مروری بر انتخابات و دستاوردهای آن

یک تحلیل

یادداشت مهمان / محمد جعفری عزیز ، دوست فاضل و برادر بزرگوارم این تحلیل ام پی تری و در عین حال دقیق را درباره ی انتخابات ریاست جمهوری نوشته و در اختیار حقیر قرار داده اند ، می خوانیم :

چنتا نکته:
۱اخلاص در اصولگرایان نبود (ابعضی ها از ۶ سال پیش برای انتخابات برنامه داشتن، )
۲-  انصافا کدوم تفکر این چهار پنج تا اصولگرا باهم قابل جمع بودن(خارجی ؟ سیاسی؟ اقتصادی؟ و حتی گفتمان؟…)
۳-  آیا وحدت نخبگانی روی کاندیداها بود؟ یعنی علما و نخبگان سطح بالا وحدت گفتمانی داشتن؟
۴- آیا مردم آقای روحانی رو واقعا می شناختند؟
۵- نقش آقای احمدی نژاد در بدبین کردن ذهن مردم نسبت به اصولگرایی چی بود؟
۶- آیا جامعه نخبگانی تونست گفتمان مقاومت رو جا بندازه؟ مردم عادی از مقاومت فقط جنگ و فقر تو ذهنشون هست!
۷- تجربه تشکیلاتی و رسانه ای اصلاح طلبان و جمع کردن رای های خاکستری و سرگردان و مدیریت اقای هاشمی هم بی تاثیر نبود.حدود 20روزنامه اتاق فکر و ستاد رسانه ای رو حانی بودن. و نقش هاشمی در مهندسی کاندیداها: هاشمی به عارف گفت برو ! و به ولایتی گفت بمون ! دلیل هر دو برای پرشور شدن و ایجاد حماسه سیاسی.
۸- تو سریال مختار اگه دیده باشی ۳۹ قسمت مقاومت بود یک قسمت سازشٰ ؛ مردم با مقاومت بودن… نخبگان نتونستن بفهمن مقاومت چیه؟ خدایی چنتای ما میدونیم اقتصاد مقاومتی یعنی چی؟
۹- این انتخابات چه جایگاهی تو مسیر رسیدن به تمدن نوین اسلامی داره؟
۱۰- آیا لازم نیست تفکر اصلاح طلبی و هاشمی دوباره به محک تجربه و نقد گذاشته بشه ؟!
۱۱- چند بار این اتفاق تو تاریخ افتاده ؟ یعنی سر بزنگاه مردم و نخبگان تو تشخیص درست و حیاتی اشتباه کردند و فهم و تجربه تاریخی تو جامعه اونچنان که باید مطرح بشه مطرح شده؟
۱۲- سوال : الان اگه استدلالایی که واسه تفکر اقتصاد مقاومت مطرح میشد باید جواب بده . یعنی اگه با سازش وضع اقتصادی ما بد میشه باید بد بشه دیگه؟
۱۳- صحبتای حضرت آقا در ۲۳ خرداد خیلی عجیب بود:
مقایسه شهدای کربلا با شهدای دیگه و اینکه اجر این شهدا بالاتر از دیگر شهیدان است :  چون حتی بعضی از اقوام امام حسین ع هم مخالف حرکت امام بودن همچون محمد حنفیه و عبدالله بن جعفر و این یعنی تردید در گفتمان که باعث میشه اجر کار کردن در این مسیر بیشتر بشه

نکته دوم اینکه در راه عزت و پیشرفت کشور نباید فقط به محاسبات مادی اتکاء کرد و نقش توکل به خدا و وعده های الهی رو نباید نادیده بگیریم/غربی ها در محاسبات مادی از ما قویترند اما همیشه بدبخترند و عقبتر

پس نه نظر سنجی نه اینکه کسی مثل روحانی رای بیاره رو با محاسبات محض نسنجیم

اگه قائل به گفتمان اصولگرایی هستیم باید حد اقل یک قدم رو به جلو داشته باشیم
 انصافا تفکر اصولگرایی کدوم مدل اسلامی و اصولیی رو مدلیزه و پیاده کرده؟یعنی قدم رو به جلو و رو به بالا داشته؟!!

۱۴-چقد در راه تعالی و نه تو سعه (تاکید: تعالی و نه توسعه )کار کردیم نظر به اینکه آیا میدونیم تو سعه با تعالی چه فرقی داره ؟!!
۱۵- بهتر نیست که تفکره اصولگرایی حداقل ۴ سال بره و روی مدل های اداره جامعه فکر کنه و مدل های قابل اجرا و اسلامی پیاده بکنه؟!

[محمد آزادی : جسارتاً عرض می کنم : درسته که الان باید مطالعه کرد و برنامه ریزی ، لکن می شد با اجماع روی اصولگرای حداقلی ، و با یه جو سیاست ( « موج » درست کردن ، جذب آرای خاکستری و … ) هم1 _  نباخت ، هم 2 _ عقب نیافتاد و هم 3 _ به صورت گفتمانی کار کرد و تبلیغ . اصلاً مگر جایگاه ریاست جمهوری جایگاه گفتمان و گفتمان بازیه ؟!!! ]

۱۶- طبق فرموده حضرت آقا چندین بار که من دست تقدیر الهی رو تو این انتخابات و فرایند اداره کشور میبینم و نمیدانم خداوند قلوب رو بسمت چه کسی بر میگرداند ؟  پس قطعا و حتما بنفع کشور بوده .
۱۷- تضمینی برای موفقیت جریان اصولگرایی و بدتر، انهدام اصولگرایی بدون عقبه اجرایی و الگویی بود؟
۱۸ – چقد الان تفکر اصلاح طلبی برنامه داره واقعا؟ چقد حر ف برای گفتن داره؟ اشکال نداره بذاریم یکبار دیگه اقتصاد سرمایه داری به محک گذاشته بشه . هرچند دودش به چشم همین مردم میره ولی همین مردم به آقای روحانی رای دادن.

 جالبه ببینیم ترس سنگین بی بی سی بلافاصله بعد رای اوردن روحانی این بود که اقای روحانی فکر نکنیم بتونه حتی به 30 در صد از قولاش عمل کنه

۱۹- مهم در نظام اسلامی رسیدن به رابطه «  امام و امته »  برای جا انداختن تمام گفتمان ها .  جا انداختن این بحث خیلی مهمه

20- چهار ساله با هر زبانی میگیم سال 88 تقلب صورت نگرفته نمیتونیم اثبات کنیم .  روز انتخابات اثبات شد.آقای روحانی فقط با 25هزار رای اختلاف نرفت دور دوم.ئور قبلی 11 میلیون رای اختلاف بود .

21-اخلاق و منش درست انتخاباتی رو به مردم و اصلاح طلبان یاد دادیم فقط چند دقیقه بعد از معرفی کاندیدای پیروز همه بهش تبریک گفتن .

22- دنیا ااز ما یاد بگیره .

23-فرمودین دلتون به سید حسن نصرالله میسوزه
بیشتر از اینکه امروز جبهه مقاومت سلاح یا سیاست بخواد، الگو شدن جمهوری اسلامی ایرانو میخواد .
24- اما بحث مهم اینکه آیا میشد اجماع کرد که شکست سنگینتری نخوریم؟
یه مثال ساده میزنم که چرا اصلاح طلبا تونستن اجماع کنن ولی ما نتونستیم:
مثل ما و اصلاح طلبا مثل قیاس طب اسلامی و سنتی  به طب شیمیاییه
توی طب شیمیایی همه میدونن عوارض و ضرر هست اما همین طب شیمیایی واسه همه بیماری ها قرص یا شربت داره و فرمولای ثابتی واسه هر بیماری داره حدود 700 تا فرمول دارویی واسه کل بیماری ها
یعنی طب شیمیایی با مبنای غلط یا درست خودش دارو داره
اما طب ایرانی و اسلامی
همه میدونیم عوارض نداره و عالیه
اما حتی واسه سرما خوردگی هم فرمول ثابتی نداریم
حکما مبانی شون یکیه اما تجویزاشون فرق میکنه
تو سطح بالاتر اختلاف بین علما (رهبران اصولگرایی) تو مبانی نیست تو فرموله
حالا با این مقدمه چرا ائتلاف و اجماع صحیح نبود:
ساده:
چون تفکر اصولگرای احمدی نژادی چیزی کمتر از مباحثی که دیگر کاندیداهای اصولگرا مطرح میکردن نداشت و  اونها حرف جدید و مدل جدید و روبه جلویی نداشتن البته جز آقای حداد و جلیلی
بنظرم مقایسه تفکر اصولگرایی با اصلاح طلبی اشتباهه
چون جنسشون فرق میکنه
توی یک زمین نیستن
تفکر اصلاح طلبی تو ایران الان به اجماع نرسیده
اجماع این تفکر بخشی از هماهنگی با تفکر مادی و مدل دار دنیاست
کل مدل اداره دنیا به قول هانگتینگتون طبق مدل کوسه ببری به مدل لیبرالی رسیده و بغیر از این چیزی ندارن
اما تفکر اصولگرایی پویاست؛علما و نخبگان تو مفاهیم مشکل ندارن تو روش اجرا مشکل دارن
یمثال دیگه که ائتلاف و اجماع اصوالگرایان صحیح نبود:
اگه گیریم همه کاندیداها مدعی اصولگرایی به صفر تا صد اصول مقید وپایبند هستند
در این صورت اصولگرایی مثل سفر از تهران به مشهد میشه که همه با هدف و مسیر موافق هستن
مشکل وسیله هست
یکی میگه ماشین
یکی میگه قطار
یکی میگه هواپیما
(تو تفکر اصلاح طلبی هدف مشهد نیست)
خب سوال: نمیشه همه توافق میکردیم با یه وسیله میرفتیم؟
جواب این سوال اینه که هیچ کدوم از این وسیله های رفتنی که تعریف کردیم ظرفیت کافی واسه همه رو نداشته
این ظرفیت سازی بحث مهمیه
مثلا بزرگواران آقای مصباح و یزدی باهم تو مفاهیم فرقی ندارن
حتی تو وسیله هم فرقی ندارن
فرقشون  روش تولید اون وسیله است
بنظر من نه تنها شکست نخوردیم حتی پویایی خودمونو اثبات کردیم
تفکری اختلاف داره که رو به جلو باشه پویا باشه

آقا در دیدار با ددانشجویان پارسال فرمودن خودتون برای مدیریت در سطح جهانی آماده کنید
بذار ایرانو اداره کنیم با مشارکت
مدل اداره جهانو پیاده بکنیم
خدا به ما هم فرصت و هم اخطار داده؛ قدرشو بدونیم .

[محمد آزادی : اغلب قبوله ؛ لکن درباره ی ائتلاف رجوع می دم شما رو به سرمقاله ی امروز حاج حسین در کیهان ]

ادامه مطلب →

حماسه ی سیاسی مبارک !

iran-election

عدم  ” انضباط سیاسی ” باعث شکست جریان اصولگرایی شد . دکتر  حسن روحانی توانست با زنده کردن آرای اصلاح طلبان  رییس جمهور اسلامی ایران شود . اصلاح طلبان توانستند با اجماع به هنگامی که در متابعت از بزرگان کیش خود داشتند و با حُسن استفاده از تشتت اصولگرایان ، هم « نظم پذیری » سیاسی خودشان را نشان دهند و هم رأی بیاورند .

از مدت ها پیش بزرگان جریان اصولگرایی عواقب تفرقه و تشتت آرا را بارها و بارها گوشزد کرده بودند ، حقیر هم در این وبلاگ همه ی تلاشم این بود گسترش دهنده ی همین تفکر باشم ، لیکن کو گوش شنوا ؟! از این بازی « صالح و اصلح » چه کسی بیشترین سود را بُرد ؟!مردم خسته اند . از کشمکش ها ، از این بازی های سیاسی ، از بس شعار شنیدند . اصولگرایان لیکن یکسره بی خیال مردُم ، مشغول تو سر و کلّه ی هم زدن بودند . . . و من البته هر زمان پیشتر که این ها را نوشتم سیل اتهامات و برچسب زدن های آن جماعت خشک مغز شروع شد !

بهرترتیب خیال می کنم این انتخابات فرصت مناسبی برای بلوغ بیشتر سیاسی جریان اصولگرایی ایجاد کند . بی تردید چه آن ها که دوره می گشتند و دنبال آدم می دویدند تا « برچسب » بزنند و چه آن دیگران ، امروز باید قواعد دنیای سیاست را بیاموزند . در هیچ جای جهان پای مقدسات و مسایل استراتژیک مملکتشان را به انتخابات و رأی مردم باز نمی کنند . و حالا بی بی سی تو بوق و کرنا کرده که :« نماینده ی مقاومت باخت !» به همین راحتی ! و بیا تحویل بگیر ! هرچه گفتیم و نوشتیم که تعاریفی که ازحضرات علما شده ناظر به علم و فضل شان بوده ، ما را متهم کردند به چه و چه ها …بماند!!  حالا آن جماعتی که انتخابات را تبدیل به صحنه ی « رفراندم » انرژی هسته ای کردند می باید بیاموزند  که . .  . به قول حجت الاسلام دکتر حسن  روحانی : « چه فایده که سانتری فیوژ بچرخد ولی چرخهای مملکت نچرخد ؟!»

 بهرترتیب فراموش نکنیم این که : دل های مردم دست خداست ، صمیمانه از همه ی مردمی که با حضورشان به خلق حماسه ی سیاسی کمک کردند ممنونم !

درود بر شرفت حداد !

حداد عادل

کناره کشید :« برای پیروزی اصولگرایی » . تا این لحظه جناب ایشان نشان دادند بیشترین شعور سیاسی را در بین سایر حضرات اصولگرا دارند ، و این که به خوبی درک می کنند که بالاترین مصلحت کنونی « پیروزی اصولگرایی » ست ، و « نقد درون گفتمانی(!)  » را به وقت دیگری هم می توان موکول کرد . کناره گیری محمد رضا عارف هم تقریباً قطعی شده ، البته حضرات گذاشتند تا دقیقه نود اعلام کنند و خوب ایشان هم بتوانند از همه ی کوپن های تبلیغاتی شان استفاده کنند . غیر از این که عارف را هم تحسین می کنم برای این « نظم پذیری سیاسی » ، دلم هم به حالش می سوزد : ازینکه طفلی پاسوز اصلاحات شد و پا سوز جناب ” سرگشاده ” ! بهرحال روحانی نماینده ی جناب ” سرگشاده ” ست و روشن بود که به این راحتی ها کنار نمی کشد . با این حساب براساس آخرین نظرسنجی ها و اگر تصور کنیم همه ی آرای عارف برای روحانی خواهد رفت ، باید منتظر بود و دوگانه ی « روحانی – قالیباف » را در دور دوم انتخابات تماشا کرد . این البته ابداً به معنی این نیست که آرای اصلاح طلبان با اصولگرایان توان رقابت دارد ، لیکن امید ایشان بر « تشتت » آرای اصولگرایان بود و هست ، و البته امید به جایی ست . و الاّ عارف و روحانی روی هم رفته چیزی کمتر از ده میلیون رأ ی دارند و تازه این در حالی ست که همه ی توان تبلیغاتی داخلی و خارجی خود را هم به کار بسته اند و حضرات سرگشاده و تمّدن هم تمام قد از ایشان حمایت کرده اند . اگر تصور می کردیم حضرات  این تشتت را کنار می گذاشتند و اصولگرایان هم به نامزد واحد می رسید ند نامزد جبهه ی متحد احتمالاً بیش از بیست میلیون رأی می آورد ؛ هرچند : چنین نشد . . .

آرای علی اکبر ولایتی هم ریزش قابل ملاحظه ای داشته : ایشان که  تصور می کرد مثلاً با طرح مواضع شبیه اصلاح طلبان در مناظره ی آخر می تواند کمی ا زآرای خاکستری را هم برای خود جمع کند طرفی نبست و حتی بسیاری از طرفداران اصولگرای خود را از دست داد . بهرحال جناب دیپلمات که جلیلی را در مناظره به ” فلسفه بافی ” به جای ” سیاست ورزی ” متهم می کرد نشان داد خودش د رالفبای فهم سیاسی گیر کرده است .

ادامه مطلب →

از اردوغان تا احمدی نژاد ؛ برای انتخابات !

اردوغان و احمد ی نژاد

اردوغان اشتباه کرد ؛ و سیاستهای غلطش حالا دامن « عدالت و توسعه » و دین و مکتبش را هم گرفته است ، اشتباه کرد و اسلام سیلی خورد ، و حالا بی بی سی تیتر می زند برای ش : که اردوغان دنبال استبداد دینی در ترکیه است . زبان کمونیست ها و لیبرال ها دراز شده که او دارد نظام لاییک و دموکراسی ترکیه را از بین می برد ؛ و من متاسفم از این که این روزها را می بینم . صمیمانه امید وارم دولتش سقوط نکند و این پیش بینی که « دولت آینده دوباره لاییک خواهد بود » نیز غلط از آب در آید . مصلحت اسلام و مسلمین مهمتر از عصبیت های قومی – قبیله ای ، و آن « سلام – صلوات »هایی بود که مُرسی  برای عُمَر و آن دیگران در تهران فرستاد و برای معارضین سوری هم آرزوی توفیق کرد . و این را جمهوری اسلامی خوب می داند و در سیاست خارجی ما هم لحاظ می شود که فرصت بر سر کار آمدن «اخوانی» ها در مصر و ترکیه را با موضوع زودگذر « سوریه » نباید به یک تهدید بدل کرد ؛ حیف که اردوغان نفهمید . . .

اردوغان همانقدر برایمان محبوب بود که « دکتر » بود ، به خاطر بیاورید کنفرانس جهانی اقتصاد را که در آن اردوغان « شیمون پرز » را « قاتل کودک کُش » خطاب کرد ؛ و می خواست خودش سوار « مرمره ی 2 » بشود و تا غزه برود تا حصر ظالمانه ی آن جا را بشکند . اردوغان به یک « تحیلیل » رسید ، که برای « دوام » قدرتش و یا « کیش شخصیت » ش  دست به دامان امریکا شود ؛ و حالا دارد سر میز مذاکره ، همه ی خوبی هایش در ذهن ما را یک – یک از دست می دهد . . .

« دکتر » هم برای ما محبوب بود ؛ ولی اشتباه کرد ، آن قدر زیاد که وقتی هاشمی اعلام کاندیداتوری کرد _ و پیش از آشکار شدن علایم پیری اش  _ بسیاری به او اقبال نشان دادند . و  آیا مردم « پیرمرد » را منجی اقتصاد ایران می دانستند ؟! روشن است که نه ! اقبال عمومی آن ها یک « نه » بزرگ بود به احمدی نژاد ، و به ضرباتی که پیکره ی اصولگرایی وارد کرد . . .

محتملاً طی چند روز آینده عارف به نفع روحانی کنار می کشد ، و هاشمی تمام قد از شیخ دست پرورده اش حمایت خواهد کرد . به این ترتیب همه ی اصلاح طلبان پشت سر شیخ دیپلمات جمع خواهند شد و این یعنی تمرکز حداکثری آرا برای پیروزی در انتخابات . نمی توانم این « نظم پذیری » سیاسی را در اردوگاه اصلاح طلبی تحسین نکنم ، این در حالی ست که بنا بر بسیار ی از نظر سنجی ها آرای عمومی محمدرضا عارف خیلی بیشتر از روحانی ست ؛ و تازه از پیشتر هم قول و قراری برای ائتلاف یا چیزی شبیه به این نگذاشته بودند .

در این سوی ماجرا اما دوستان اصولگرا هم چنان هم مشغول «تو سر و کله ی هم زدن » اند و با فراغ بال ، بی خیال روحانی و دار و دسته ؛ مشغول نقد درون گفتمانی(!)  :

ادامه مطلب →

از مذاکرات اتمی تا انتخابات ریاست جمهوری

واقعیت این است که این مقاله را پیش از ثبت نام کاندیداها و برای یکی از نشریات نوشته بودم . لکن این روزها و در حالی که بحث مذاکرات هسته ای در تبلیغات بعضی ها گل کرده است ، انتشارش به نظرم لازم رسید :

تجمع دانشجویان معترض روبروی کاخ سعدآباد

دانشجویان تهرانی که روبروی کاخ سعدآباد دراز کشیده بودند و می گفتند : آقای روحانی ! مگر از روی جنازه ی ما رد شوی تا بتوانی « سعدآباد » را امضا کنی . . .

خبر تجمع چند ده نفری نیشابوری ها در اعتراض به افزایش قیمت مرغ و نا آرامی هایی که در صف مرغ (!!) رخ داده بود را خاطرتان هست ؟اینجا درباره اش نوشته بودم . غائله ای که از درگیری سر صف توزیع مرغ یارانه ای (!) شروع شد و به سرعت به تیتر خبرهای خبرگزاری ها و رسانه های غربی تبدیل شد .آن ها آن چنان ذوق زده شده بودند که به سرعت با صدها ساعت برنامه و تحلیل به پوشش گسترده ی این اتفاق پرداختند . و من البته  به سختی می توانم اسم آن اباطیل را «تحلیل » بنامم  . بیشتر خواب هایی بود که برای ما و انقلابمان دیده بودند . و به اصطلاح خیلی زود دُم خروس ژست های حقوق بشری شان بیرون زد و خودشان پشت برنامه های فشار ها و تحریم های فلج کننده ای که به بهانه ی « بازداشتن ایران از دست یابی به سلاح های هسته ای » وضع کرده بودند را « لو دادند !» خاطرتان هست مثلاً آن روزها حسین باستانی ( اصلاح طلب فراری ) نقد مفصلی نوشته و در بی بی سی فارسی منتشر کرده بود و در آن به صراحت تعمیم این ناآرامی ها به سراسر کشور و تظاهرات های گسترده را  علیه قیمت بالای مرغ (!) و یا شرایط دشوار اقتصادی پیش بینی کرده بود .

تجمع دانشجویان دانشگاههای تهران مقابل کاخ سعد آباد

بعضی از دانشجویان شعار می دادند : درود بر فتحعلی شاه ! و « سعدآباد » را با « ترکمانچای » قیاس می کردند . . .

برنامه این بود : با فشار های گسترده ی اقتصادی و تنگ کردن اوضاع معیشت ، بین مردم _ و به خصوص اقشار آسیب پذیر و به اصطلاح توده _  و نظام و انقلاب فاصله بیاندازند و آن هارا به تدریج در برابر آن قرار دهند و در نهایت کاری کنند که این بار اقشار متوسط و ضعیف جامعه( به عکس سال هشتاد و هشت که باصطلاح مرفهین بی درد به خیابان ریخته بودند) به خیابان بیایند . و در نهایت نظام و انقلاب را مجبور به «تجدید نظر» در مواضع و محاسبات خود کنند .

 برنامه ی به ظاهر بی عیب و نقصی هم می نمود . بهر حال از قدیم هم گفته اند : که شکم گرسنه دین و ایمان نمی شناسد . ولی نشد ! عمق دلبستگی مردم به انقلاب اسلامی شان مسآله ای بود که عقل های متریالیست و  الکلی غربی ها از عهده ی فهم آن برنمی آمد .مردم ما به خاطر مرغ(!)  و مثلاً روغن انقلاب نکرده بودند که حالا که با فشار های غربی ها و برخی اشتباهات عناصر داخلی نایاب شده اند دست از نظام و انقلابشان بردارند . و البته روشن است که آن ها نمی فهمیدند ؛ چه که نمی توانستند بفهمند و به این ترتیب خرده ای هم بر ایشان نیست . این وعده ی محققه ی حق تعالی ست که بر قلب و گوش و چشم کافران « مُهر » می زند تا نفهمند .

البته گفتنی ست که تأمین معیشت مردم یکی از اوّلی ترین وظایف حکومت ها _ و من جمله حکومت اسلامی _ است . و کسانی که در این باره کوتاهی می کنند _ دانسته و یا ندانسته _  خیانت می کنند به خونهای مطهر شهدا … در این باره گفتنی ها فراوان است که بحث علی حدّه ای می طلبد و نمی گنجد در این مقال .

بهرحال حضور گسترده و حماسی مردم در راهپیمایی بیست و دوم بهمن برای جشن گرفتن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و بعد تر هم حضور پای صندوق های رأی گیری انتخابات مجلس ؛ دشمنان را از به نتیجه رسیدن برنامه ریزیهای گسترده شان روزاروز نومید تر کرد .

به این ترتیب به نظر می رسد  « تجدیدنظر در محاسبات »  نسخه ایست که این روزها برای سردرگمی و شکست خودشان می توان تجویز کرد ! تحلیل مواضع و رفتارهای اخیر غربی ها به روشنی نشان می دهد آن ها هم به این شکست تن داده و در حال تجدید نظر در محاسباتشان اند . به عنوان نمونه:

بنا بر برخی اخبار تأیید نشده ؛  در مذاکرات نخستین ایران و نمایندگان پنج به علاوه یک ، آن ها پیشنهاد «تأمین قطعات هواپیما» در برابر تعلیق غنی سازی بیست درصد از سوی ایران را داده بودند و این در حالی ست که در دور آخر مذاکرات و در آلماتی این « ما به ازاء » به «حذف همه ی تحریم های پتروشیمایی»  غربی ها افزایش پیدا کرده بود . و البته روشن است که تیم مذاکره کننده ی ایرانی این پیشنهاد طرف غربی را « هم وزن » گام اعتماد ساز ایران ندانسته و خواستار افزایش آن شده بودند .

حسن روحانی در کنار جکی !!

البته گوش آقای روحانی به این حرفها بدهکار نبود و علیرغم اعتراضات گسترده ی مردم این معاهده ی ننگین را امضا کرد !

به عنوان یک تحلیل مقایسه ی روند دور تازه ی مذاکرات ایران 5+1  با ادوار گذشته ی آن ؛ و خاصه تیم مذاکره کننده ی هسته ای در زمان دولت اصلاحات می تواند مفید باشد: سیاست عقب نشینی و تسلیم در برابر فشار های دشمن ، آن روز ها ما را به تعلیق و تعطیلی همه ی فعالیت های هسته ای، امضای معاهده ی ننگین سعدآباد  و هم چنین امضای معاهدی ننگین « پروتکل الحاقی » در آذر ماه سال هشتاد و دو و از سوی دولت ( بدون تصویب مجلس ) کشاند . معاهده ای که به بازرسان آژانس اجازه می داد هرزمان ، هرجایی از مملکت را که دوست دارند بازرسی کنند ، و این یعنی « حق حاکمیت ملی » یعنی کشک !! وطن فروشی تو روز روشن ! و اما « ما به ازای » غربی ها چه بود ؟ « محور شرارت » خواندن ایران !

ادامه مطلب →

از ائتلاف های یک-شبه ، تا ردصلاحیت ها

با انتخابات

انتخابات

نتایج نهایی رد صلاحیت ها هم اعلام شد ، به خیر و خوشی و میمنت انشالله ! اغلب نامزدهای ردصلاحیت شده مُرّ قانون را پذیرفتند و در برابر نظر شورای نگهبان تمکین کردند . مردم هم که  مطالبه ای جز « قانون » از مسولین نداشتند با آرامش تمام از این موضوع نیز گذشتند . این را می توان الحق « بلوغ سیاسی » جامعه ی ایران دانست . ضرورت وجود قانون از بدیهیات می نماید و بی نیاز از اثبات ، به قول حکما : تصور آن موجب تصدیق است . و خوشبختانه تجارب تلخ گذشته هیچ اگر برای ما نداشت ، همین « قانون گرایی » ثمره ی گرانقدری ست که نمایانگر « الطاف خفیه » ی حضرت حق است .

در این میان اما شاید خبر ردصلاحیت شدن دو چهره ی مطرح ثبت نام کرده در انتخبات بیشتر از سایرین خبرساز شد : اکبرهاشمی ، و اسفندیار رحیم مشایی .

آقای هاشمی که مو سپید کرده ی این انقلاب است خوب می داند مطالبه ی عمومی مردم و حامیان ایشان « تبعیت از قانون » است . این چنین است که ایشان هم تنایج اعلام صلاحیت ها را پذیرفته و دربرابر قانون تمکین می کنند . و روز گذشته هم در  جلسه ی تقدیر و تشکر از روسای ستاد هایشان از همه ی آن ها خداحافظی کرده و گفته اند : با وجود این که ابداً آماده ی نامزدی نبودم احساس تکلیف کردم آمدم و حالا با این شرایط وجدانم آسوده ست ؛ و تمام !هرچند در این میان بی بی سی فارسی به نقل از سایت مجعولی به نام جهش ( من که هرچه سرچ کردم پیدا نشد !! ) سخنان آیت الله را تقریباً به طور کامل وارونه ی با آن چیزی که پایگاه رسمی اطلاع رسانی ایشان منتشر کرده پوشش داد .( اینجا ،بهرحال برای این بی پدر ها دروغ بستن به این و آن از آب خوردن هم ساده تر است !) . در این میان بودند  اما برخی  « بادمجان دور قاب چین » ها را که پس از اعلام رسمی این خبر کاسه ی داغ تر از آش شدند و  حسابی برای  آیت الله   نوشابه باز کردند  ( امثال علی مطهری و زهرا مصطفوی و … ) ، که چندان مهم نیست البته !

در آن سوی ماجرا هم رد شدن مشایی برای یار گرمابه – کلستانش ( محمود احمدی نژاد ) گران تمام شد . ایشان هم البته با دعوت از همه ی هواداران به “صبوری ” گفته این ماجرا را از طریق رهبری پیگیری خواهد کرد . ممکن است البته رهبری دیدارهایی هم به عنوان « رییس جمهور » با احمدی نژاد داشته باشند ولی خیلی به نظر می رسد ایشان بخواهند حتی این ماجرا را به روال انتخاباتهای گذشته به شورای نگهبان « ارجاع » دهند . معظم له در این دوره با تأکیدات مکّرر خود بر قانون گرایی براجرای مُرّ قانون توسط نهادهای قانونی تأکید کرده اند .

ادامه مطلب →

انتخابات 92 : آغاز فتنه ای بزرگتر ؟

هاشمی – مشایی : دوقطبی تکمیل پازل دشمن ؟!؟

مشایی_هاشمی

طراحی ها و برنامه ریزی های گسترده و چندین و چندساله ی سلطه گران توانست فرصت بزرگ انتخابات هشتاد و هشت را به تهدیدی برای مردم و انقلاب اسلامی تبدیل کند . هرچند حضور همیشگی مردم و دلبستگی عمیق آن ها به این نظام و انقلاب مانع از موفقیت کامل طراحی های خطرناک دشمنان و شکست پروژه هایشان برای براندازی نظام شد ، اما حلاوت آن مشارکت گسترده را فتنه گری برخی عناصر فریب خورده ی داخلی و هم بازی شدن آن ها با دشمنان در کام مردم تلخ کرد . روشن است که بدخواهان مردم در این چهارساله ی بعد از هشتاد و هشت بی کار ننشسته اند و در تلاشند تا از یک سو فرصت های بوجود آمده ی بعد از فتنه ی هشتاد و هشت را برای جمهوری اسلامی به تهدید تبدیل کرده و از سوی دیگر تهدیدات خود را به فرصت مبدل سازند .

در بررسی مدل های بی ثبات ساری معطوف به انتخابات درکشور های هدف ، تا کنون سه مدل از سوی نظام سلطه طراحی و اجرا شده است :

1. مدل روسیه ( انتخابات ریاست جمهوری سال 2011) _ مرحله ی قبل از انتخابات :

در این مدل تلاش اصلی متوجه مرحله ی قبل از انتخابات و رأی گیری است .

2. مدل پاکستان ( 2007 ) و لبنان (2005) _ مرحله ی شکل گیری فضای انتخاباتی :

در این مدل عملیات های مخفی و ترور و اقدامات مهندسی شده ی ضد امنیتی به نفع گزینه ی مورد نظر در روز انتخابات اجرا می شود . به یاد بیاورید ترور « بی نظیر بوتو » د رپاکستان و یا ترور « رفیق حریری » در انتخابات لبنان را . به این ترتیب و با انتساب این ترور ها به جناح رقیب و تزریق ناگهانی هیجان به جامعه ؛ عملیات فریب افکار عمومی کلید خورده و شرایط پیروزی گزینه ی نهایی فراهم می شود .

3 مدل انقلاب های رنگی ( 1989 تا 2005 ) و هم چنین فتنه ی هشتاد و هشت _ مرحله ی بعد از انتخابات :

د راین مدل با بی ثبات سازی کشورهای هدف تلاش می شود با کمک امکانات گسترده ی رسانه ای سلطه گران « بحران نمایی علیه کشور » القا شده و شرایط لازم جهت ناامنی و آشوب به جامعه ی هدف تزریق شود .

جدول زیر به صورت خلاصه بیانگر این مدل هاست (1)  :

مرحله ی انتخابات

کشور هدف

اهداف

شیوه ی عمل

مرحله ی قبل از انتخابات و رأی گیری

روسیه (2011)

مهار کشور هدف از طریق مشروعیت زدایی انتخابات

ایجاد چالش های سیاسی اجتماعی

مرحله ی شکل گیری فضای انتخاباتی یا حین انتخابات

پاکستان (2007 ) و لبنان (2005)

تغییر روند فضای انتخاباتی

عملیات مخفی ، ترور ، اقدامات مهندسی شده ی امنیتی

مرحله ی رأی گیری و اعلام نتایج

انقلاب های رنگی و فتنه ی هشتاد و هشت

تغییر رفتار یا تغییر ساختار کشور هدف

اعتراض به نتیجه ی انتخابات و اردوکشی خیابانی

ادامه مطلب →

دردهای انتخاباتی

خرده ایرادی داشت ماشین ، رفته بود م تعمیرگاه . برای تکمیل مدارک و . . .  فرستادنم به باجه ی کپی . جوانکی آنجا بود ، خوش تیپ و . . . آرام . نشسته بود و می شد از چشم هایش صدای افسردگی را شنید . شلوار جین _ به نظر نو نواری _ به پا داشت و بلوز آستین کوتاه آبی رنگ ارزان قیمتی . بینی نوک تیز و فک پایین ش هم کمی  بیش از معمول عقب تر بود ؛ به نظرم رسید « نیمرخ» چهره ش بی شباهت به « لیونل مسی » نیست !از این « افسردگی » خوشم نیامد ، دلم گرفت . راستی جوانکی به سن و سال او پشت این دستگاه فکسنی چه کار داشت که بکند ؟! این طور بود که وقتی « پول خرد » نداشت که باقی هزار تومنی ام را پس دهد گفتم :« باقیش بمونه ! » و از سرِ ترحّم لابد . . .

نمی دانم این دوجین حضرات کاندیدای ریاست جمهوری چقدر از درددل این جوان باخبرند ، ولی این قدر می دانم که این « احساس ترحم » زیبنده ی جوان ایرانی نیست ، اصلاً نیست . . . آن هم در شهری که از هر دو تابلوی راهنمایی-رانندگی ش ، یکی ش نوشته : به سمت حرم مطهر _ یا به قول علی : حرم معطر!

این همه ی چیزی ست که می دانم . .  .

اما بعد : یک نکته ای این یکی دو روزه برای دوستانم توضیح دادم و این جا شرح می دهم :

نمی دانم بنا برا کدام مصلحتی امثال هاشمی و کروبی و موسوی و خاتمی و محصولی و مشایی و رحیمی و منتظری و ملک زاده و . . .  د رهیچ « دادگاهی » محاکمه نشده اند ؟! دو حالت داشت : یا « تبرئه » می شدند و بعد از آن می توانستند علیه همه ی منتقدین خود اعائده ی حیثیت کنند . یا محکوم بودند و تکلیفشان با قانون روشن بود . حیال می کنم این مُر عدالت است . ولی نشد ! و این جز « بی اعتمادی » چیزی را در بدنه ی مردم بیشتر نمی کند . مسول این همه « بی اعتمادی » کیست ؟ بماند . .  .

تازه این روزها و در مرحله ی تایید صلاحیت ها از سوی شورای محترم نگهبان ، همان بازی خطرناکی که از مدت ها پیش تحلیل شده بود ؛ برای به چالش کشید ن شورای نگهبان آغاز شده است : در هر دو صورت نظام می باید متحمل هزینه ی سنگینی برای اقناع افکار عمومی شود : چه این که آن « بعضی » ها رد شوند  و یا تایید . چرا ؟ چون پیشتر براساس مصلحتی که نمی دانم چیست عدالت را در مورد حضرات تعطیل کرده اند . چاره چیست ؟ خود کرده را تدبیر نیست !

دیگر این که د رباره ی مطلب قبلی که راجع به جبهه ی پایداری نوشته بودم و در جمع بندی _ با تشکر از همه ی دوستانم که در این بحث مشارکت کردند :

الف : این « جامه دران » ی که برخی رفقا برای پایداری راه انداخته اند را اصلاً مناسب شأن ایشان نمی دانم

ب : از این همه هزینه از نام حضرت آقای مصباح _ که از جانب بعضی ها صورت می پذیرد _ شدیداً دلخورم . . .

دیگر این که « پولاریزه کردن فضا » و « نفرت مردم از جناب استوانه ی نظام » باعث 2 دوره رأ ی آوردن احمدی نژاد شد . این نسخه بازهم و برای اسفندیار خان جواب می دهد ؟

ادامه مطلب →

از انتخابات تا . . . پایداری ! پایداری همیشه جواب می دهد ؟!

گفتگوی ایمیلی من و یکی از دوستانم راجع به انتخابات ریاست جمهوری و وظایف تشکل های دانشجویی و البته جبهه ی پایداری .

قطعاً با همراهی نظرات شما حاوی نکات آموزنده ی فراوانی برای من و ایشان خواهد بود :

من : حیف آقای مصباح که خرج این بابا (لنکرانی )  بشه

خیلی حیفه . . .

دوستم : چرا؟؟؟

من : چرا؟!!!

چون این بابا می گذره و می ره؛انتخابات هم می گذره و میره

شأن علما بالاتر از این حرفهاست. . .خیلی بالاتر از این حرفهاست . . .

دوستم : در هر حال وظیفه علما عمار بودنه،عمار بودنم یعنی آگاهی بخشی به مردم

من : آره! ولی نه شرکت کردن تو یه میتینگ سیاسی

والبته جامعه هم اشتباه می کنه که از پایداری حمایت می کنه

کما این که یکی از بزرگواران  می گفت تو اتحادیه مرکزی باهاشون سر این قضیه درگیر شدیم که شما نباید یه تشکل دانشجویی رو خرج یه حزب کنید

به یاد بیار خاطره ی انجمن اسلامی رو . . .

دوستم : البته اگه اشتباه میکنم حتما بهم بگو اشتباهمو چون زیاد قبولت دارم

چه اشکالی داره یه عمار تو یه میتینگ سیاسی از یه شخص یا اصلا یه حزب حمایت کنه؟مگه تو تاریخ امثال این قضیه کم داشتیم؟

میتینگای سیاسی رسول خدا در حمایت از مولا علی!!غدیر خم!!

همینطور بسیج و جامعه چه اشکالی داره حامی احزاب بشن؟مشکل دقیقا کجاست؟

ادامه مطلب →

تعریف جایگاه ریاست جمهوری

نظریه پرداز یا خادم ملت!؟!

رییس جمهور

بیست و چهارم خرداد ماه مردم ایران بار دیگر به پای صندوق های رأی می روند تا هفتمین رییس جمهور اسلامی ایران را برای یازدهمین دوره انتخاب کنند . این روزها و در آستانه ی انتخابات مروری دیگر بار بر جایگاه ریاست جمهوری می تواند بسیار مفید و البته حائز اهمیت باشد . درک درست و تصویری واقعی از حدود اختیارات و وظایفی که رییس جمهور در چارچوب قانون اساسی دارد هم برای مردم و هم برای نامزدها ضروری ست ، از طرفی این جایگاه باید به درستی توسط مردم شناخته شود تا بتوانند فرد مناسب برای تصاحب آن را انتخاب کنند ؛ و از سوی دیگر نامزدهای انتخاباتی هم باید با درک کافی از  حدود وظایف و اختیارات قانونی خود برنامه ها و شعار های انتخاباتی خود را تنظیم کنند .

براساس اصل یکصد و  سیزدهم قانون اساسی : « پس از مقام رهبری رییس جمهور عالیترین مقام رسمی کشور است …» به این ترتیب روشن است که رییس جمهور شخص دوم مملکت است و هم چنین براساس اصل صد و بیست و دوم قانون اساسی :« رییس جمهور در حدود اختیارات و وظایفی که به موجب قانون اساسی و یا قوانین عادی به عهده‏ دارد در برابر «1.ملت »و «2.رهبر» و«3. مجلس شورای اسلامی»  مسول است. »

در ادامه ی اصل یکصد و سیزدهم اما مسولیت «اجرای قانون اساسی»  هم به عهده ی رییس جمهور گذاشته شده است . و این مسأله ایست که در طول تاریخ انقلاب اسلامی همواره دست مایه ی  بحث و جدل های حقوقی و البته اغلب سیاسی شده است . به نظر می رسد این جمله متناسب با قانون اساسی پیشین ( قبل از اصلاحیه ی 1369 و حذف پست نخست وزیری ) و تعریف حدود اختیارات ریاست جمهور در آن قانون است . بر اساس اصل صد و سیزدهم سابق قانون اساسی ( قبل از 1369 ) «تنظیم روابط قوای سه گانه » نیز بر عهده ی رییس جمهور قرار داشت ، اختیاری که پس از اصلاحیه قانون اساسی به رهبری منتقل شد . البته همان زمان هم بحث های مختلفی در رابطه با نحوه ی اجرای این بند در می گرفت . جالب است بدانید که اولین اخطاریه ی اجرای قانون اساسی در سال 59 و توسط رییس جمهور بنی صدر به موسوی اردبیلی رییس شورای عالی قضایی وقت داده شده بود …

ادامه مطلب →