بررسی اجمالی اختلافات شیعه و سنی در چند قرن اخیر_1

از تیمور تا نادر

امیر تیمور

امیرتیمور:شخصیت ملی ازبکستان

از آن روزها که جز ویرانی ؛ جنگ و کشتار در سراسر این سرزمین نمی توان حرف دیگری نشان کرد ، روزهایی که این کهن بوم و بَر عرصه ی تاخت و تاز چنگیز ؛ هولاکو و دست آخر تیمور بود . فرهنگ و تمدن ایرانی رو به زوال و انقراض قطعی داشت و جمعیت کشور در اثر قتل عام هول انگیز سالهای مغول ، «کله منار» های بلندبالای تیمور و بیماری ها و خشکسالی ها  به طور فزاینده ای رو به کاهش داشت . ایران و سرزمین آریا نفسهای آخرش را می شمرد …

خدمت “خواجه علی سیاهپوش” رسید ؛ «امیر تیمور» . در روزهایی که بیشتر آسیا از پسِ چکمه های او و سپاهیانش در آتش می سوخت ، از مسکو تا عثمانی . خواجه علی از او خواست تا اُسرایی که از نبرد روم و عثمانی گرفته به او ببخشد ، و او بخشید_ در کمال ناباوری ! کُلاً فرد معتدلی نبود تیمور ، و این جوری بود که با این که از کشتار و خونریزی لذت می برد این یک بار اُسرا را به پیشوای متصوفه بخشید . و او همه شان را در «محله ی رومی» ها در اردبیل اسکان داد . همه شان هم بعد تر و به پاس جانشان از خواجه علی به آیین تشیع گرویدند . خبر مثل توپ صدا کرد ! در سراسر ایران پیچید ، این که کسی توانسته بود نه تنها مردم اردبیل را از فرمان قتل عام بِرهاند بلکه بسیاری از اُسرای بیچاره را هم از چنگ تیمور نجات داده بود . و این اگرچه یک جورهایی بیشتر حاصل شخصیت روانی و نامعتدل تیمور بود تا مثلاً کاریزما و هنر خواجه علی ، اما باز هم در سراسر ایران و برای مردم نا امید و بی چاره  به مثابه یک « راه نجات » تلقی شد . به این ترتیب بسیاری از مردم از دور و نزدیک روانه ی اردبیل شدند و در سایه ی خواجه علی و مذهبش _ تشیع _ پناه گرفتند .

«تکیه بر تعصبات مذهبی» ؛ این شاید تنها “فرمولی” بود که در آن سالهای ویرانی و وحشت می توانست مردم سرزمین آریا را بار دیگر کنار هم جمع کند . و از سربند ماجرای خواجه علی و تیمور اخلاف او به خوبی متوجه  این فرمول شده بودند . این طوری بود که شاه اسماعیل صفوی توانست با شعار « لعن ملاعین ثلاث » تبریز را و در فترت سالهای ویرانی و اختلافات خانگی تیموریان به تدریج همه ی ایران را باردیگر با هم متحد کند .

شاه عباس کبیر

شاه عباس کبیر

سلسله ی فخیمه ی صفویه اولین حکومت مستقل و ایرانی واقعی بعد از سقوط ساسانیان و حمله ی اعراب بود . نوادگان شیخ صفی الدین به خوبی توانسته بودند این مملکت را از خطر انقراض و ویرانی همیشگی نجات دهند و مردم سرزمین آریا را باردیگر و با استفاده از تعصبات مذهبی در کنار هم جمع کنند . اگرچند که این «فرقه گرایی» و تعصبات شدید مذهبی خیلی زود جای خود را به یک تسامح گونه ی نسبی در عهد شاه عباس بزرگ داد ؛ تسامح گونه ای که لازمه ی برقراری نظم و ثبات در همه ی قلمرو وسیع امپراتوری بود . ماجرای قلع و قمع « نقطه ای » ها هم در عهد شاه عباس بیشتر از آن که ریشه های مذهبی داشته باشد دلایل امنیتی داشت. آن روزها دار و دسته ی “تراب ترکش دوز”  در دَم و دستگاهشان مشغول تدارک ساز و برگ نظامی و حتی ساخت توپ برای مقابله با دولت مرکزی بودند ، شاه عباس هم خیلی هاشان را به هندوستان تبعید کرد .

بهرترتیب این « فرقه گرایی » و « سُنی کُشی » اگرچند که در آغاز به شکل یک « فرمول » نجات بخش برای اتحاد ایران و احیای روح و ملیت ایرانی مطرح شد ، خیلی زود خود باعث ایجاد هرج و مرج و حتی پسرفت بیشتر این سرزمین شد . از جمله و برای نمونه می توان به قیام های متعدد اهل تسنن در اواخر عهد صفوی اشاره کرد ، در کردستان ، شمال و قندهار و افغانستان . که این آخری باعث انقراض دودمان صفوی و سقوط اصفهان به دست محمود افغان سنی مذهب شد . بعد از آن هم همین تعصبات و فرقه گرایی ادامه پیدا کرد و در اغلب موارد پادشاهان اغلب مریض و مجنون هم پشتیبان آن بودند ، و راستی چه چیزی بهتر از این درگیریهای متعصبانه ی عوام دست شاهان عیاش و مریض را برای چپاول بیشتر از اموال مردم و خوشگذرانی و بی مسؤلیتی باز می گذاشت ؟! اگرچند در دوران شاه عباس بزرگ صفوی «تسامح» رویه ی معمول بود و این باعث شکوه و آبادانی هرچه بیشتر ایران در روزهای سلطنت او شد . نادر شاه افشار هم در مجلسی که به نام مهستان و در دشت مغان ترتیب داد تمامی اکابر این سرزمین و خاصه روحانیون و رؤسای عوام را به ترک این تعصبات و سُنی کُشی ها الزام کرد .

One comment

  1. میم.ت.الف says:

    سلام
    نوشته بودی زدم توکار کپی پیست
    یه سری کارا رو باید بازنشر داد مثل اون نامه
    البته به نظرم یه ئبلاگم داشته باشی که در کنار این بلاگ فقط کار بازنشر کنه هم بازدید بهتری خواهد داشت هم خوبه افکار هم سنگرات رو ترویج کنی دیگه
    در هر صورت ببخشید که اون کار رو کردم توجیه بی خودی بود

پاسخ دهید

mnb  jhgj lhoi hjoihuig666 b) <( ;) :twisted: :oops: :mrgreen: :lol: :loiii: :efh :aqqq: :LPO :? :-D :) :! 75649the4iug )( (;; (!