حماسه ی حسینی

imam-hussein-shaban-typo-By-Shiawallpapers-614x345

حسین ( ع ) حماسه آفرید ، و عاشقانه رفت ، چنین شد که جاودانه شد . و می گفت : “إِنِّي لا أرَى المَوتَ إلا سَعادةً ، وَالحَياةَ مَع الظالمين إِلاَّ بَرَماً” . مرگ را آغوش می گشود  وقتی پای ستمگری در میانه بود ؛ حسین کسی نبود که ننگ رنگ زندگی را در کنار ظالمین ببیند . انقلاب کرد ، و زمان زیر و رو شد . خون حسین جوشید ، و حالا پس از هزار سال نمی توان ننوشت که : «می جوشد ».  حسین هم چنان جاری ست ، و انگار همین دیروز بود که می فرمود : « هَيْهَات مِنَّا الذِّلَّة » . و نرفت ؛ زیر خفّت زندگی با یزید . اگرچه حصر دید ، شکنجه دید و دشنام شنید . . . و دست آخر با همه ی کسانش به قلب معرکه رفت ، و شهادت را گزید . حسین ع سرور آزادگی ست ، و معنای دلداگی ، و آیت مُعجَب پروردگار، چنان که رأس مطهرش فرمود :« أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا ؟!! » حسین معجزه ی کبیره ی الهی ست ، و سرّی ست که جز به خون فاش نمی شود !

این چنین است اوضاع جماعتی که به حسین اقتدا کرده اند . شیعه ی حسین مَرد معرکه است ؛ مرد روزهای سخت ، و به این ترتیب  می میرد و زیر بار ذلت هیچ کس نمی رود .نمی فهمند این جماعت _ خرده ای هم بر ایشان نیست : نمی توانند بفهمند ! مغزهای الکلی و خبث طینت این جماعت کجا و فهم آیت مُعجب پروردگار کجا ؟! چنین است که درمانده اند ! خیال می کنند مثلاً با حصر و تنگ ، و یا برافروختن آتش معرکه ای می توانند ما را از کارزار به در کنند ! نمی دانند و نمی توانند بدانند مرام شیعه را . کربلا برای ما  ؛ نه یک جغرافیا ، که به وسعت همه ی تاریخ است . تاریخ تلخ و خون چکان مظلومیت شیعه ، و غربت و دردهای آل علی . . . نبرد آخرالزمانی ما نزدیک است ، و انقلاب اسلامی ما ” صبح صادق ” سپیده دمی ست که می دمَد ، و ما هم چنان در انتظار رویت خورشید مانده ایم . . .

بگذریم اگرچه از این که « نان » بعضی ها با چنین حسینی « آجر » می شود ! آن ها که دوست دارند حسین ع _ معاذالله _ گوشت تکه – پاره شده ی روضه هاشان باشد ، تا بتوانند از تشنگی و بی چارگی او اشک خلق الله را درآورند . باورکنید رفقا ! حسین بیشتر از آب ، تشنه ی لبیک بود ، ولی افسوس که به جای افکارش ، زخم های تنش را نشان مان دادند و بزرگترین درد او را « تشنگی » معرفی کردند . حسین مصداق اَتَم « وَ بِكُمْ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ » است که در جامعه ی کبیره می خوانیم . اختیار ریزش باران به دست امام هر زمان است …بگذریم !

 و ایضاً آن کسانی که چنین حسینی پایه های امپراتوری شان را می لرزاند . سکولاریسم مشی مزخرفی ست که این جماعت از خدا بی خبر تبلیغ می کنند  . و می خواهند برای بقای سلطه ی زورمندانه شان مردم را به پای هم چه روضه هایی مشغول کنند . هرچند سقوط امپراتوری ایشان هم پس از انقلاب ظفرمند اسلامی مردم ایران بی اندازه نزدیک است !

5 comments

  1. علی بهشتی says:

    حسین نه تشنه آب بود نه تشنه لبیک
    او تشنه حق بود و مجرای توحید. او تشنه ای بود که غرق در دریای حق شد…اشهد انک قد اقمت الصلات و اتیت الزکوه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر حتی اتاک الیقین حتی اتاک الیقین حتی اتاک الیقین
    ما تشنه لبیک بودیم و ندانستیم این عطش فقط با لبیک به حسین برآورده میشود .این ماییم که تشنه لبیک گفتن به حسینیم اما نمیدانیم با خود میندیشسم عطشمان با ملک ری برطرف میشود…هیهات

  2. مصطفی says:

    زیبا می‌نویسی. ترکیب‌های بدیعت متن رو جذاب می‌کنه. به شخصه با «تاریخ خون‌چکان» خیلی حال کردم.
    چند نکته هم بگم:
    1- «نمی‌توان ننوشت»، یه کمی نچسبه. آلترناتیوی هم به ذهنم نمی‌رسه!
    2- اون‌جا که جمله‌ای رو از مرحوم شریعتی نقل کردی، باید گیومه می‌ذاشتی یا نام نویسنده رو می‌آوردی.
    3- کلاً متنت خیلی فاصله زیاد داره. بعضی‌هاش باید به نیم‌فاصله تبدیل شه و اونایی که قبل از نقطه و… هست باید حذف شه.
    4- «رویت خورشید» اگه به «طلوع خورشید» تبدیل شه خیلی بهتر می‌شه.

پاسخ دهید

mnb  jhgj lhoi hjoihuig666 b) <( ;) :twisted: :oops: :mrgreen: :lol: :loiii: :efh :aqqq: :LPO :? :-D :) :! 75649the4iug )( (;; (!