رجزخوانی آمریکایی‌ها/ چه کسی باید جواب «لاف در غریبی» را بدهد؟

برای خبرگزاری محترم دانشجو نوشتم و اینجا منتشر شد.

حسن روحانی از همان ابتدا و در دوران رقابتهای انتخاباتی با شعار « تعامل سازنده با دنیا» و «حل و فصل موضوع پرونده ی هسته ای» پیش آمد، و خوب طبیعی بود این مطلب از همان نخستین روزهای منتخب شدن به عنوان رییس جمهوری اسلامی ایران، بعنوان اولویت نخست دولتی که تشکیل داده بود قرار گیرد. بعد از آن بود که تلاشهای وزیر محترم خارجه و تیمی که برای آغاز فصل تازه ای از مذاکرات هسته ای با پنج بعلاوه یک تشکیل داده بود، برای تحقق وعده های انتخاباتی آقای رییس جمهور آغاز شد. تیمی که بعد ها بین مردم و رسانه ها به عنوان « تیم مذاکره کننده» معروف شد و سرپرستی آن را سید عباس عراقچی، معاون ظریف بر عهده داشت.

تلاشهای نمایان دولت و تیم محترم مذاکره کننده خیلی زودتر از آن‌چه تصور می شد به بار نشست، و حسن روحانی توانست تقریباً پیش از تمام شدن صد روز اول دولتش، توافقی را که در ژنو امضا کرده بودند؛ اعلام کند.

روحانی بعد از ژنو چه گفت؟

توافقی که اگرچند که نتوانست جای خالی وعده ای که رییس جمهور در کوران رقابتهای انتخاباتی اش برای حل مشکلات اقتصادی مردم در صد روز را بگیرد، ولی برای مردم و رأی دهندگانی که دل به تدبیر و امید دولت فخیمه بسته بودند مایه ی مباهات بود و دست کم باستناد صحبت های روحانی نوید از آینده ای روشن می داد. مردم امیدوار بودند آنچنان که رییس جمهور وعده می کرد توافق ژنو آغازی بر پایان تحریم های ظالمانه ی زورگوهای بین المللی باشد، و آن طور که رییس جمهور می گفت ابتدایی برای « ایجاد فضای اعتماد ». این امیدواری ها بیشتر شد وقتی روحانی در جمع مردم خوزستان می‌گفت: « می دانید توافق ژنو یعنی چه؟! یعنی تسلیم قدرتهای بزرگ در برابر ایران!!»

اوباما بعد از ژنو چه گفت؟!

گزینه نظامی! اوباما باز هم از همه ی گزینه های روی میزش علیه ایران می گفت و چنگ و دندان نشان می داد. آمریکایی ها هم چنان تهدید می کردند و با ادبیات گستاخانه خود ملت بزرگ ایران را نشانه رفته بودند. مردم می گفتند این چطور « تسلیم » شدنی ست که پُشت‌بند آن تهدید است و تهدید؟! و از همه مهمتر این که چرا کسی از حضرات دولتی جواب‌گوی این یاوه سرایی ها نیست؟! این طوری بود که رییس جمهور در راهپیمایی بیست و دوم بهمن همان سال ( ۹۲ ) بالأخره واکنش نشان داد: « متوهمان گزینه روی میز “عینک جدید” بزنند!» در روی همان پاشنه می چرخید! روحانی هم چنان دنبال تنش‌زدایی بود!

مذاکرات اتمی هرچه پیشتر می رفت؛ اظهارات مقامات امریکایی تندتر و پرحجم تر می شد، آمریکایی ها هرروز با لحنی گستاخ‌تر ملت بزرگ ایران را خطاب می کردند، و دولتی‌ها که هم چنان در همان حال و هوای « تعامل سازنده» و « تنش زدایی» و « تسلیم قدرتهای بزرگ» سِیر می کردند، انگار خوش نداشتند آن ها را بشنوند، و این طوری بود که هربار که با مطالبه ی مردم و رسانه ها برای پاسخگویی به بی ادبی های امریکایی ها مواجه می شدند تنها به این جمله که « این اظهارات خلاف روح توافق است»! بسنده می کردند!

ادامه مطلب →

اسیدپاشی به آرمان سیدالشهدا

دیروقت بود، داشت به خانه بر می گشت که آن دو نفر را دید که در تاریکی شب و در گوشه ای دختر جوانی را تنها گیر انداخته بودند و با ایجاد مزاحمت به زور از او می خواستند تا سوار ماشین شود. به غیرتش برخورد، جلو رفت برای نجات دختر، معلوم نشد تیزی لعنتی را کی از جبیش درآورد و بعد … همه جا خون بود!

از بچه های هیأت بود، علی را می گویم؛ علی خلیلی. همان طلبه ی جوانی که در نیمه های شب وقتی ایجاد مزاحمت اوباش برای دختران جوان شهرش را دید بی تفاوت نماند، می توانست او هم شانه هایش را بالا بیاندازد و مثل خیلی از ماها یک « به من چه!؟» بگوید و بعد هم برود ردّ کارش، اصلاً اینطوری شاید هنوز زنده بود و حالا داشت پیرهن سیاهش را برای عزا آماده می کرد، اما …

امر به معروف و نهی از منکر، دوفریضه ی الهی و از ارکان شرع مقدس اسلام، و ضامن رشد و رستگاری جامعه است، و این طوری ست که خداوند متعال در قرآن کریم متواتراً مسلمانان را به اهتمام به این دو فریضه امر می کند، و اصلاً مسلمانان را بهترینِ امت ها می داند چون به این دو عمل می کنند(آل عمران، آیه 110). معصومین و پیشوایان دینی ما هم بارها بر ضرورت احیای این دو امر مهم و بر اهتمام جامعه ی مسلمانان برآن تأکید کردند، تا آن جا که اباعبدالله؛ حسینِ علی ع اساساً مراد از قیام مبارک خود را در نامه ای خطاب به محمد حنفیه اصلاح امت رسول الله و احیای همین دو فریضه می داند. این نامه را که یک جورهایی وصیت نامه ی حضرت خطاب به برادر بزرگوارشان است شیخ عباس قمی به اسنادش در کتاب شریف نفس المهموم آورده است.

علی را می گفتم، بعد از شهادتش خیلی ها متأثر شدند، قلب بسیاری از مومنین شکست، بچه های هیأتی حسابی غصه دار بودند، از این که می دیدند هم چنان و بعد از هزار سال راه و رسم پیشوایشان و آرمان قیام تاریخ سازش هنوز مظلوم و مهجور است. این طوری بود که نمایندگان مردم در مجلس شورا آستین بالا زدند برای تصویب طرحی در حمایت از آمرین به معروف و ناهیان از منکر، ماجرا اما به خیلی سال پیشتر بر می گشت، به همان سالهای آغازین پیروزی انقلاب 57 و به همان روزهایی که نمایندگان مردم در مجلس خبرگان قانون اساسی مشغول نگارش آن بودند؛ اصل هشتم؛ اصل هشتم قانون اساسی بیان می کند:” در جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ دعوت‏ به‏ خیر، امر به‏ معروف‏ و نهی‏ از منکر وظیفه‏ ای‏ است‏ همگانی‏ و متقابل‏ بر عهده‏ مردم‏ نسبت‏ به‏ یکدیگر، دولت‏ نسبت‏ به‏ مردم‏ و مردم‏ نسبت‏ به‏ دولت‏. شرایط و حدود و کیفیت‏ آن‏ را قانون‏ معین‏ می‏ کند. ” نمایندگان مردم در حقیقت بدنبال تصویب قانونی بودند که تعیین شرایط و حدود و کیفیت این بند مترقی از قانون اساسی را تبیین کند.

آمنه بهرامی، دختری که در سال 83 و در پی یک ماجرای عشقی یک شبه تمام زیباییش را از دست رفته می دید، یک روانی از خدا بی خبر روی صورت آمنه اسید پاشیده بود! حکم دادگاه معلوم بود: قصاص! اما ناگهان قشقرقی برپا شد، دار و دسته ی رییس جمهور وقت با شلوغ کردن ماجرا و طرح مسایل حقوق بشری و این مزخرفات دست آخر آمنه را وادار کردند تا از حق خود برای قصاص مجرم کوتاه بیاید، هم چنان که رییس جمهور وقت_ محمد خاتمی بعدها در صفحه شخصی اش نوشت:« امروز وقتی در خبرها آمد که «آمنه» در کمال بزرگواری، آموزگاری کرد و از حق قصاص خود گذشت بر همه ثابت شد که در برابر سنگدلی و بی‌آزرمی و نفرت‌پراکنی و خودخواهی و کینه‌توزی هنوز می‌توان از مهربانی، شرافت و احترام به زندگی، دیگرخواهی و بزرگ‌منشی هم سراغ گرفت و …» از این حرفها! شاید آن روزها اگر آن حکم قصاص اجرا می شد این ماجرا اینقدر کِش پیدا نمی کرد.

ادامه مطلب →

انصراف از یارانه تا فرهنگ راستی و درستی

خبر ناگواری بود . ثبت نام مجدد بیش از نود و پنج درصد ملت برای دریافت یارانه، و این در حالی بود که دولت محترم خیال می کرد در بدترین حالت دستِ کم ده درصد مردم انصراف دهند؛ آن هم با آن همه حرف و حدیث و توصیه های آقای رییس جمهور؛ و البته تبلیغات گسترده و یک بند تلویزیون، هرچه  بود اما فایده نکرد و به قول شاعر: از قضا سرکنجبین صفرا فزود !! هیچ ایرانی معقول و معتدلی از شنیدن هم چه خبری خوشحال نشد . از این که اوضاع اقتصادی مملکت از این که هست بدتر شود ، و یا از این که دولت محترم نمی تواند نقشه ها و برنامه هاش را برای بهبود معیشت مردم اجرا کند، مسلماً این ها خبرهای خوبی نیست ! بگذریم از این که این ماجرا دست مایه ی خوبی شد برای سیاسیون برای تو سر و کله ی هم زدن ! و مقصر تراشیدن ! و لابد از سرِ دلسوزی .

از این ها که بگذریم این ماجرا به خوبی نشان داد مردم به وعده و وعیدهای دولت اعتماد ندارند و نمی خواهند نقد زندگی شان را به نسیهء آنها رهاکنند. واقعیت این جاست که این سالهای اخیر اوضاع اقتصادی آنقدر ناجور شده بود که بعضی تحلیلگران؛ اعتصابات کاری و یا حتی شورش های اجتماعیِ طبقات فرودست را خیلی دور نمی دانستند، هرچند انتخابات اخیر توانست امیدهای رفته ی خیلی ها را دوباره زنده کند_ و این اصلاً خاصیت چرخش قدرت در جامعه است. بهرحال مردمی که با تمام تنگ ها و سختی ها با کلی امید و آرزو حماسه ی آن چنانی انتخابات خرداد گذشته را آفریدند؛ منتظر بودند دولتِ نو فکری به حال اوضاع خراب اقتصادی و سفره های کوچک شده شان کند. دولت که ازطرفی قیمت حاملهای انرژی را از قبل از عید اضافه کرده بود و از طرف دیگر با اعتقاد به اقتصاد لیبرال و بازار آزاد فکر چندانی به حال تنظیم بازار و افزایش قیمت ها نکرده بود؛ حالا پیشنهاد انصراف از یارانه هم می داد! خوب معلوم بود ملت با یک حساب سرانگشتی نمی توانستند با اعتماد به وعده های سرخرمن دولت بی خیال یارانه شوند. لابد ایراد از دولت بود ، از این که نتوانسته بود اعتماد مردم را جلب کند ، از این که نتوانسته بود ملت ساده دل و خوش قلب را با خود همراه کند، از این که . . . چایی نخورده پسرخاله شده بود!

***

apis

مجسمه ای از گاو آپیس ؛ موزه لوور

گاو آپیس گم شده بود! و داریوش که پایه ی اعتقاد و ارادت مصری ها به او را می دانست دستور داد عملیات تجسس برای یافتن او آغاز شود ، و حتی برای پیدا کردنش جایزه ی بزرگی تعیین کرد! نه از روی ایمان و اعتقاد البته ؛ چه این که داریوش از مزدیسنان بود ، و از پیروان راستین اصلاحات زرتشت . او به خوبی می دانست اهورامزدا تنها آفریدگار آسمان و زمین و پروردگار جان هاست، و این را بارها و بارها نوشته بود. اگرچند به اقتضای سیاست مجبور بود او را خدایان خدا بنامد، و اصلاً در پادشاهی هفتاد و دو ملتِ او چه بسیار اقوام و مردمانی بودند که بی خبر از تعالیم موحّدانه ی پیامبر؛ هم چنان درگیر اوهام و خرافات بدوی شان بودند ، و داریوش لاجرم می خواست آن مردمان را و قلبهای آن ها را با خود همراه کند. این البته اساس سیاست خارجی هخامنشیان تا آن روزها بود . پیشترها و در دوران کمبوجیه هم وقتی گاو آپیسِ قبلی مُرد؛ دستور داد تا برایش تابوت مُرصع آن چنانی بسازند و تشییع جنازه ی باشکوهی هم برایش تدارک دید ! بهرحال داریوش به خوبی می دانست هیچ چیزی بیشتر از راستی و درستی نمی تواند پادشاهی پهناورش را در کنار هم یکپارچه کند و مردمان گونه گون را در گوشه کنار کشور به او نزدیک کند، و این سنت عموزاده هایش _ کوروش و کمبوجیه _ و آن چنان که گفتم اساس سیاست خارجی آن ها بود. به دیگر سخن هخامنشیان بیشتر از زور سرنیزه هاشان؛ به نیروی راستی و درستی قلب های مردم را با خود همراه می کردند. و این طوری بود که داریوش در کنار کتیبه ای که در کنار کانال سوئز نوشت خود را بنده ی نیت الهه ی بزرگ مصری ها معرفی می کرد و یا مثلاً به داتیس که مأمور سرکوبی شورشیان یونانی بود می نوشت که به معابد و مراکز مذهبی مردم گزندی نرساند؛ و به این ترتیب مردم جزیره ی دلوس که از خوف جنگ به کوه ها پناه برده بودند؛ به اعتبار فرمان شاه بازگشتند و در معبد آپولون معتکف شدند. . .

ادامه مطلب →

مروری نتایج نظرسنجی های انتخابات

مواضع رییس جمهور منتخب جناب شیخ حسن روحانی در نخستین کنفرانس خبری دیروزشان آنقدر خوب بود که من نمی توانم تحسین شان نکنم . صمیمانه و به عنوان یک ایرانی امیدوارم ایشان در تحقق وعده های انتخاباتی شان موفق باشند و اگر چنین بود ؛ من از نخستین افرادی خواهم بود که در انتخابات بعدی برای ایشان تبلیغ خواهم کرد تا آن هفت صدم درصد برتری شان بیشتر و بیشتر شود .

سوالات و ابهامات ایجاد شده راجع به نظرسنجی ها در بین دوستانم باعث شد که توضیحات مختصری راجع به نظرسنجی ها برای شان این جا بنویسم . سه مرکز عمده و معتبر در این انتخابات _ هم چون انتخابات های پیش _ به طور مداوم نظرسنجی های سراسری و علمــی برگزار می کردند . در این بین نتایج نظرسنجی ها ، نظرسنجی های صداوسیما به صورت روزانه برگزار می شد و آن دو مرکز دیگر شنبه های هرهفته انجام می شد . مقایسه ی روند نتایج این سه نظرسنجی روند تقریباً مشابهی داشتند و همدیگر را تأیید می کردند . و من تقریباً از سه هفته مانده به انتخابات نتایج هرسه نظرسنجی را برای دوستان نزدیکم پیامک می کردم ؛ و البته گفتنی ست نتایج این نظرسنجی ها در اختیار اغلب فعالان رسانه ای – سیاسی مملکت و نیز نامزدها و ستادهایشان قرار می گرفت .

نموداری که در تصویر زیر می بینید نمایش نظرسنجی های روزانه ی صدا و سیما در هفته ی آخر منتهی به انتخابات و البته فقط مربوط به شهر تهران است ، گفتنی ست نتایج این نظرسنجیها در سایر شهرهای کشور و نیز در سایر هفته ها ی منتهی به انتخابات هم موجود است و من البته فرصت  نمودار کردن آن ها را نداشتم ؛  هرچند نتایج آن ها هم مؤید همین هاست .و البته صدا و سیما در یک اقدام تحسین براگیز نتایج این نظرسنجی های معتبر را یک بار در بخش خبری بیست و سی و بیست و یک خود هم نشان داده بود .

نتایج نظرسنجی ها azadie.ir

 اولین نکته ای که در مواجهه با این نظر سنجی جلب توجه می کند رشد تصاعدی آرای شیخ حسن روحانی ست . چنان که معلوم است اصلاح طلبان توانستند با نشان دادن صداقت شان در مناظره ی سوم به مردم _ و نپریدن به سر و کلّه ی هم که حاصل « انضباط سیاسی » ایشان بود _ و هم چنین با کنار کشیدن عارف به نفع روحانی «موج » ایجاد کنند . هرکسی که به این نظرسنجی های معتبر و علمی دسترسی داشت و البته مختصری شعور (!) متوجه این موج می شد . موجی که ایجاد شد ، بالا و بالاتر آمد و با جذب آرای خاکستری سایر نامزدها و البته آرای قالیباف توانست به اکثریت هفت صدم درصدی برسد . نکته ی دیگری که در این نظرسنجی ها جلب نظر می کند آرای پایین تر دو کاندید اصولگرای حاضر در صحنه ( یعنی رضایی و جلیلی ) نسبت به قالیباف است . البته نگفته پیداست این اختلاف بین آرای حاج باقر و حاج سعید در شهرستان ها کمتر از این مقدار بود .

و اما این نتایج و خطر جدی اصلاح طلبان در صحنه همه ی دردمندان و دغدغه مندان جریان اصولگرایی را پیش از انتخابات هشدار داده بودند . از حضرات  آیات نوری همدانی ، مهدوی کنی ، یزدی ، مصباح یزدی و تا دیگر فعالان سیاسی اصولگرایی امثال حاج حسین شریعتمداری و یا زاکانی و … .

و اما روی چه کسی می باید اجماع می شد ؟ خوب بدیهی بود ! روی کسی که رأی بالاتری دارد و می تواند آرای بیشتری را جذب کند . در این باره بد نیست  نظر صریح حضرت علامه مصباح را بخوانیم :

اگر در انتخابات امر دایر شد بر اصولگرا و اصلاح‌طلب، همه باید بر روی اصولگرا اتفاق کنند و نظرات دیگر خود را کنار بگذارند و بر روی شخصی اجماع کنند که در مقابل آنها رأی داشته باشد.( منبع )

ادامه مطلب →