نگاهی به « روز رستاخیز » بهترین فیلم جشنواره

Poster_rastakhiz

همان ابتدای فیلم درشت می نویسد فیلم یک ” روایت سینمایی ” از واقعه ی عاشوراست ، تا خیال همه را راحت کند از این که آقای کارگردان کُلاً دنبال سند و مدرک برای فیلمی که ساخته نبوده ؛ و ما هم نباشیم ! خوب این طوری هم می شود که مثل همه ی روایتهای سینمایی دیگر مُخیله اش را راه می اندازد و شروع می کند به داستان سرایی _ سراییدن عاشقانه ای که بتواند سه ساعتی تماشاچی را پای پرده میخکوب کند . این اولین خشتِ کج روزرستاخیز است !

راستی چه می شود که آقای کارگردان خیال می کند برای جذاب کردن ماجرای کربلا دنبال عشق و عاشقی برود ؟! جز این که لابد خیال کرده اند اصل ماجرای کربلا و آن چه در واقعیت اتفاق افتاده کشش کافی را  برای نشاندن مردم پای سینما ندارد . بنابراین احساس تکلیف می کند و آستین بالا می زند تا با جعل تاریخ ، واقعه ی کربلا را مثلاً دراماتیک کند و قابل « روایت سینمایی » . البته که نظر جناب آقای کارگردان برای خودشان محترم است و البته تر این که اگر این ” جعل ” در هر فیلم دیگری و یا راجع به هر واقعه ی تاریخی دیگر اتفاق می افتاد ای بسا پسند هم بود ؛ چنان که در سراسر تاریخ سینما می توان نظایر آن را نشان کرد . اما ایراد بزرگ آنجاست که آقای کارگردان دست روی سوژه ی بسیار حساسی گذاشته که جماعت چندانی از فارسی زبانان روی آن تعصبهای آن چنانی دارند . و دیگر این که اصلاً یکی از مفاسد عزاداری های شیعیان در طول تاریخ مع الاسف رواج همین خرافات و روایات مجعول و احساس تکلیف های خائنانه ای بوده که بعضاً حضرات مادحین و وعاظ محترم را به دروغ بستن و جعل تاریخ برای واقعه ی کربلا کشانده _ با توجیهات گونه گون ؛ از قبیل «زبان حال » و یا  این که « اینطوری مردم بهتر گریه می کنند !!»

به نظر می رسد اساساً این احساس تکلیف آقای کارگردان برای « سینمایی » کردن واقعه ی عاشورا و احساس تکلیف های بعض مادحین و حضرات وعاظ برای « اشک گرفتن » از ملت _ بهرقیمتی ؛ ولو دروغ _ از یک جنس اند .

دیگر این که علاقه ی زیادی آقای کارگردان به شریعتی و مثلث معروفش ( زور – زر – تزویر ) باعث می شود در مواقع بسیاری و دردیالوگ های بازیگران ؛ نیز  بیانیه (!) های آغازین و پایانی فیلم از آن استفاده کند . حرفی نیست ، داستان آن جا بیخ پیدا می کند که در یک نما همین مثلث را از زبان بازیگر امام حسین ع نقل میکند ! این دیگر از آن شاهکارهاست که قابل اغماض نیست . گیرم این ماجرای عاشقانه ی موهوم را به روایت سینمایی کارگردان ببخشیم ؛ نقل قول کردن از امام معصوم دیگر “روایت سینمایی بَردار” نیست ! گذشته از این در مواقع دیگر هم جملات ضعیف و بدون سند دیگری هم از زبان بازیگر نقش امام شنیده می شود ؛ اگرچند هیچ کدامشان به اندازه ی این مثلث مارکس –شریعتی مضحک نیست ! نمی دانم البته ؛ بلکه آقای کارگردان جایی سندی ؛ روایتی دیده اند و ما از آن بی خبریم ! کاشکی آنقدری که آقای کارگردان به زور و زر و تزویر شریعتی گیرداده ، به دیگر نظرات ایشان و دیگر بزرگان راجع به خرافات و مزخرفاتی که به ماجرای کربلا بسته اند هم توجه می کرد …!

می دانید با این حساب مسأله اصلاً نشان دادن و یا ندادن چهره ی اباالفضل ع  نیست ؛ پیشکش ! مشکل این جاست که این بازیگر واقعاً بد بازی می کند . خیلی بی جا ؛ زیادی و به طرز ابلهانه ای می خندد و با لحن به غایت مسخره ای حرف می زند . شاید آقای کارگردان این طوری می خواسته اند مثلاً مهابت قمرمنیر بنی هاشم را نشان دهند ؛ که درنیامده است . این طرز حرف زدن این بازیگر بیشتر مایه ی انبساط خاطر تماشاچی ست تا چیز دیگری .

از این ها که بگذریم این ” عاشقانه ” ضعف های داستانی جدی دارد . دست کم این که من متوجه نشدم دست آخر فرجام این عشق موهوم به کجا رسید !؟! و خیال هم نمی کنم دیگران هم بفهمند ! گویی آقای کارگردان چنان در بند فُرم و ساخت شکوهمند روز واقعه گرفتار می شوند که فراموششان می شود قصه ی عشاقانه شان را به انجام برسانند . این ضعفهای داستانی را باید گذاشت و تا اکران عمومی فیلم صبر کرد و بعد مفصلاً به آن ها پرداخت .

دیگر این که من اصلاً نفهمیدم این همه بازیگر خارجی وسط این فیلم چه کار می کنند ؟! خیلی هاشان باور کنید کمتر از یک-دو جمله دیالوگ ندارند . آنوقت اصرار آقای کارگردان برای استفاده از بازیگران خارجی چیست ؟! خوب همین یک-دو جمله را بازیگران متوسط و یا حتی هنروران داخلی هم می توانستند بیان کنند . ماجرا وقتی جالب تر می شود که بدانیم آهنگساز فیلم هم خارجی ست . که البته سیمرغ بهترین موسیقی را هم در اختتامیه ی جشنواره بُرد ، و البته به قول کارن همایونفر در مراسم اختتامیه : سینمای ما به آهنگساز خارجی احتیاج ندارد ! نمی دانم : شاید از لحاظ اقتصادی به صرفه بوده ! مثلاً هزینه ی آوردن و بازی گرفتن از این بازیگران خارجی از استفاده از هنروران وطنی ارزان تر می افتاده ، و شاید هم آقای کارگردان دنبال ادعای ” بین المللی ” بودن فیلمشان بودند !

با این همه نمی باید از نکات مثبت عدیده ی فیلم به سادگی گذشت . اصلاً نفس این که در این اوضاع عجیب – غریب سینما آقای کارگردان بیش از ده سال برای ساخت چنین فیلمی هزینه کرده اند مبارک است . البته این هم خودش طرفه حکایتی ست . مقایسه ی آن ده سال وقتی که میرباقری برای ساخت سریال فاخر ، مستند و طولانی ” مختارنامه ” گذاشت و این ده سالی که آقای کارگردان برای ساخت این فیلم عاشقانه ، تخیلی و سه ساعتی صرف کرده است !

دیگر این که عمر سعد داستان خیلی بهتر از مختارنامه بود ، و البته یزید آن . اگرچه که مختارنامه کلاً « یزید » نداشت ! با این وجود تصویری که آقای کارگردان از یزید ارائه می دهد تصویر تازه و باورپذیری ست .

ساخت و فُرم شکوهمند فیلم هم همه ی چیزی بود که فیلم را لایق دریافت سیمرغ های جشنواره کرد .

دست آخر این که خیال می کنم آقای کارگردان اگر دنبال اکران بی دردسر و بدون سر-صدای فیلمشان هستند باید دست کم قید یک ساعت از فیلم شان را بزنند ! خاصه صحنه هایی که چهره های ابالفضل و دیگر صحابه ی حضرت امام را نشان داده اند ! همین حالا و با این که فیلم هنوز رنگ اکران عمومی را ندیده است سر-صدای خیلی از حضرات مادحین و وعاظ محترم درآمده است . درویش باید بداند این دیگر داستان «گشت ارشاد» و گروهک انصار نیست . این بار او با تشکیلات وسیع و متعصب هیآت مذهبی و مادحین و واعظانی طرف است که اتفاقاً شدیداً دنبال هم چه سوژه هایی هستند . من البته ابداً از « روز رستاخیز » دفاع نمی کنم ، بلکه خیال می کنم سراسر این نوشتار نقد شاهکار استاد بود ! ولی ابداً از رفتارهای متعصبانه ی بعض هیآت مذهبی هم حمایت نمی کنم _ چنان که پیشترها هم متعدد نوشته ام .

12 comments

    • محمد آزادی says:

      نه مصطفا ! لهوف هم مقتل معتبری نیست
      با این وجود موضوع اصلی داستان حاصله تخیلات نویسنده و کارگردانه و تقریبا هیچ مقتل و سند معتبری براش وجود نداره ! :-D

  1. وحید says:

    سلام
    یکی از بهترین نوشته هایتان بود …
    وقتی هنر بدون دین معنا شود همین می شود…
    سینمای دینی سکولار هم دین سکولار را نشان می دهد!
    هر جور که اهالی سینما و داوران دوست دارند…
    در ضمن لهوف از مدارک و مستندات است …

  2. سید محسن says:

    سیمرغ گرفتن ش هم رنگ و بوی سیاسی دارد
    چه درویش که تفکرات نزدیک به دولت دارد
    چه افخمی که نماینده ی مجلس ششم است و فیلم ش سیمرغ گرفت

  3. ... says:

    آخه پسر خوب کی گفته که مقتل لهوف معتبر نیست؟
    اسم چندتا از علما و عرفای به نام شیعه را بیارم که به این کتاب نظر داشتن؟
    اسم چندتا از بزرگان جهان تشیع را بیارم که ارادت خاصی به نوسنده کتاب، سید بن طاووس داشتن؟
    من و امثال من نمیتونیم حتی به گرد و خاک پای این بزرگ برسم
    آخه چرا ما چیزی را که نمی دونیم باید به راحتی به زبون بیاریم؟

    • محمد آزادی says:

      درباره ی مقام بالای جناب سید در نظر حضرات علمای قوم و هم چنین دقت و وسواس حضرت ایشون در نقل روایات تردیدی نیست .
      با این وجود لهوف مختصات کامل یک سند تاریخی رو نداره ، مثل ذکر نام روات و یا سلسله ی اونها .
      اگرچند که خیال می کنم خود جناب سید هم ادعای نوشتن یک سند تاریخی رو نداشتند و بیشتر دنبال نگارش یک « سفرنامه » بودند برای زوار اباعبدالله .
      من پیشتر هم راجع به لهوف و سیدابن طاووس نوشته ام ، ر.ک :http://azadie.ir/?p=1225
      با این وجود از این که ندونسته حرف زدم می بخشید !
      شما که بلدید بفرمایید SSFHJM

      • وحید says:

        در این که این کتاب جامع نیست که خود سید به آن اذعان دارد و مقتضای خلاصه نوشتن هم حذف موارد زائد من جمله رجال روایت است…و هدف سید هم از این اختصار فتح الاشجان و بغیة لنجح ارباب الایمان بوده است
        اما در مورد اعتبار خود سید بر طرف کننده ی تمام سند هاست و به قول علماء خود اعتنای فقها و علماء به این کتاب و اعتمادشان و شخصیت خود سید جابر ضعف سند است…
        اگر بیانی نسبت به عرایض حقیر داشتید بفرمایید.

  4. وحید says:

    صحبت های ابتدایی مال بنده نیست!
    نسبت به صحبت های ابتدایی:
    بحث علمی است و نباید کسی را با جدال غیر احسن منکوب کرد که شیوه اهل بیت این نیست…
    این که سند در وهله ی اول نامعتبر است کاملاً مشهود است و اصلا در طبقه بندی احدیث جز مقطوعه و مرفوعه محسوب میشود از اینها بگذریم بحث های دیگری دارد که
    انشاءالله در محل دیگری نیاز به بحث دارد ولی حل این مشکل ضعف سند با عمل فقها که بیان شد حل می شود که یکی از قواعد فقهی است.

  5. ... says:

    خب عزیز دل این جمله که شما میگی لهوف اختصار هست با این جمله که لهوف معتبر نیست خیلی فرق داره!!!
    از شما که بهتر از ما لهوف و نویسنده اش را میشناسی بعید هست این نوع نگارش
    یا علی

  6. میرررر says:

    حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند:
    اگر نام دختر را «فاطمه» گذاشتی، به او حرف بد نزن و وی را نفرین نكن و او را كتك نزن.
    كافی، ج6، ص49.

    و

    حضرت امام كاظم علیه السلام می فرمایند:
    در خانه ای كه نام «فاطمه» باشد، سختی و تنگدستی وارد نمی شود.
    كافی، ج6، ص19.

پاسخ دهید

mnb  jhgj lhoi hjoihuig666 b) <( ;) :twisted: :oops: :mrgreen: :lol: :loiii: :efh :aqqq: :LPO :? :-D :) :! 75649the4iug )( (;; (!