روضه ي ابالحسن

چگونه است ، نمي دانم همين ابتداي كار اين حديث به ذهنم رسيد :

يَا ابْنَ شَبِيب ! إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْ‏ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ (ع) ، فَإِنَّهُ ذُبِحَ كَمَا يُذْبَحُ الْكَبْش

(وسائل‏الشيعة ج : 13 ص: 503 و عيون أخبار الرضا (ع) للشيخ الصدوق : ج 2 / ص 268 – 269 / بسندٍ صحيح )

ابالحسن علي بن موسي الرضا  ( ع ) فرمود . و من نمي دانم كَبْش  چيست …؟ نمي دانم ، و شايد نمي خواهم بدانم … لغتنامه ي دهخدا را نگاه كردم :

کبش . [ ک َ ] : گوسفند دوساله و گفته اند چهارساله . (اقرب الموارد).

و من نمي دانم اين گوسفند چيست . . .  و يا كيست . . .؟ روضه نمي خوانم ؛ ابالحسن مي خواند . . .

. . . و من بيش از اين نمي دانم و يا نمي توانم بنويسم . اصلا قلمم شكسته باد اگر بعد از امام معصومم حرفي بزنم . بگذريد از نوشته ي من ، و بگذاريد اين يك شب را ميهمان روضه ي ابالحسن باشيم . همين را بگويم و بس كنم دراز گويي را ، اين كه امسال عاشورا ميهمان حرم اباالحسنم …

 ( باقي روايت را از عيون شيخ صدوق نقل مي كنم و با ترجمه ي خودم ):

ريان ابن شبيب نقل مي كند كه در روز اول محرم بر حضرت رضا (ع) وارد شدم … فرمودند : محرم ماهي ست كه ظلم و كشتار در آن حرام بوده است حتي در دوران جاهليت ؛ هر چند اين جماعت نه حُرمت اين ماه را شناختند و نه حرمت پيمبر را ؛ كه در اين ماه بود كه اهل بيتش را كشتند و زنانشان را به اسارت بردند … و خداوند نگذرد از ايشان به اين خاطر هيچ گاه … ابن شبيب ! هرگاه براي چيزي گريان شدي ؛ پس براي حسين (ع) گريه كن كه او را هم چو گوسفند ذبح كردند … و همراه او هشتاد تن از بهترين اصحابش كه در زمين چون ايشان نبود … براي ياري اباعبدالله چهار هزار ملك از آسمان نازل شد كه اذن داده نشد ياري اش كنند ؛ پس آن ها در طواف حرمش هستند و گرد روبي مي كنند از مزارش تا اين كه قائم قيام كند تا از ياران وي باشند و شعارشان اين است : يا لثارات الحسين … ابن شبيب ! پدرم از پدرش از جدش ( عليهم السلام ) نقل مي كرد كه وقتي جدم حسين كشته شد آسمان بر او خون و خاك قرمز مي باريد …

ادامه مطلب →

5 سال.پیش منتشر شده است _ [2,746 بازدید]
در دسته : نوشته ها برچسب : .

من از شاعران غزل گويتم …

توفيق مي خواهد باوركنيد ؛ براي حضرت ارباب نوشتن . اين چنين بود كه وقتي دوستان پيشنهاد ستون نويسي در نشريه ي هيأت را دادند بي درنگ پذيرفتم و شكرگزارم بابت اين توفيق ؛ توفيق «ستون نويسي» براي حضرت . بگذاريد ماجرايي برايتان تعريف كنم :

پنج شنبه ي گذشته بود گويا همايش شعر هيأت و زيبايي شناسي مداحي ، كه حالا سال هاست به همت دوستان در شهر ما برگزار مي شود . محفلي بود براي گردهمايي مادحين و شاعرين حضرت از سراسر كشور ، چهره هاي نام آشنا و سرشناسي هم بودند بعضاً كه سروده هاشان را اجرا مي كردند . در اين ميانه اما شعر يكي از شاعران نه چندان سرشناس و نام آشنا بيش از همه محفل را سر ذوق آورد ، جماعت «هاي – هاي » گريه مي كردند و همين مانع از ادامه ي شعر خواني شاعر ارج مندش مي شد . سخت متأثر شده بودند حضار از شعرخواني ايشان . راستي به فكر فرو رفتم ؛ شعرخواني هيچ يك از شاعرانِ پيشتر از او  _ ولو سرشناستر _ اين چنين ملت را تحت تاثير قرار نداده بود كه شعر ايشان . فرم شعر غزل بود و محتوايش درباره ي ماه پاره ي اباعبدالله ؛ حضرت علي اكبر _ عليه السلام _ . بي تعارف مي نويسم ، دست كم از حيث فرم چنان چنگي به دل نمي زد و به اصطلاح شاعر هيچ «مُعلقي » وسطِ شعرش نزده بود . بهرحال اين شعر ايشان بود كه همه را به گريه انداخته بود :

شعر

ادامه مطلب →

5 سال.پیش منتشر شده است _ [1,462 بازدید]
در دسته : نوشته ها برچسب : .

أستکبرتَ …؟

برای یکی از نشریات نوشتم :

قصه  همین  است : تمامی تاریخ آدمی زادها صحنه ی رویارویی حق و باطل است ؛ یک طرف ماجرا سپاهیان اهریمن و در دیگر سو سپاهیان یزدان صف کشیده اند . از این قبیل است ماجرای ما و امریکا ؛ در یک سو امپراتوری با شکوهی ایستاده است که خداوندگار بسیاری از مردم است ، و در دیگر سوی سپاهیان خداوندگار احد و واحد .و اصلا حالا که این نوشته ها را تایپ می کنم ماجرای جالبی به ذهنم می رسد ؛ می دانید : اصلا خاصیت استکبار همین است ، فرد باد در غب غب می کند و خیال برَش می دارد که می تواند در برابر خداوند بایستد ، و می ایستد . از ابلیس گرفته تا فرعون ؛ و تا استالین ، و تا امریکا .
و خداوند  خوب می دانست که  : اِنَّ الانسانِ لِیطغی اَن رَأهُ استغنی؛ طغیان می کند آدمی اگر خیال کند بی نیاز شده است ؛ و امریکا سالهاست که بی نیاز است ! از خدا و از هرچه از آسمان می رسد . و این لقب مستکبر را هم خود خدا به ایشان داده است ؛ همان روز که خطاب به ابلیس _ که تازه داشت شیطان می شد _ فرمود : أَسْتَكْبَرْتَ ؟أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِين ؟َ استکبار می ورزی و یا واقعا کسی هستی ؟!
این سوی ماجرا اما سپاهیان یزدان ایستاده اند ؛ کسانی که نگاهشان به آسمان است و مدام زمزمه می کنند :رب اني لما انزلت الي من الخير فقير؛ پروردگارا ! قفیر آن چه از خیریم که از آسمان نازل می کنی .  دل خوش اند ، به وعده ها و وعید های خداوند ی که هیچ کاه ندیده اند …
مسخره است باور کنید افاضات آن ها که می کوشند این همه را به دعوایی بر سر آب و نان تنزل دهند ؛ و خیال می کنند ما جرا از آن روزی آغازید که امریکا به ما مثلا « آب و نان » نداد ؛ و حالا که مردم از لحاظ «آب و نان » در مضیقه اند باید دست به دامان حضرت امپراتور عالم ، شاه شاهان _ امریکا _ شد و گدایی کرد . « گدایی » را من نوشتم ، و اّلا ایشان می نویسند که تأمین «آب و نان » اولی ترین وظیفه ی هر حکومت است و بعد هم همانطور که پیشتر نوشتم انگار امریکا خدا ست ! و باید از او طلب رزق و روزی کرد ! و بعد نسخه می پیچند برای این نظام که پای میز مذاکره بنشینید و « آب و نان » برای مردمتان بیاورید . من اما نمی دانم ایشان واقعا نمی دانند و یا نمی خواهند بدانند …؟ ابلهانه است باورکنید ؛ فیلم های آمیتا پاچان هم هیچ وقت به این اندازه « هپی اِند » نبوده اند !

ادامه مطلب →

نبیل رجبی به خاطر توییتر بازداشت شد !

مطلب تازه ای نوشته بود به تازگی نشریه امریکایی فارین پالسی ؛ و در آن به انتقاد از وضع حقوق بشر در کشور پادشاهی بحرین پرداخته بود . گفتم در این روزها که اوضاع و احوال سیاست داخلی به سامان نیست و آقایان ( بلانسبت همه تان ! ) مشغول پاچه گیری از هم هستند ، برای تفنن _ بخوانید تمرّد اعصاب _ هم که شده سری به سیاست خارجی و اوضاع برادران مان در بحرین بزنیم ؛ تقبل لله اعمالنا !

نویسنده ی مقاله برایان دولی یکی از فعالان دفاع از حقوق بشر است و نوشتار خود را با طنز تلخ و لطیفی آغاز کرده است :

« دولت بحرین همان قدر معنای آزادی را می فهمد ؛ که لانس آرمسترانگ معنای دوچرخه سواری پاک !»

لابد لانس آرمسترانگ را می شناسید دیگر , قهرمان چند دوره از مسابقات دوچرخه سواری که دست آخر دوپینگی از آب در آمد ! و بعد هم به خبر ی آرشیوی استناد کرده که یکی از وزاری بحرینی اعلام کرده بود که کسانی که در شبکه ها ی مجازی علیه رژیم و پادشاه فعالیت می کنند بازداشت می شوند ؛ و خوب لا مُحاله کلی کیف کرده بود از این همه آزادی ! که در پادشاهی بحرین وجود دارد ! و به این ترتیب به نظر نویسنده خبر بازداشت چهار نفر از جوانان بحرینی به جرم « بدنام کردن پادشاه در توییتر » اصلا برایش غافل گیر کننده نبوده است  . و این در حالی ست که آن بنده های خدا هم کلی قسم – قرآن خورده بودند که اصلا از کلمات ناجور در توییت هاشان استفاده نکردند ، این است بهر حال عدل کینگ حمَد !

ادامه مطلب →

احمدی نژاد به دنبال چیست ؟

عیدتون مبارک !

شنیده اید لابدخبر جدید را ؛ در خواست بازدید احمدی نژاد از زندان اوین برای بررسی روند اجرای قانون اساسی در آن ! و بعد تر هم جوابیه ی آقای رییس و نامه نگاری در روز روشن ، همین یکی مان کم مانده بود ؛ که خدا را شکر رسید ! غمی نداریم در این مملکت جز زندان اوین …

اما سوال این جاست که این اقدام احمدی نژاد در این برهه ی حساس چرا و به چه منظور صورت گرفته است ؟ بحث و جدل در این باره بسیار است که لابد خوانده اید و پیگیرید در سایت ها و جراید رنگارنگ . از تلاش احمدی نژاد برای منتفی کردن بحث سوال از رییس جمهور در مجلس _ بوسیله ی گشودن جبهه ای تازه علیه قوه قضاییه _ بگیر ، تا مثلا دلسوز ی دکتر برای حقوق بشر  و ادای نلسون ماندلا را درآوردن ( به تحلیل جناب زیبا کلام ) ! و این ماجرا صدای مراجع تقلید را هم در آورد تا آنجا که حضرت آیت الله مکارم با صدور فتوایی هر گونه تنش زایی در شرایط فعلی مملکت را حرام اعلام کردند . بی تردید از این ماجرا بیش تر از هرکسی صاحبان جراید و حضرات تحلیل گر سیاسی استفاده کردند تا تیتر یک روزنامه هاشان را جور کنند .

لکن نکته ای که برایم جالب آمد این بود که دوستان تحلیل گر از حضور جناب جوانفکر در زندان اوین اطلاع نداشتند و یا نخواستند که داشته باشند ؟!! بهر ترتیب احمدی نژاد خراب رفاقت است و حالا که یار گرمابه و گلستانش صبح را  پشت میله های زندان به شب می رساند دلش طاقت نمی آورد و هوای بررسی قانون اساسی در زندان را می کند !بهر ترتیب ما که جز آرزو کردن کار دیگری نمی توانیم کرد؛ از این روست که امید مندم جناب آقای دکتر فراموششان نشود که در چه جایگاهی قرار گرفته اند  و به جای این رفیق بازی ها ( ! ) کمی به فکر دلار باشند که روزگار ملت را سیاه کرده است …

همین چند کلمه …

مدت هاست باور کنید که دیگر میانه ای با خودکار و کاغذ ندارم ؛ و می دانید : سخت نیازمند کیبوردم برای نوشتن ؛ و این تازه همان جایی ست که می افتد مشکلها … ! خو ندارم بهر کیبوردی ؛ و این روزها این ابزار ساده و البته غربی حکم کیمیا دارد برای من . در به در به دنبال کیبورد … هم الان که می نویسم بسیار شاکی ام از دکمه های این « فراسو» ی سیاه ؛ هرچند خوشنودم از این که دست کم ایرانی ست ؛ گرچه هم چنان ذاتش غربی ست ؛ و به قول سید مرتضی تسخیر نشده است …

این همه یعنی عذر از این که کمتر می نویسم، نخست از خودم و از انگشتانم ، سپس …  و حالا که خوبتر فکر می کنم سپس هم از خودم ؛ و اصلا به قول هدایت برای خودم و برای سایه ام می نویسم …

خیال داشتم مفصل از حضرت رضا بنویسم ؛ همین طوری ، محض ارادت. میرزا بنویس مناسبت نویس نیستم که منتظر بمانم تا عیدی و یا شهادتی … همین طور ی دلتنگ بودم …هرچند مجالی نیست . و من می خواهم همین چند کلمه را این بار نثار نایب برحقشان کنم که هماره سخنهایشان نوشداروی جانهای مرده ی ماست ؛ سخنرانی اخیر ایشان را بخوانید : در باب سبک زندگی و تمدن اسلامی . در جمع جوانان بجنوردی . و من بیش از این کپی – پیست کردن زمان ندارم … :

حضرت آیت الله خامنه ای با انتقاد از کسانی که در محیط‌ های شبه روشنفکری، ملت ایران را از شعارهای مکتبی می ترسانند، افزودند: آنها می خواهند ترس و واهمه خود را به مردم منتقل کنند به همین علت مدام می گویند شعارهای مکتبی، دردسر و تحریم و تهدید می آورد.

ایشان افزودند: اگر خوشبینانه به این گفته ها نگاه کنیم باید بگوییم این افراد از تاریخ بی خبرند.

خشم مقدس

اینفوگرافی نیم بندی که برای یکی از نشریات کار کردم :

دامنه اعتراضات مسلمانان جهان در پی اهانت بی سابقه ی فیلم موهن امریکایی

تهیه کنندگان اصلی این فیلم خیال هم نمی کردند که شیطنت آن ها با عث برافروخته شدن آتشی چنین سهمگین شود ؛ آتشی که سال ها بود زیر خاکستر مانده بود و فقط منتظر جرقه ای بود تا شعله ور شود . همان ها که حالا زیر ماسک دفاع از آزادی بیان پنهان شده اند …

بنغازی ؛ لیبی
شاید بتوان گفت آتش اعتراضات از این جا و با کشته شدن سفیر امریکا در لیبی _ کریس استیونز _ شعله ور شد .
ماشین آتش گرفته ی آقای سفیر را در عکس مشاهده می کنید .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مراکش
مسلمانان خشمگین مراکش در حال پاره کردن پرچم سفارت امریکا با چنگ و دندان می باشند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ترکیه

 

 

 

 

 

 

 

 

افغانستان
مسلمانان خشمگین افغانستان در حال آتش زدن مترسک اوباما

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای دیدن سایر عکسها به ادامه ی مطلب بروید :

ادامه مطلب →

محمد ٌ رسول لله !

متاسفم از این که این قدر دیر مطلب تازه ای می نویسم ؛ نیز از این که این چنین آشفته .

حادثه ای که رخ داد ، بی نظیر بود . این که اکنون بخواهیم اقدام موهن آن دیوانه را هم تراز مثلا سلمان رشدی و یا شاهین نجفی قلم داد کنیم ؛ حتما بیراهه رفته ایم .  چه از حیث محتوا و چه از حیث فرم . بهر ترتیب آن چه باز هم فرا یاد می رسد وعده ی محققه ی حضرت باری تعالی ست در اکمال نور خویش، هم چنان که رهبر کبیر انقلاب در پیام تاریخی خود ذکر فرمودند : یریدون لیطفئو نور لله بافواهم ؛ ولله متمم نوره …

 

راستش اعتراف می کنم همین که خبر کشته شدن سفیر امریکا در لیبی را شنیدم اولین احتمالی که به ذهنم رسید « توطئه » بود ؛ خاصه که خیلی زود خبر اعزام ناوهای امریکا به سواحل بنغازی مخابره شد . منطقی می نمود : سفیر بیچاره را پیرهن عثمان می کردند و کار لیبی و لابد و تونس و مصر را یکسره . اما بعد تر که دامنه ی اعتراضات و قیام های مردمی را دیدم شائبه ی توطئه بودن این ماجرا  به کلی به نظرم مردود رسید. در بیش از بیست کشور دنیا همزمان به سفارت خانه های امریکا حمله شد . باور نکردنی ست ! باور کنید اغراق نمی کنم . و هیچ کسی نمی تواند ادعا کند _ اعم از امریکا و یا ایران _ که او بانی و نقشه کش این ماجرا بوده است . چیزی شبیه همان انقلاب ها و سقوط دومینو وار حکام دست نشانده ی منطقه ؛ باور کنید در تحلیل این ماجرا ها باید به آسمان نگاه کرد. عقل بشری عاجز است از فهم ما وقع . به نظر می رسد حق _ متعال _ خود از آسمان ها به زمین آمده است تا کار زمین را یکسره کند . . .

ادامه مطلب →

اجلاس مکه و شائبه ی «بستن» احمدی نژاد و ملک عبدلله !

از همان ابتدا مشخص بود سرنوشت اجلاس سران کشورهای به اصطلاح اسلامی چیست ؛ موضوع پیچیده ای نبود . و شاید به همین سبب بود که رسانه ها و خبرگزاری های داخلی ، ایضا صداوسیمای مملکت اینقدر کم رنگ و حاشیه ای آن را پوشش دادند . بهر ترتیب بیانیه ی پایانی ای که در آن رأی بر تعلیق عضویت سوریه از سازمان کشورهای اسلامی می داد که دیگر قابل گزارش نبود ! از همان ابتدا مشخص بود ریاض با برگزاری این اجلاس سعی بر رسیدن  به اهداف و برنامه های متزورانه ی خود دارد و ژست کشورهای مسلمان بی اندازه مضحک و مسخره به نظر می رسید . اما موضوعی که از همان ابتدا پرسش برانگیز می نمود  علت حضور ایران در عالی ترین سطح در این اجلاس بود . مسأله ای که نه تنها برای ما ، بلکه برای اغلب رسانه ها و طرف های درگیر هم بسیار مهم بود ؛و از روزها قبل خبر حضور محمود احمدی نژاد در این اجلاس را به صورت گسترده پوشش میدادند .و در حقیقت این اجلاس را نوعی تقابل ریاض – تهران بر موضوع سوریه قلم داد می کردند .

و البته برای شخص ملک عبدلله ؛ بن عبدالعزیز ! مسأله ای که در استقبال به اصطلاح گرم پادشاه از رییس جمهور کشورمان بدو ورود به کاخ صفا می شد فهمید . درست آن جایی که پسر خرفت و شکم گنده ی عبدالعزیز از احمدی نژاد دعوت کرد تا کنا ر وی بنشیند و با هم به استقبال روسای دیگر کشورها بروند .( نمی دانم چطور ؛ اما این کنار هم نشستن و این حال و احوال کردن های به نظر دوستانه مرا به یاد جلسات مجمع تشخیص مصلت نظام انداخت ؛ نمی دانم شاید به خاطر شباهت بی اندازه ی ملک عبدلله و هاشمی رفسنجانی ! )  این ماجرا را  نه من ، که بسیاری دیگر از رسانه های جهان هم به صورت گسترده پوشش دادند .(به عنوان مثال گزارش رویترز). فیلم این ماجرا را اینجا می توانید ببینید .

لکن صورت مساله هم چنان باقی ست : آن هم علت حضور احمدی نژاد در یک نشست از پیش باخته است ؛ سوالی که بعضی تحلیل گران پیش از سفر آن را با مطرح کردن رأی شورای عالی امنیت ملی و نظارت آن بر این سفر؛ بی جواب می گذاشتند و البته بعضی دیگر هم به انتقاد از احمدی نژاد می پرداختند . بهر ترتیب آن چه مسلم به نظر می رسد این است که نفس حضور در این اجلاس بهتر از غیبت در آن بود ؛ اجلاسی که مع الاسف تمامی سران کشورهای اسلامی _ به جز سوریه _ در آن شرکت داشتند و عدم حضور ایران می توانست خود بهانه ای تازه برای تبلیغات علیه مملکت باشد . خاصه اگر این مساله را در کنار توانایی احمدی نژاد در ارائه ی نطق های آتشین و به اصطلاح افشا گرانه و البته تجربه های سابق از حضور احمدی نژاد در نشست های مشابه بین المللی قرار دهیم . لکن متاسفانه نطق جناب رییس جمهور چیز دلچسب و افشاگرانه ای در بر نداشت ؛ و شامل یک سری کلیات و واضحات درباب ضرورت دموکراسی و غیره بود .بهر ترتیب به نظر می رسد جای این سوال هم چنان به پاست که علت حضور آقای احمدی نژاد در نشست از پیش باخته ی عربستان چه بود ؟!

ادامه مطلب →

علی اسم خداست …

ایندپندنت امروز نوشته بود : دولت سوریه به حمایت از پ.ک.ک متهم شده است . و بعد هم اظهار نظر داود اوغلو را در این باره پوشش داده بود . فارق از این که چقدر این مدعا مستبعد از ذهن است نکته ی لطیفی که در این میانه برایم جالب بود بازی  زمانه است . و به تعبیر مرحوم فردوسی :

چنین است رسم سرای درشت

گهی پشت به زین و گهی زین به پشت !

بالاخره حمایت از تروریست ها «آمد – نیامد » دارد ! همان تروریست هایی که دیروز ترکیه از ایشان برای آشوب در خاک سوریه حمایت می کرد؛ امروز دشمن جان این کشور شده اند . و به تازگی چند تن از مرزبانان ترکی را به قتل رساندند. از این ها که بگذریم ؛ نشست امروز تهران  حرکت قشنگی بود ؛ هرچند خیلی دیر …

بس است . به همین چند خط بسنده می کنم .

نمی دانم چگونه شد که ناگهان به یاد مزار شریف افتادم . مضجأ مبارکی که برادران افغانمان تصور می کنند مزار شریف « علی اسدلله » است . (هذا قبر ولی الله علی اسدالله) شاید به خاطر نوشتن درباره ی تروریسم و القاعده و … طالبان ! مسجد تماشایی و زیبایی که به نام کبود مشهور است و از دیگر باقیات صالحات « گوهرشاد » خاتون  . روحش شاد ! آن چنان که از گزارشات امیرخانی از مزارشریف بر می آید ( در جانستان کابلستان ) حتی برادران سنی مذهب ما هم در کنار مزارشریف ذکر «هو – هو یا علی مدد» می گیرند … ومن خیال می کنم اشتباه نمی کنم که « علی اسم خداست » ! این روزها بعد هر نماز خدا را به همین نام صدا می زنیم .و اصلا این مرتبه بگذارید به جای ایوان طلای نجف سری به مسجد کبود مزارشریف بزنیم . انگار کنید مشهد است و از صحن انقلاب به مسجد گوهر شاد می روید … هرچه نباشد آن جا هم دارالقرار و مسائر عشاق حضرت است …

ادامه مطلب →