از ائتلاف های یک-شبه ، تا ردصلاحیت ها

با انتخابات

انتخابات

نتایج نهایی رد صلاحیت ها هم اعلام شد ، به خیر و خوشی و میمنت انشالله ! اغلب نامزدهای ردصلاحیت شده مُرّ قانون را پذیرفتند و در برابر نظر شورای نگهبان تمکین کردند . مردم هم که  مطالبه ای جز « قانون » از مسولین نداشتند با آرامش تمام از این موضوع نیز گذشتند . این را می توان الحق « بلوغ سیاسی » جامعه ی ایران دانست . ضرورت وجود قانون از بدیهیات می نماید و بی نیاز از اثبات ، به قول حکما : تصور آن موجب تصدیق است . و خوشبختانه تجارب تلخ گذشته هیچ اگر برای ما نداشت ، همین « قانون گرایی » ثمره ی گرانقدری ست که نمایانگر « الطاف خفیه » ی حضرت حق است .

در این میان اما شاید خبر ردصلاحیت شدن دو چهره ی مطرح ثبت نام کرده در انتخبات بیشتر از سایرین خبرساز شد : اکبرهاشمی ، و اسفندیار رحیم مشایی .

آقای هاشمی که مو سپید کرده ی این انقلاب است خوب می داند مطالبه ی عمومی مردم و حامیان ایشان « تبعیت از قانون » است . این چنین است که ایشان هم تنایج اعلام صلاحیت ها را پذیرفته و دربرابر قانون تمکین می کنند . و روز گذشته هم در  جلسه ی تقدیر و تشکر از روسای ستاد هایشان از همه ی آن ها خداحافظی کرده و گفته اند : با وجود این که ابداً آماده ی نامزدی نبودم احساس تکلیف کردم آمدم و حالا با این شرایط وجدانم آسوده ست ؛ و تمام !هرچند در این میان بی بی سی فارسی به نقل از سایت مجعولی به نام جهش ( من که هرچه سرچ کردم پیدا نشد !! ) سخنان آیت الله را تقریباً به طور کامل وارونه ی با آن چیزی که پایگاه رسمی اطلاع رسانی ایشان منتشر کرده پوشش داد .( اینجا ،بهرحال برای این بی پدر ها دروغ بستن به این و آن از آب خوردن هم ساده تر است !) . در این میان بودند  اما برخی  « بادمجان دور قاب چین » ها را که پس از اعلام رسمی این خبر کاسه ی داغ تر از آش شدند و  حسابی برای  آیت الله   نوشابه باز کردند  ( امثال علی مطهری و زهرا مصطفوی و … ) ، که چندان مهم نیست البته !

در آن سوی ماجرا هم رد شدن مشایی برای یار گرمابه – کلستانش ( محمود احمدی نژاد ) گران تمام شد . ایشان هم البته با دعوت از همه ی هواداران به “صبوری ” گفته این ماجرا را از طریق رهبری پیگیری خواهد کرد . ممکن است البته رهبری دیدارهایی هم به عنوان « رییس جمهور » با احمدی نژاد داشته باشند ولی خیلی به نظر می رسد ایشان بخواهند حتی این ماجرا را به روال انتخاباتهای گذشته به شورای نگهبان « ارجاع » دهند . معظم له در این دوره با تأکیدات مکّرر خود بر قانون گرایی براجرای مُرّ قانون توسط نهادهای قانونی تأکید کرده اند .

البته غیر از این ها همان ساعات نخستین سخنگوی کاخ سفید رسماً از این اتفاق اظهار ناخشنودی کرد ! ساعاتی پیش هم جان کری _ وزیر امور خارجه ی ایالات متحده _ که در تل آویو به سر می برد (!) گفت : شورای نگهبان مسیر دمکراسی را سد کرده است ! راستی بامزه است : این حضرات حتی ملاحظه ی ظواهر را هم نمی کنند و  نُرم روابط دیپلماتیک پیش این ها یعنی کشک !! روشن است دیگر : وقتی این مغزهای دائم الخمر قرار است معیار « حق » قرار بگیرند جز این هم انتظاری نیست . اصلاً همین ماجرا نشان داد مطابق تحلیل ها و اطلاعات موجود امریکا برای این دو نفر و حضورشان در انتخابات برنامه ریزی گسترده ای کرده بود ، که با درایت شورای محترم نگهبان ناکام ماند . برنامه هایی که بخشی از آنها را به اجمال اینجا برایتان نوشته بودم . بالأخره مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود ، تجربه ی تلخ هشتاد و هشت و تأیید صلاحیت آن دو احمق برای ما کافی ست !!

فراموشمان نشود همین ها هستند که با مسلّح کردن معارضین سوری ، نه تنها سقوط آزاد نُرم روابط بین الملل را در رفتارشان نشان می دهند بلکه آن حرام زاده ها را هم برای جسارت تقویت می کنند . تا جایی که رسما ً اعلام کرده بودند قصد جسارت به حرم مطهر زینب بنت علی (س ) را دارند . . .

آن طرف قصه هم کسانی مثل باقری لنکرانی و یا ابوترابی فرد که بنابر برخی خبرها پیشتر از رد صلاحیت شدن خود آگاه شده بودند ( فاطمه هاشمی هم در مصاحبه با جرس گفته از پیش خبر ردصلاحیت شدن را به پدرم هم داده بودند ) بنحوی آبرومندانه سعی کردند از انتخابات کناره گیرند و یا مثل لنکرانی به نفع جلیلی کنار بکشند . سعید جلیلی البته با حضور ناگهانی و دقیقه نودی خود نشان داد تعلق چندانی برای جذب حمایت احزاب ( من جمله پایداری ) ندارد . وی هم چنین در سفر اخیر خود به قم و در دیدار با مراجع با حضرت آقای مصباح دیدار نکرد ( و بنا بر برخی دیگر از روایات ایشان را به حضور نپذیرفتند ) هم چنین همان ابتدا هم اعلام شد که لنکرانی رییس ستاد جلیلی می شود ، که نشد ! بهرحال روند پیش آمده امید وار کنند ه ست ، به نظر می رسد دیگر شاهد هزینه کرد و تخریب حضرت علامه مصباح از سوی جبهه پایداری نخواهیم بود .

حداد و ولایتی هم دیروز گفته اند همچنان بدنبال پیوستن جلیلی به ائتلاف و معرفی کاندیدای واحد از سوی اصولگرایان هستند ، اتفاقی که صمیمانه امید وارم بیافتد !

غرضی هم گفته : نه ستاد دارم ، نه سخنگو ، 55 میلیون هم رأی دارم !!

داشته باشید اینها را تا بعد !

پ.ن : سعی کردم لینک بخشی از مطالب را  که بیشتر نیازمند منبع بود بگذارم .

24 comments

  1. مهدی says:

    سلام علیکم
    1- بر خلاف اون چیزی که گفتی سایت جهش وجود خارجی دارد. البته به این سایت بی نام و نشان که توسط چند نفر از فتنه گران سال 88 اداره می شود نمی توان اعتماد چندانی کرد.
    2- آن طور که از شواهد پیداست علامه مصباح در هنگام حضور جلیلی، در قم حضور نداشتند. البته نمی توان از این نکته هم چشم پوشی کرد که حضرت علامه در جلسه مرکزی جبهه پایداری، بینه و بین الله شهادت داد که نامزد های دیگر، نور چشمانش هستند اما به درد ریاست جمهوری نمی خورند. ( دفاع کوبنده علامه از دکتر لنکرانی تحلیل های خاصی دارد که فعلا از آنها می گذریم)
    3- دکتر لنکرانی پس از اعلام انصراف بلافاصله به شیراز برگشتند و در بیمارستان نمازی مشغول به طبابت شدند(از حق نگذریم روح بزرگی دارند.). به ایشان ریاست ستاد جلیلی پیشنهاد شد که ایشان ضمن حمایت از جلیلی این مسئولیت رو به آقای میرکاظمی واگذار کردند. ( لا حب قدرت!)
    4- این جمله رو دوباره بخون:” به نظر می رسد دیگر شاهد هزینه کرد و تخریب حضرت علامه مصباح از سوی جبهه پایداری نخواهیم بود.” هزینه و تخریب از سوی جبهه پایداری؟ اینکه حضرت علامه یکی از اعضای شورای فقاهتی جبهه پایداریه و بیانات ایشان در بدنه این جبهه به عنوان حجت شرعی مورد پذیرشه، هزینه از علامه مصباح قلمداد میشه؟! اتفاقا جالب این جاست که بعد از فوت آیت الله خوشوقت، می گفتند که ایشان اصلا به جبهه پایداری تعلق خاطر نداشته و پایداریچی ها از او هزینه می کردند!! این در حالی است که آیت الله خوشوقت در یک جلسه صراحتا جبهه پایداری را مورد تأیید قرار دادند و جالب تر این جاست که ایشان نیز یکی از اعضای شورای فقاهتی جبهه بودند. غرض از ذکر این نکته آن بود که متأسفانه امثال شما عزیزان جبهه پایداری رو سیبل تیراندازی خود تصور کرده اید. این جبهه رو آماج تخریب های خود قرار می دهید و در آخر که دستتان خالی می ماند، دم از وحدت می زنید و علامه و انصارش را به وحدت شکنی متهم می کنید. مضحک ترین نکته این است که اگر یک صدم درصد از نقاط ضعف گروه ها ، افراد و تشکل های دیگر در جبهه پایداری وجود داشت، در بوق و کرنا می کردید و کل جبهه و اعوان و انصارش را با مخ به زمین می کوبیدید! ( البته بماند الان هم که چنین ضعف هایی نمی بینید مشغول همین عمل هستید). آن چیزی که عیان است این است که “نقد گفتمانی” جبهه پایداری از جانب افراد و گروه های دیگر، فعلا یک رؤیای دست نیافتنی برای ماست. چند روز پیش بعد از چند دقیقه صحبت با یکی از دوستان، ایشان یکهو رو به من کرد و گفت جبهه پایداری از سعید جلیلی استفاده ابزاری کرده است( jjj ) من هم که با این موارد مضحک، کم برخورد نکرده بودم، بهش گفتم از کجا چنین برداشتی کرده ای؟ ایشان هم گفتند:” مشخصه دیگه” دوباره پرسیدم: خب کی بالاخره چنین حرفی زده. ایشان دوباره گفتند:” کاملا مشخصه. مشخصه!” و من چون با این موارد زیاد برخورد کرده بودم، می دانستم که ایشان نیز مثل الباقی، تنها جوابش ” مشخصه دیگه” خواهد بود. اتفاقا جالب این جاست که چنین استدلالی رو من حدود یک ماه پیش از خودت شنیده بودم. شما بعد از چند دقیقه صحبت برای اینکه بنده رو مجاب کنی که جبهه پایداری خیلی بده! و باید هر چه سریعتر از اون دوری کرد، این طور استدلال کردی: “ببین مهدی جان! فرض کن که 10 درصد این تخریب هایی که به جبهه پایداری میشه راست باشه، پس نتیجتا جبهه پایداری هم مثل بقیه است!!!!” این آخر استدلال شما و امثال شماست. ما همیشه باید “فرض” کنیم و همه چیز باید برایمان “مشخص” باشد که از جبهه پایداری جدا شویم. مطمئن هستم اگر سالیان سال نیز زندگی کنم داستانی غم انگیز تر از این پیدا نخواهم کرد که علامه مصباح با تمام عظمتش، در یک جلسه خصوصی این طور بگوید:” صبر کنید! به زودی فریاد مرگ بر مصباح حزب اللهی ها را هم خواهید شنید…” البته اشکالی ندارد. ما خیلی چیز ها از خود علامه یاد گرفته ایم. به همین خاطر فحش خورمان ملس است!

    • محمد آزادی says:

      1_ « جهش » رو سرچ کردم پیدا نشد ، مرسی از این که لینک دادی . بالأخره مشخصه که اونا بهتر از هرکسی معنی وبسایت رسمی (official web ) رو می دونن ، ولی خودشون رو به نفهمی می زنن !
      2_ چه کسانی با مطرح کردن « حجت شرعی » بودن نظر علامه مصباح _ به تعبیر خودت _ زمینه ی تخریب ایشون رو پیش اوردن ؟می شد بدون مطرح کردن ایشون؛ عقلاً به اثبات کاندیدای موردنظرمون ( لنکرانی ) بپردازیم تا دیگه کسی جرئت نکنه از ایشون بد بگه !

      • مهدی says:

        سلام علیکم
        عزیز من تخریب علامه مصباح از امروز و دیروز شروع نشده که شما دلیلش رو به خاطر هزینه کردن از ایشون می دونی!از دهه شصت که ایشان مناظرات متعددی با مارکسیست ها و مجاهدین و غیره داشتند، تخریب ها علیه شان آغاز شد و این تخریب ها در دوره اصلاحات که حضرت علامه در مقطعی در سخنرانی قبل از خطبه های نماز جمعه به روشنگری در مورد تساهل و تسامح و محدوده آزادی بیان و غیره می پرداختند، به اوج خود رسید. به طوریکه برخی از روز ها تیتر یک روزنامه های زنجیره ای حول تخریب علامه زده می شد.
        مگر در انتخابات نهم مجلس ( که جبهه پایداری تازه تأسیس شده بود)، لنکرانی و حجت شرعی و انتخابات ریاست جمهوری یازدهمی وجود داشت که رسانه های دولت و قالیباف و برخی از همین بچه حزب اللهی ها ایشان و جبهه پایداری را  متهم به وحدت شکنی می کردند و از همین مجرا در رسانه های پرتعدادشان دست به تخریب علامه می زدند؟ ساده اندیشی محض است اگر گمان کنیم تمام این تخریب ها یک شبه و آن هم به خاطر هزینه کردن از علامه مصباح بوده است!
        جالب این جاست که خود حضرت علامه نظری غیر از نظر شما و دوستان دیگر دارند. ایشان در آخرین دیدار خود با اعضای شورای مرکزی جبهه پایداری فرمودند:”برخی می گویند اگر رأی نیاورید آبرو و حیثیت شما می رود .ما اگر حیثیتی داریم برای همین کارهاست.” حتی حضرت آقا نیز در نماز جمعه تاریخی خود در 29 خرداد 88 جمله زیبایی فرمودند:” اندك آبرويي دارم كه اين را هم خود شما به ما داديد. همه اينها را من كف دست گرفتم، در راه اين انقلاب و درراه اسلام فدا خواهم كرد.” این نشان از این دارد که هر چه روح بزرگ تر می شود، آبرو و جان و مال و فرزندان در نظر انسان کوچکتر خواهد شد. علامه مصباح، حضرت آقا و امثال این بزرگان تمام آبروی خود را در کارزار حق و باطل هزینه خواهند کرد.
        فارغ از تمام این بحث ها، یک مصداق از هزینه کردن علامه مصباح نام ببر تا حداقل وجود خارجی این شبه انتقاد شما ثابت شود.
        و من الله توفیق 

        • محمد آزادی says:

          منظورم اون بخش از تخریب هایی بود که راجع به بحثای انتخاباتی مطرح می شه ، فک کنم قابل کلاسه شدن ( classify ) باشه ؛ نیست ؟!
          « رجانیوز » ! مصداق هزینه کرد از حضرت آقای مصباح

          • مهدی says:

            منظور من این بود که دقیقا یک مصداق از هزینه کردن علامه مصباح نام ببری (2 نمره!!).
            این که ما نقل قولی از علامه مصباح مبنی بر حمایت ایشان از دکتر لنکرانی و مسائلی از این قبیل منتشر کنیم، دلیل بر هزینه کردن از علامه نمی شود. بلکه مهر تأییدی بالفرض بر آقای لنکرانی است. بله من هم مثل شما معتقدم بیشتر از اینکه این حمایت ها رو بولد ( !!Bold) کنیم ، باید برنامه ها و گفتمان نامزد موردنظر خودمون رو مطرح کنیم که این رویکرد هم الحمدلله وجود داشت. ( نکته جالب این جاست که خیلی از همین عزیزان که معتقدند نباید از علما هزینه کرد، اگر یکی از علمای نیمه مطرخ هم از نامزد مورد علاقه آنها حمایت کند، رسانه هایشان را منفجر خواهند کرد. الله اعلم )
            البته باز هم این نکته رو متذکر بشم که دفاعیات بنده از جبهه پایداری و شخص علامه مصباح یزدی، به معنای تعصب کورکورانه از ایشان نیست. ( این روز ها خیلی از بدیهیات رو به برکت دوستان به اصطلاح منتقد و واقع بین! باید توضیح بدم. فکر کنم یه روزی هم میرسه که باید فریاد بزنم که مثلا اصل ولایت فقیه رو هم قبول دارم!! اینها همه به دلیل نقدهای کاملا اصولی دوستانه البته! )

    • احسان says:

      ببین برادر من ما نباید افراد خاصی رو بی جهت مقدس کنیم. هر چیزی که مقدس شد دیگر نمی شود به آن نقد کرد چون می شود گناه!
      وقتی از جبهه پایداری یک تشکل مقدس بسازی دیگه انتقادی بهش وارده!

      یک مقدار انتقاد پذیر باش تعصب کورکورانه انسان را به قعر جهنم می برد kljhbiguygi;oihkj

      ” وَلا تقفُ ما لیسَ لکَ به علم ٌ انّ السّمعَ وَالبَصَر وَالفؤادَ کلّ اولئکَ کانَ عنهُ مَسئولا ً ”
      «و از باورهاي، رفتارها و گفتارهايي که بدان ها علم نداري پيروي مکن، زيرا گوش، چشم و دل (قوة دراکه)همگي (در قيامت) مورد سئوال قرار مي گيرند».
      اسراء آيه 36

      • مهدی says:

        سلام علیکم؛
        برادر عزیز شما از کجای متن بنده تعصب کورکورانه و مقدس سازی برداشت کردی؟ بنده هم دقیقا با نظر شما درباره قابل نقد بودن جبهه پایداری موافقم. اما نکته اصلی این جاست که اگر در مقام نقد قرار می گیریم، اصول نقادی رو هم رعایت کنیم. بیان کلیات مبهم ( به اصطلاح کوچه بازاری روی هوا حرف زدن)، تخریب به جای نقد گفتمانی و اصولی و مسائلی از این دست متأسفانه در بین بسیاری از منتقدان جبهه پایداری مشاهده میشه ( منتقدانی که بسیاری از آن ها اصلا نمی دانند دقیقا به کجای جبهه پایداری نقد دارند!!!). نقطه تفاوت بنده با امثال شما عزیزان دقیقا در همین نکته است. بنده بر خلاف بسیاری از دوستان جبهه پایداری رو سیبل تیراندازی تصور نمی کنم و به هر بهانه و دست آویزی شروع به حمله به این جریان نمی کنم. وقتی از بسیاری از همین دوستان نقاد، عاجزانه تقاضای سند و یا مصداق می کنیم، تنها با جواب های مبهمی مثل “مشخصه” از ما استقبال می کنند و یا اینکه در نهایت ما را به انتقاد پذیری توصیه می کنند و یک روایت و یا آیه قرآن که به طرز جالبی ربطی هم به ماجرا ندارد، بازگو می کنند و بعد از آن پیروزمندانه راه خود را کج می کنند و می روند!!
        در پایان این نکته رو هم عرض کنم که بنده نه به قول محمد آزادی پایداریچی نیستم و اگر نقدی هم به جبهه پایداری دارم، سعی می کنم کاه را کوه نکنم!
        و من الله توفیق 

        • احسان says:

          برادر من آخه اگر بنده سندی داشتم رو کنم که وزیر اطلاعات می شدم!!!
          اون وقت یک سری انتقاداتی که عیان است که سند نمی خواهد.
          مثلا بنده گفتم آقای الف فساد اخلاقی یا مالی و … داشته که حالا می گی سند رو کن.
          بنده روی نوع تفکر نقد دارم اخوی.

  2. مهرداد says:

    سلام
    علامه مصباح فرد مظلومی هستند که دوست و دشمن هرکدام به نحوی به ایشان ظلم کردند treterrrr و اما از طرفی شیوه مباحثه پایداری ها و رواج حجت شرعی از علامه به جای بررسی ویژگی های دکتر لنکرانی کم کمک به این اوضاع نکرد .
    هاشمی هم که رند سیاست است اگر به یک کلمه از بیانیش اعتقاد داشت باید فردای اعلام کاندیداها رسما احترام به شورای نگهبان و قانون را اعلام می کرد و کنار می نشست نه این که چند روزی حرف شورای نگهبان را در دهن این و ان (داخلی و خارجی) بندازد که نشان دهد حماسه فقط او را می خواهد و خود را منجی نشان دهد.

  3. مهرداد says:

    یادم رفت بگم تنها کسی که حق تشخیص مصداق را دارد ولی امر مسلمین است که مصداقی حکم حکومتی می دهند و هیچکس نمیتواند به بهانه اعتماد تعبدی به نظر بزرگی مورد اعتماد از زیر مسئولیت تشخیص اصلح شانه خالی کند.

    • مهدی says:

      اتفاقا برخلاف نظر شما، رهبری به دلیل نوع منصبی که دارند نمی توانند مصداقی وارد بسیاری از قضایا شوند. به همین دلیل همیشه مطهری ها و بهشتی ها و مصباح هایی باید باشند تا از وقوع فتنه ها جلوگیری کنند و با انحرافات به مبارزه بپردازد.
      نکته ی آخری که فرمودید:”هیچکس نمیتواند به بهانه اعتماد تعبدی به نظر بزرگی مورد اعتماد از زیر مسئولیت تشخیص اصلح شانه خالی کند.” نکته کاملا درستی است و گمان نمی کنم که کسی جز این رو قبول داشته باشه. اگر هم منظور شما جبهه پایداری و علامه مصباح هستند باید عرض کنم که خود حضرت علامه در همایش جبهه پایداری که در آن دکتر لنکرانی به عنوان نامزد اصلح این جریان معرفی شد، فرمودند: ” اگر شما این دوستانتان را در جبهه پایداری کاملاً مورد اعتماد می‌دانید، نیازی به تحقیق نیست اما اگر غیر از این است واجب شرعی است که تحقیق کنید.” اگر هم منظور شما از کامنت تان این است که نباید دیگران مصداق یابی کنند، باید شما را به بیانات حضرت آقا ارجاع دهم که در آخرین دیدار خود که با اقشار مختلف مردم بود فرمودند: ” از افرادى كه ممكن است ما را هدايت كنند، راهنمائى كنند، كمك بخواهيم؛ بالاخره خودمان را به حجت شرعى برسانيم. اگر انسان بر طبق حجت شرعى كار كرد، چنانچه بعداً غلط هم از آب دربيايد، باز سرفراز است، ميگويد من تكليفم را عمل كردم؛ اما اگر بر طبق حجت شرعى عمل نكنيم، بعد خطا از آب دربيايد، خودمان را ملامت خواهيم كرد؛ عذرى نداريم، حجتى نداريم.” ایشان حتی مدتی قبل نیز به این نکته اشاره کرده بودند که اگر دیگران به اصلحی رسیدند باید آن را به دیگران معرفی کنند. (نقل به مضمون) 

  4. حریم خیال says:

    عزیز، من هم خبر ها رو دنبال میکنم برخی چیز ها ساختگیه مث دعوای قالباف با هاشمی!!!!
    مث اینکه گفتن قالیباف گفته تو فتنه خودم لباس پوشیدم و با باتوم به بخت فتنه گران افتادم گفتن تو تلوزیون گفته منم گفتم خیالت راحت امروز ساعت 5 قرار برنامه های کاندید ها تو لوزیون معلوم بشه تا زه هم نه پخش بشه برخی چیزها ساختگی خود نماینده ها هست برخی طرفداران آنها باید با بصیرت رفت جلو همین…

  5. میر says:

    سلام
    درباره ظرفیت ظرفیت کردن های جلیلی هم بگم که به نظرم کامل تره از بقیه.حرف دل همه رو زد:اصلاح ساختار اداری برای آزادسازی ظرفیت ها.ولی باز خیلی کلی بود…
    دست تو باشه میگی همه باید با هم ائتلاف کنن!!!

پاسخ دهید

mnb  jhgj lhoi hjoihuig666 b) <( ;) :twisted: :oops: :mrgreen: :lol: :loiii: :efh :aqqq: :LPO :? :-D :) :! 75649the4iug )( (;; (!