت کهولت سن ـ و یا هر دلیل دیگری ـ نمی توانست ـ و یا نمی خواست ـ مانع سو‌‌ءاستفاده های اطرافیان و قوم و قبیله اش از بیت المال شود . این طوری بود که همه ی انضباط مالی و سخت گیری های شدیدی که در دوران عمر بر آل امیه می گرفت فراموش شد و کسی مثل مروان بر گرده ی امور مملکتی سوار شود . این طوری بود که بنی امیه و مثلا ً فردی مثل معاویه مجال ثروت اندوزی و ریخت و پاش های آن چنانی از بیت المال بدست آوردند . معاویه در دوران خلافت ابوبکر به حکومت شام منصوب شده بود لکن در این سالها و در دوران عمر با سختگیری های وی فرصت چندانی برای حرکت های غیرقانونی نداشت . مورخین نمونه های فراوانی از برخوردهای تند عمر با معاویه را نوشته اند . و بعدتر هم معاویه چنان کرد که می دانید …

اصلا ً آدم گاهی که تاریخ صدر اسلام را می خواند ناخودآگاه به ذهن متبادر می شود چقدر خوب تر می شد حضرات خلفای راشدین بی خیال کشورگشایی هاشان به بهانه ی گسترش اسلام ! می شدند . این طوری شاید هیچ وقت آن پول های کذایی واریز خزانه ی مدینه نمی شد و آل امیه کمتر برایش دندان تیز می کردند . رقم های نجومی آن چنانی که شاید شما هم بعض ارقام آن را شنیده باشید :مثلا یعقوبی می نویسد : فقط مالیات بقایای امپراتوری ایران ۶۵۵ میلیون درهم بوده است !

مغیرة بن شعبه این اواخر حکومت معاویه والی کوفه بود . البته معاویه نقشه ی عزل او را در سر داشت ، این جوری بود که مغیره وقتی صندلی ش را در خطر دید راه افتاد سمت شام برای لابی کردن ! بعد از کلی پایین – بالا کردن اوضاع تصمیم گرفت از ناحیه ی آقازاده ! ی خلیفه ـ یزید ـ وارد شود . و رفت که با او لابی کند .. نوشته اند که مغیره اولین کسی بود که پیشنهاد خلافت یزید را پس از معاویه علنی  کرده است . یزید هم که اول حسابی جا خورد ، بعد تر هم به مغیره گفت : یعنی تو خیال می کنی چنین چیزی ممکن است ؟! و مغیره هم که تا توانست پاچه ی مبارک آقازاده را خاراند ! و تا بلد بود برای یزید نوشابه باز کرد ! بعد تر هم وقتی به کوفه برگشت یک سری آدم بی کار جمع کرد و به هر کدام ۳۰ هزار درهم داد تا همراه پسرش به سمت شام بروند و از خلیفه به صورت خودجوش خواهش کنند هرچه سریعتر تکلیف جانشینی خود را با انتخاب یزید یکسره کنند . ابن اثیر در « کامل التاریخ » می نویسد وقتی این جماعت خودجوش به کاخ سبز معاویه رسیدند ، معاویه که می دانست مغیره چه مارمولکی ست ! از پسر مغیره  پرسید : پدرت دین این جماعت را چند خریده ؟! و پاسخ داد : ۳۰ هزار درهم . معاویه خندید و گفت : ارزان خریده است !!

ادامه مطلب →

حسین و تمدن اسلامی

یا ایها العزیز ! مَسَّنا و اهلنا الضُر ؛ و جِئنا ببضاعه مُزجاه ،و اَوفِ لَنَا الکَیل و تَصَدَّق علینا. . . صدقه می خواهیم ای ایهاالعزیز. . .

حسین معجزه ی کبیره ی الهی ست ،  و آیت مُعجب پروردگار ؛ و حجت بالغه ی حق . با حسین خداوند شروع کرد ، و با حسین تمام می کند . اختیار ریزش باران به دست حسین است _ اگر باران می بارد ، و به خاطرخواهی اوست که آسمان بر سر ِمان هوار نمی شود _ چنان که در جامعه ی کبیره می خوانیم .اگر چه این حرف ها با قوانین مُسلّم علمی و یا مکانیک نیوتُنی نخواند . و بگذار این چنین باشد . اصلاً مغزهای الکلی حضرات و کاردهای تشریح لابراتوارهاشان کجا و فهم آیات مُعجب پروردگار کجا ؟! و این چنین است که ما مدّعی تشکیل تمدن بزرگ اسلامی هستیم . اصلاً این علمی که رفعت پایگاه امام معصوم را فهم نمی کند عین جهالت است ؛ و این همه رابطه و قاعده و قانون که در کُتب علمی نوشته اند جهل مرکب ، و حجاب الله اکبر .علم همان نوری‌ست که حضرت داور در دل هرکه می خواهد می تابد و این معنای کلام اباعبدالله جعفربن محمد است که فرمود : العلم نورٌ، یقذفه الله فی قلب من یشاء . . .  ( سند : کافی شریف )

انقلاب اسلامی آغاز حرکتی ست که یک سرش از عضر روز عاشورا آب می خورَد و انجامش تشکیل حکومت جهانی اسلام و بعد از آن « تمدن بزرگ اسلامی » است . واین همان معنایی ست که بنیان گذار کبیر انقلاب‌مان به سر داشت؛ وقتی که می نوشت : « بسیجیان جهان اسلام باید در فکر تشکیل حکومت بزرگ اسلامی باشند و این شدنی ست »

زوال امپراتوری ایالات متحده شروع شده است و امروزه هیچ کدام از عقلای قوم و اندیشمندان امریکایی در این معنا تردیدی به خرج نمی دهند . به عنوان نمونه جوزف نای را که می شناسید : استاد دانشگاه هاروارد و صاحب تئوری معروف قدرت  نرمsoft power)  ) و البته قدرت هوشمند ( smart power  ) . دو کتاب معروف وی «قدرت نرم»  و البته « قدرتی برای رهبری » انقلابی در مفاهیم و علوم سیاسی دوران بود . تئوری های وی بیش از یک دهه ست مبنای سیاست خارجه ی ایالات متحده است ؛ و حالا او تازگی ها مقاله ای نوشته در روزنامه ی اماراتی « گلف نیوز » با عنوان « زوال امریکا » و در آن به روشنی روند فروپاشی امپراتوری ایالات متحده را پیش بینی کرده است . ( ترجمه ی کامل این مقاله ی ارزشمند را اینجــــــــــــــــــا می توانید بخوانید .) و البته وضع در سایر محافل نظری و اندیشکده های ایالات متحده متفاوت با این نیست . زنگ خردشدن های استخوان های امپراتوری حالا به گوش خیلی ها رسیده است . و التبه برای ما که در دوران معاصر فروپاشی بزرگترین امپراتوری تاریخ _ یعنی اتحاد جماهیر کمونیستی شوروی _ را به چشم دیده ایم چندان مستبعد نیست . فراموش نمی کنیم در نیمی از زمین « استالین » خدای خدایان بود ؛ و حالا باید بقایای امپراتوری‌شان را در موزه های سیاسی جهان جستجو کرد ! این را برای کسانی گفتم که هم چنان خیال دارند در این مملکت زیر ِپای یانکی ها فرش قرمز پهن کنند و از شنیدن نام امریکا دهان‌شان آب می افتد !

ادامه مطلب →

استکبارستیزی جنبش دانشجویی

لانه جاسوسی

جماعتی هستند که خیال می کنند حضرت پروردگار دمِ درِ ورودی بهشت ایستاده،و« شناسنامه » نگاه می کند برای دادن مجوز ورود . و به این ترتیب تنها مسلمانان و آن هم فقط شیعیان دوازده امامی را به بهشت راه می دهد !  از  این که چرا و چطور این بندگان خدا به این تصور ناصواب از عدل الهی رسیده اند بگذریم فعلاً موضوع ما، این دست نوشته نیست . خوب حالا خیال کنید همان جماعت خشک مغز بخواهند وارد عرصه ی سیاست هم بشوند ؛ چه می شود ؟ روشن است ! فتوا می دهند که :
« ما به جای چین و روسیه ؛ باید با امریکا رابطه برقرار کنیم ؛ هرچه باشد امریکایی ها ” اهل کتاب ” اند و بهتر از این چینی ها و روسی های خدا نشناس ! »این می شود همان نگاه «شناسنامه» ای که پیش تر گفتم؛عذابتان ندهم،نمی فهمند یعنی نمی توانند که بفهمند!منتهای فهم مغزهای کوچک اینان از فضل پروردگار و از شرع مقدس همان دَرج در« شناسنامه» است! و الّا کسی که کمترین آشنایی با روح شرح مقدس و تعالیم عالیه ی اسلام داشته باشد می داند رستگاری انسان ها نه در دین شناسنامه ای شان،که درگرو اعمال ورفتارشان است.و این همان داستانی ست که ما و در سیاست خارجی مملکت مان به آن معتقدیم.موضع ما در برابر سایر دوَل  بر اساس رفتار و اعمال آن ممالک تنظیم می شود نه با نام و شناسنامه هایشان . بنابراین پرواضح است این که ما مثلاً امریکا را « شیطان بزرگ » می دانیم بر همین مبنا ست.یعنی بر مبنای سیاهه ی اعمال ورفتار امریکا .این یانکی های «بالذاته تروریست»به اندازه همه تاریخ آدم کشته اند.از همان ابتدای تاریخ کوچکشان که سرخ پوست های بومی سرزمین امریکا را سلاخی کردند وتا همین حالا که میلیون ها نفر از برادران افغان و عراقی مان را قتل عام کردند .

و این که امام بزرگوار ما (ره) در وصیت نامه شان آن ها را «تروریست بالذات» معرفی می کرد از همین جاست . گاهی خیال می کنم تاریخ احوال این جماعت وحشی را چگونه می تواند بنویسد؟ و اصلاً تاریخی که اسکندر و چنگیز و تیمور را “وحشی” می خواند درباره ی یانکی ها چه خواهد گفت؟جالب است بدانید آن چنان که نوشته اند امیر تیمور گورکانی _ همان تیمور لنگ خودمان!در همه ی قشون کشی های آشکار و نمایانش روی هم ” پنجاه هزار “  نفر را از دم تیغ گذرانده ؛ و بعد نوشته اند:چون وحشی!بوده.فقط پنجاه هزار نفر! مقایسه کنید با آن چند صدهزار نفری که امریکایی ها به فاصله ی کمتر از یک روز در جنگ دوم جهانی در هیروشیما و ناکازاکی از دم تیغ های اتمی شان گذراندند.کارنامه سیاه امریکایی ها نه فقط به همین چند قلم محدود نمی شود؛بلکه هر نا آرامی ؛ و هرکشت و کشتاری هرگوشه ازاین جهان پهناور که رخ می دهد اگر خوب نظاره کنی بی گمان ردپایی از این جماعت وحشی خواهی یافت . ولیکن علت اصلی عناد و دشمنی با امریکا این ها نیست ، یا بهتر بگویم : فقط توحش امریکا نیست . آن چه ما را بیش از همه در برابر ایشان قرار می دهد خوی استکباری امریکاست .

ادامه مطلب →

امریکا ؛ اسکندر زمان !؟!

655

داشتم فکر می کردم این « دشمن مشترک » عجب بهانه ی خوبی ست برای اتحاد ، و الّا خدا می داند این نفس چه بر سر همه مان می آورد … ؟ در این بحبوحه ی انتخابات و وسط این لشگر شکست خورده ی اصولگرایی ؛  که هرکسی ساز خودش را می زند گاهی یادآوری این چیزها بی ضرر نیست . امروز سالگرد حمله ی وحشیانه ی امریکاست به پرواز ایرباس 655 ، وسط خلیج فارس . نمی دانم آن روز که کاپیتان ناو ونسنس « شاسی » را فشار داد چه حسی داشت ؟ لیکن بعدش را می دانم : همان زمان که با احترام و تجلیل فراوان مدال لیاقت و شجاعت دریافت کرد . و این وحشیانه که نوشتم راستی خیلی کوچک است ، برای بیان آن چه لایق این حضرات است . راستی چه کسی وحشی ست ؟ همین تازگی ها می خواندم مقاله ای راجع به امیر تیمور گورکانی ، که شخصیت ملی ازبکستان است ، نظرم را جلب کرد :  این که نوشته اند حضرت ایشان در همه ی لشگر کشی های آشکار و نمایانی که داشت روی هم پنجاه هزار نفر را از دم تیغ گذراند . و بعد در خیالم مرور  می کردم نسبت ایشان را با این یانکی های بی قواره که در یک سپیده دمی تا سر ظهر و بعد هم چنان در روز بعد ، بیش از سیصد هزار نفر را در هیروشیما و ناکازاکی از دم تیغ های اتمی خود گذراندند . . . راستی چه کسی وحشی ست ؟! باور کنید نام اسکندر و چنگیز و امیر تیمور بد در رفته است ! تازه اصلاً بد هم در نرفته است ؛ باور کنید ! اصلاً همین شیخ اجل سعدی آن چنان از اسکندر رومی به نیکی یاد می کند که گفتی نه انگار همین بابا سلسله ی فخیمه ی هخامنشیان را منقرض کرد و چه آتش ها سوزاند و … ! بخوانید :

اسکندر رومی را پرسیدند : دیار مغرب و مشرق را به چه گرفتی که ملوک پیشین را خزاین و عمر و ملک و لشکر بیش از این بوده است و ایشان را چنین فتحی میسر نشده . گفتا به عون خدای عز و جل هر مملکتی را که گرفتم رعیتش نیازردم و نام پادشاهان جز به نکویی نبردم (!!؟ )

ادامه مطلب →

مروری بر انتخابات و دستاوردهای آن

یک تحلیل

یادداشت مهمان / محمد جعفری عزیز ، دوست فاضل و برادر بزرگوارم این تحلیل ام پی تری و در عین حال دقیق را درباره ی انتخابات ریاست جمهوری نوشته و در اختیار حقیر قرار داده اند ، می خوانیم :

چنتا نکته:
۱اخلاص در اصولگرایان نبود (ابعضی ها از ۶ سال پیش برای انتخابات برنامه داشتن، )
۲-  انصافا کدوم تفکر این چهار پنج تا اصولگرا باهم قابل جمع بودن(خارجی ؟ سیاسی؟ اقتصادی؟ و حتی گفتمان؟…)
۳-  آیا وحدت نخبگانی روی کاندیداها بود؟ یعنی علما و نخبگان سطح بالا وحدت گفتمانی داشتن؟
۴- آیا مردم آقای روحانی رو واقعا می شناختند؟
۵- نقش آقای احمدی نژاد در بدبین کردن ذهن مردم نسبت به اصولگرایی چی بود؟
۶- آیا جامعه نخبگانی تونست گفتمان مقاومت رو جا بندازه؟ مردم عادی از مقاومت فقط جنگ و فقر تو ذهنشون هست!
۷- تجربه تشکیلاتی و رسانه ای اصلاح طلبان و جمع کردن رای های خاکستری و سرگردان و مدیریت اقای هاشمی هم بی تاثیر نبود.حدود 20روزنامه اتاق فکر و ستاد رسانه ای رو حانی بودن. و نقش هاشمی در مهندسی کاندیداها: هاشمی به عارف گفت برو ! و به ولایتی گفت بمون ! دلیل هر دو برای پرشور شدن و ایجاد حماسه سیاسی.
۸- تو سریال مختار اگه دیده باشی ۳۹ قسمت مقاومت بود یک قسمت سازشٰ ؛ مردم با مقاومت بودن… نخبگان نتونستن بفهمن مقاومت چیه؟ خدایی چنتای ما میدونیم اقتصاد مقاومتی یعنی چی؟
۹- این انتخابات چه جایگاهی تو مسیر رسیدن به تمدن نوین اسلامی داره؟
۱۰- آیا لازم نیست تفکر اصلاح طلبی و هاشمی دوباره به محک تجربه و نقد گذاشته بشه ؟!
۱۱- چند بار این اتفاق تو تاریخ افتاده ؟ یعنی سر بزنگاه مردم و نخبگان تو تشخیص درست و حیاتی اشتباه کردند و فهم و تجربه تاریخی تو جامعه اونچنان که باید مطرح بشه مطرح شده؟
۱۲- سوال : الان اگه استدلالایی که واسه تفکر اقتصاد مقاومت مطرح میشد باید جواب بده . یعنی اگه با سازش وضع اقتصادی ما بد میشه باید بد بشه دیگه؟
۱۳- صحبتای حضرت آقا در ۲۳ خرداد خیلی عجیب بود:
مقایسه شهدای کربلا با شهدای دیگه و اینکه اجر این شهدا بالاتر از دیگر شهیدان است :  چون حتی بعضی از اقوام امام حسین ع هم مخالف حرکت امام بودن همچون محمد حنفیه و عبدالله بن جعفر و این یعنی تردید در گفتمان که باعث میشه اجر کار کردن در این مسیر بیشتر بشه

نکته دوم اینکه در راه عزت و پیشرفت کشور نباید فقط به محاسبات مادی اتکاء کرد و نقش توکل به خدا و وعده های الهی رو نباید نادیده بگیریم/غربی ها در محاسبات مادی از ما قویترند اما همیشه بدبخترند و عقبتر

پس نه نظر سنجی نه اینکه کسی مثل روحانی رای بیاره رو با محاسبات محض نسنجیم

اگه قائل به گفتمان اصولگرایی هستیم باید حد اقل یک قدم رو به جلو داشته باشیم
 انصافا تفکر اصولگرایی کدوم مدل اسلامی و اصولیی رو مدلیزه و پیاده کرده؟یعنی قدم رو به جلو و رو به بالا داشته؟!!

۱۴-چقد در راه تعالی و نه تو سعه (تاکید: تعالی و نه توسعه )کار کردیم نظر به اینکه آیا میدونیم تو سعه با تعالی چه فرقی داره ؟!!
۱۵- بهتر نیست که تفکره اصولگرایی حداقل ۴ سال بره و روی مدل های اداره جامعه فکر کنه و مدل های قابل اجرا و اسلامی پیاده بکنه؟!

[محمد آزادی : جسارتاً عرض می کنم : درسته که الان باید مطالعه کرد و برنامه ریزی ، لکن می شد با اجماع روی اصولگرای حداقلی ، و با یه جو سیاست ( « موج » درست کردن ، جذب آرای خاکستری و … ) هم1 _  نباخت ، هم 2 _ عقب نیافتاد و هم 3 _ به صورت گفتمانی کار کرد و تبلیغ . اصلاً مگر جایگاه ریاست جمهوری جایگاه گفتمان و گفتمان بازیه ؟!!! ]

۱۶- طبق فرموده حضرت آقا چندین بار که من دست تقدیر الهی رو تو این انتخابات و فرایند اداره کشور میبینم و نمیدانم خداوند قلوب رو بسمت چه کسی بر میگرداند ؟  پس قطعا و حتما بنفع کشور بوده .
۱۷- تضمینی برای موفقیت جریان اصولگرایی و بدتر، انهدام اصولگرایی بدون عقبه اجرایی و الگویی بود؟
۱۸ – چقد الان تفکر اصلاح طلبی برنامه داره واقعا؟ چقد حر ف برای گفتن داره؟ اشکال نداره بذاریم یکبار دیگه اقتصاد سرمایه داری به محک گذاشته بشه . هرچند دودش به چشم همین مردم میره ولی همین مردم به آقای روحانی رای دادن.

 جالبه ببینیم ترس سنگین بی بی سی بلافاصله بعد رای اوردن روحانی این بود که اقای روحانی فکر نکنیم بتونه حتی به 30 در صد از قولاش عمل کنه

۱۹- مهم در نظام اسلامی رسیدن به رابطه «  امام و امته »  برای جا انداختن تمام گفتمان ها .  جا انداختن این بحث خیلی مهمه

20- چهار ساله با هر زبانی میگیم سال 88 تقلب صورت نگرفته نمیتونیم اثبات کنیم .  روز انتخابات اثبات شد.آقای روحانی فقط با 25هزار رای اختلاف نرفت دور دوم.ئور قبلی 11 میلیون رای اختلاف بود .

21-اخلاق و منش درست انتخاباتی رو به مردم و اصلاح طلبان یاد دادیم فقط چند دقیقه بعد از معرفی کاندیدای پیروز همه بهش تبریک گفتن .

22- دنیا ااز ما یاد بگیره .

23-فرمودین دلتون به سید حسن نصرالله میسوزه
بیشتر از اینکه امروز جبهه مقاومت سلاح یا سیاست بخواد، الگو شدن جمهوری اسلامی ایرانو میخواد .
24- اما بحث مهم اینکه آیا میشد اجماع کرد که شکست سنگینتری نخوریم؟
یه مثال ساده میزنم که چرا اصلاح طلبا تونستن اجماع کنن ولی ما نتونستیم:
مثل ما و اصلاح طلبا مثل قیاس طب اسلامی و سنتی  به طب شیمیاییه
توی طب شیمیایی همه میدونن عوارض و ضرر هست اما همین طب شیمیایی واسه همه بیماری ها قرص یا شربت داره و فرمولای ثابتی واسه هر بیماری داره حدود 700 تا فرمول دارویی واسه کل بیماری ها
یعنی طب شیمیایی با مبنای غلط یا درست خودش دارو داره
اما طب ایرانی و اسلامی
همه میدونیم عوارض نداره و عالیه
اما حتی واسه سرما خوردگی هم فرمول ثابتی نداریم
حکما مبانی شون یکیه اما تجویزاشون فرق میکنه
تو سطح بالاتر اختلاف بین علما (رهبران اصولگرایی) تو مبانی نیست تو فرموله
حالا با این مقدمه چرا ائتلاف و اجماع صحیح نبود:
ساده:
چون تفکر اصولگرای احمدی نژادی چیزی کمتر از مباحثی که دیگر کاندیداهای اصولگرا مطرح میکردن نداشت و  اونها حرف جدید و مدل جدید و روبه جلویی نداشتن البته جز آقای حداد و جلیلی
بنظرم مقایسه تفکر اصولگرایی با اصلاح طلبی اشتباهه
چون جنسشون فرق میکنه
توی یک زمین نیستن
تفکر اصلاح طلبی تو ایران الان به اجماع نرسیده
اجماع این تفکر بخشی از هماهنگی با تفکر مادی و مدل دار دنیاست
کل مدل اداره دنیا به قول هانگتینگتون طبق مدل کوسه ببری به مدل لیبرالی رسیده و بغیر از این چیزی ندارن
اما تفکر اصولگرایی پویاست؛علما و نخبگان تو مفاهیم مشکل ندارن تو روش اجرا مشکل دارن
یمثال دیگه که ائتلاف و اجماع اصوالگرایان صحیح نبود:
اگه گیریم همه کاندیداها مدعی اصولگرایی به صفر تا صد اصول مقید وپایبند هستند
در این صورت اصولگرایی مثل سفر از تهران به مشهد میشه که همه با هدف و مسیر موافق هستن
مشکل وسیله هست
یکی میگه ماشین
یکی میگه قطار
یکی میگه هواپیما
(تو تفکر اصلاح طلبی هدف مشهد نیست)
خب سوال: نمیشه همه توافق میکردیم با یه وسیله میرفتیم؟
جواب این سوال اینه که هیچ کدوم از این وسیله های رفتنی که تعریف کردیم ظرفیت کافی واسه همه رو نداشته
این ظرفیت سازی بحث مهمیه
مثلا بزرگواران آقای مصباح و یزدی باهم تو مفاهیم فرقی ندارن
حتی تو وسیله هم فرقی ندارن
فرقشون  روش تولید اون وسیله است
بنظر من نه تنها شکست نخوردیم حتی پویایی خودمونو اثبات کردیم
تفکری اختلاف داره که رو به جلو باشه پویا باشه

آقا در دیدار با ددانشجویان پارسال فرمودن خودتون برای مدیریت در سطح جهانی آماده کنید
بذار ایرانو اداره کنیم با مشارکت
مدل اداره جهانو پیاده بکنیم
خدا به ما هم فرصت و هم اخطار داده؛ قدرشو بدونیم .

[محمد آزادی : اغلب قبوله ؛ لکن درباره ی ائتلاف رجوع می دم شما رو به سرمقاله ی امروز حاج حسین در کیهان ]

ادامه مطلب →

حماسه ی سیاسی مبارک !

iran-election

عدم  ” انضباط سیاسی ” باعث شکست جریان اصولگرایی شد . دکتر  حسن روحانی توانست با زنده کردن آرای اصلاح طلبان  رییس جمهور اسلامی ایران شود . اصلاح طلبان توانستند با اجماع به هنگامی که در متابعت از بزرگان کیش خود داشتند و با حُسن استفاده از تشتت اصولگرایان ، هم « نظم پذیری » سیاسی خودشان را نشان دهند و هم رأی بیاورند .

از مدت ها پیش بزرگان جریان اصولگرایی عواقب تفرقه و تشتت آرا را بارها و بارها گوشزد کرده بودند ، حقیر هم در این وبلاگ همه ی تلاشم این بود گسترش دهنده ی همین تفکر باشم ، لیکن کو گوش شنوا ؟! از این بازی « صالح و اصلح » چه کسی بیشترین سود را بُرد ؟!مردم خسته اند . از کشمکش ها ، از این بازی های سیاسی ، از بس شعار شنیدند . اصولگرایان لیکن یکسره بی خیال مردُم ، مشغول تو سر و کلّه ی هم زدن بودند . . . و من البته هر زمان پیشتر که این ها را نوشتم سیل اتهامات و برچسب زدن های آن جماعت خشک مغز شروع شد !

بهرترتیب خیال می کنم این انتخابات فرصت مناسبی برای بلوغ بیشتر سیاسی جریان اصولگرایی ایجاد کند . بی تردید چه آن ها که دوره می گشتند و دنبال آدم می دویدند تا « برچسب » بزنند و چه آن دیگران ، امروز باید قواعد دنیای سیاست را بیاموزند . در هیچ جای جهان پای مقدسات و مسایل استراتژیک مملکتشان را به انتخابات و رأی مردم باز نمی کنند . و حالا بی بی سی تو بوق و کرنا کرده که :« نماینده ی مقاومت باخت !» به همین راحتی ! و بیا تحویل بگیر ! هرچه گفتیم و نوشتیم که تعاریفی که ازحضرات علما شده ناظر به علم و فضل شان بوده ، ما را متهم کردند به چه و چه ها …بماند!!  حالا آن جماعتی که انتخابات را تبدیل به صحنه ی « رفراندم » انرژی هسته ای کردند می باید بیاموزند  که . .  . به قول حجت الاسلام دکتر حسن  روحانی : « چه فایده که سانتری فیوژ بچرخد ولی چرخهای مملکت نچرخد ؟!»

 بهرترتیب فراموش نکنیم این که : دل های مردم دست خداست ، صمیمانه از همه ی مردمی که با حضورشان به خلق حماسه ی سیاسی کمک کردند ممنونم !

درود بر شرفت حداد !

حداد عادل

کناره کشید :« برای پیروزی اصولگرایی » . تا این لحظه جناب ایشان نشان دادند بیشترین شعور سیاسی را در بین سایر حضرات اصولگرا دارند ، و این که به خوبی درک می کنند که بالاترین مصلحت کنونی « پیروزی اصولگرایی » ست ، و « نقد درون گفتمانی(!)  » را به وقت دیگری هم می توان موکول کرد . کناره گیری محمد رضا عارف هم تقریباً قطعی شده ، البته حضرات گذاشتند تا دقیقه نود اعلام کنند و خوب ایشان هم بتوانند از همه ی کوپن های تبلیغاتی شان استفاده کنند . غیر از این که عارف را هم تحسین می کنم برای این « نظم پذیری سیاسی » ، دلم هم به حالش می سوزد : ازینکه طفلی پاسوز اصلاحات شد و پا سوز جناب ” سرگشاده ” ! بهرحال روحانی نماینده ی جناب ” سرگشاده ” ست و روشن بود که به این راحتی ها کنار نمی کشد . با این حساب براساس آخرین نظرسنجی ها و اگر تصور کنیم همه ی آرای عارف برای روحانی خواهد رفت ، باید منتظر بود و دوگانه ی « روحانی – قالیباف » را در دور دوم انتخابات تماشا کرد . این البته ابداً به معنی این نیست که آرای اصلاح طلبان با اصولگرایان توان رقابت دارد ، لیکن امید ایشان بر « تشتت » آرای اصولگرایان بود و هست ، و البته امید به جایی ست . و الاّ عارف و روحانی روی هم رفته چیزی کمتر از ده میلیون رأ ی دارند و تازه این در حالی ست که همه ی توان تبلیغاتی داخلی و خارجی خود را هم به کار بسته اند و حضرات سرگشاده و تمّدن هم تمام قد از ایشان حمایت کرده اند . اگر تصور می کردیم حضرات  این تشتت را کنار می گذاشتند و اصولگرایان هم به نامزد واحد می رسید ند نامزد جبهه ی متحد احتمالاً بیش از بیست میلیون رأی می آورد ؛ هرچند : چنین نشد . . .

آرای علی اکبر ولایتی هم ریزش قابل ملاحظه ای داشته : ایشان که  تصور می کرد مثلاً با طرح مواضع شبیه اصلاح طلبان در مناظره ی آخر می تواند کمی ا زآرای خاکستری را هم برای خود جمع کند طرفی نبست و حتی بسیاری از طرفداران اصولگرای خود را از دست داد . بهرحال جناب دیپلمات که جلیلی را در مناظره به ” فلسفه بافی ” به جای ” سیاست ورزی ” متهم می کرد نشان داد خودش د رالفبای فهم سیاسی گیر کرده است .

ادامه مطلب →

از ائتلاف های یک-شبه ، تا ردصلاحیت ها

با انتخابات

انتخابات

نتایج نهایی رد صلاحیت ها هم اعلام شد ، به خیر و خوشی و میمنت انشالله ! اغلب نامزدهای ردصلاحیت شده مُرّ قانون را پذیرفتند و در برابر نظر شورای نگهبان تمکین کردند . مردم هم که  مطالبه ای جز « قانون » از مسولین نداشتند با آرامش تمام از این موضوع نیز گذشتند . این را می توان الحق « بلوغ سیاسی » جامعه ی ایران دانست . ضرورت وجود قانون از بدیهیات می نماید و بی نیاز از اثبات ، به قول حکما : تصور آن موجب تصدیق است . و خوشبختانه تجارب تلخ گذشته هیچ اگر برای ما نداشت ، همین « قانون گرایی » ثمره ی گرانقدری ست که نمایانگر « الطاف خفیه » ی حضرت حق است .

در این میان اما شاید خبر ردصلاحیت شدن دو چهره ی مطرح ثبت نام کرده در انتخبات بیشتر از سایرین خبرساز شد : اکبرهاشمی ، و اسفندیار رحیم مشایی .

آقای هاشمی که مو سپید کرده ی این انقلاب است خوب می داند مطالبه ی عمومی مردم و حامیان ایشان « تبعیت از قانون » است . این چنین است که ایشان هم تنایج اعلام صلاحیت ها را پذیرفته و دربرابر قانون تمکین می کنند . و روز گذشته هم در  جلسه ی تقدیر و تشکر از روسای ستاد هایشان از همه ی آن ها خداحافظی کرده و گفته اند : با وجود این که ابداً آماده ی نامزدی نبودم احساس تکلیف کردم آمدم و حالا با این شرایط وجدانم آسوده ست ؛ و تمام !هرچند در این میان بی بی سی فارسی به نقل از سایت مجعولی به نام جهش ( من که هرچه سرچ کردم پیدا نشد !! ) سخنان آیت الله را تقریباً به طور کامل وارونه ی با آن چیزی که پایگاه رسمی اطلاع رسانی ایشان منتشر کرده پوشش داد .( اینجا ،بهرحال برای این بی پدر ها دروغ بستن به این و آن از آب خوردن هم ساده تر است !) . در این میان بودند  اما برخی  « بادمجان دور قاب چین » ها را که پس از اعلام رسمی این خبر کاسه ی داغ تر از آش شدند و  حسابی برای  آیت الله   نوشابه باز کردند  ( امثال علی مطهری و زهرا مصطفوی و … ) ، که چندان مهم نیست البته !

در آن سوی ماجرا هم رد شدن مشایی برای یار گرمابه – کلستانش ( محمود احمدی نژاد ) گران تمام شد . ایشان هم البته با دعوت از همه ی هواداران به “صبوری ” گفته این ماجرا را از طریق رهبری پیگیری خواهد کرد . ممکن است البته رهبری دیدارهایی هم به عنوان « رییس جمهور » با احمدی نژاد داشته باشند ولی خیلی به نظر می رسد ایشان بخواهند حتی این ماجرا را به روال انتخاباتهای گذشته به شورای نگهبان « ارجاع » دهند . معظم له در این دوره با تأکیدات مکّرر خود بر قانون گرایی براجرای مُرّ قانون توسط نهادهای قانونی تأکید کرده اند .

ادامه مطلب →

انتخابات 92 : آغاز فتنه ای بزرگتر ؟

هاشمی – مشایی : دوقطبی تکمیل پازل دشمن ؟!؟

مشایی_هاشمی

طراحی ها و برنامه ریزی های گسترده و چندین و چندساله ی سلطه گران توانست فرصت بزرگ انتخابات هشتاد و هشت را به تهدیدی برای مردم و انقلاب اسلامی تبدیل کند . هرچند حضور همیشگی مردم و دلبستگی عمیق آن ها به این نظام و انقلاب مانع از موفقیت کامل طراحی های خطرناک دشمنان و شکست پروژه هایشان برای براندازی نظام شد ، اما حلاوت آن مشارکت گسترده را فتنه گری برخی عناصر فریب خورده ی داخلی و هم بازی شدن آن ها با دشمنان در کام مردم تلخ کرد . روشن است که بدخواهان مردم در این چهارساله ی بعد از هشتاد و هشت بی کار ننشسته اند و در تلاشند تا از یک سو فرصت های بوجود آمده ی بعد از فتنه ی هشتاد و هشت را برای جمهوری اسلامی به تهدید تبدیل کرده و از سوی دیگر تهدیدات خود را به فرصت مبدل سازند .

در بررسی مدل های بی ثبات ساری معطوف به انتخابات درکشور های هدف ، تا کنون سه مدل از سوی نظام سلطه طراحی و اجرا شده است :

1. مدل روسیه ( انتخابات ریاست جمهوری سال 2011) _ مرحله ی قبل از انتخابات :

در این مدل تلاش اصلی متوجه مرحله ی قبل از انتخابات و رأی گیری است .

2. مدل پاکستان ( 2007 ) و لبنان (2005) _ مرحله ی شکل گیری فضای انتخاباتی :

در این مدل عملیات های مخفی و ترور و اقدامات مهندسی شده ی ضد امنیتی به نفع گزینه ی مورد نظر در روز انتخابات اجرا می شود . به یاد بیاورید ترور « بی نظیر بوتو » د رپاکستان و یا ترور « رفیق حریری » در انتخابات لبنان را . به این ترتیب و با انتساب این ترور ها به جناح رقیب و تزریق ناگهانی هیجان به جامعه ؛ عملیات فریب افکار عمومی کلید خورده و شرایط پیروزی گزینه ی نهایی فراهم می شود .

3 مدل انقلاب های رنگی ( 1989 تا 2005 ) و هم چنین فتنه ی هشتاد و هشت _ مرحله ی بعد از انتخابات :

د راین مدل با بی ثبات سازی کشورهای هدف تلاش می شود با کمک امکانات گسترده ی رسانه ای سلطه گران « بحران نمایی علیه کشور » القا شده و شرایط لازم جهت ناامنی و آشوب به جامعه ی هدف تزریق شود .

جدول زیر به صورت خلاصه بیانگر این مدل هاست (1)  :

مرحله ی انتخابات

کشور هدف

اهداف

شیوه ی عمل

مرحله ی قبل از انتخابات و رأی گیری

روسیه (2011)

مهار کشور هدف از طریق مشروعیت زدایی انتخابات

ایجاد چالش های سیاسی اجتماعی

مرحله ی شکل گیری فضای انتخاباتی یا حین انتخابات

پاکستان (2007 ) و لبنان (2005)

تغییر روند فضای انتخاباتی

عملیات مخفی ، ترور ، اقدامات مهندسی شده ی امنیتی

مرحله ی رأی گیری و اعلام نتایج

انقلاب های رنگی و فتنه ی هشتاد و هشت

تغییر رفتار یا تغییر ساختار کشور هدف

اعتراض به نتیجه ی انتخابات و اردوکشی خیابانی

ادامه مطلب →