از انتخابات تا . . . پایداری ! پایداری همیشه جواب می دهد ؟!

گفتگوی ایمیلی من و یکی از دوستانم راجع به انتخابات ریاست جمهوری و وظایف تشکل های دانشجویی و البته جبهه ی پایداری .

قطعاً با همراهی نظرات شما حاوی نکات آموزنده ی فراوانی برای من و ایشان خواهد بود :

من : حیف آقای مصباح که خرج این بابا (لنکرانی )  بشه

خیلی حیفه . . .

دوستم : چرا؟؟؟

من : چرا؟!!!

چون این بابا می گذره و می ره؛انتخابات هم می گذره و میره

شأن علما بالاتر از این حرفهاست. . .خیلی بالاتر از این حرفهاست . . .

دوستم : در هر حال وظیفه علما عمار بودنه،عمار بودنم یعنی آگاهی بخشی به مردم

من : آره! ولی نه شرکت کردن تو یه میتینگ سیاسی

والبته جامعه هم اشتباه می کنه که از پایداری حمایت می کنه

کما این که یکی از بزرگواران  می گفت تو اتحادیه مرکزی باهاشون سر این قضیه درگیر شدیم که شما نباید یه تشکل دانشجویی رو خرج یه حزب کنید

به یاد بیار خاطره ی انجمن اسلامی رو . . .

دوستم : البته اگه اشتباه میکنم حتما بهم بگو اشتباهمو چون زیاد قبولت دارم

چه اشکالی داره یه عمار تو یه میتینگ سیاسی از یه شخص یا اصلا یه حزب حمایت کنه؟مگه تو تاریخ امثال این قضیه کم داشتیم؟

میتینگای سیاسی رسول خدا در حمایت از مولا علی!!غدیر خم!!

همینطور بسیج و جامعه چه اشکالی داره حامی احزاب بشن؟مشکل دقیقا کجاست؟

من : البته من هم به حرفی که می زنم چندان مطمئن نیستم و راستش می خواستم یه مطلب تو وبلاگم در همین رابطه بنویسم که . . . منصرف شدم ! به هر حال ما شاگرد حضرت آقای مصباح هستیم و این غلطا به ما نیومده !

ولی با این وجود فکر می کنم که احزاب هدفشون رسیدن به قدرته ، و هدف تشکلهای دانشجویی نقد قدرت .

البته نفس « قدرت » چیز بدی نیست . به قول تو علی ع یا رسول الله هم قدرتمند بودند وا صلاً خدا قادر مطلقه

اما بهرحال این تفاوت ماهوی وجود داره دیگه : اونا بدنبال رسیدن به قدرتند و ما بدنبال نقد قدرت

دیگه این که فک نمی کنم اوضاع الان اونقدر پیچیده باشه که نیاز به دادن هزینه های اینجوری ( خرج یه مرجع تقلید در حد آقای مصباح ) اونم برای یه حزبی که نقد های زیادی درباره ش وجود داره باشه

بهرحال خیلی از اونایی که منتقدند هم دلسوزند و بسیار ی از حرفهاشون هم به جاست و قابل تأمل

البته روشنه که هرحزبی نقاط قوت و ضعف خودش رو داره و ما نباید ابداً سیاه و سفید ببینیم قضیه رو ؛ پایداری هم به همین ترتیب : اونا هم نقاط ضعف و قوت خودشون رو دارند . دقیقاً به همین دلیل هم هست که می گم نباید مثلاً حمایت ما از اون ها افراطی بشه ( سیاه وسفید دیدن قضیه )

به عنوان مثال نقدهای حسین قدیانی یا نقدهای امید حسینی راجع به پایداری چی ها رو بخون . بالاخره اونها هم بسیجی هستند و بعضاً حرف حساب هم می زنند .

در مجموع این که مسأله هنوز هم برای من روشن نیست ؛ خاصه درباره ی حضرت آقای مصباح  ، و قطعاً بدنبال توضیح بهتر ی برای خودم هستم .

دوستم : خب من فکر میکنم اشتباه از ماست! ما چرا به دنبال نقد قدرت و قدرت طلبی باشیم؟

بالاخره این تناقض ماهوی از کجا ناشی میشه؟

بعدم من فکر میکنم اوضاع واقعا پیچیده اس!  اگر فتنه رو به معنای مه آلودگی فضا معنی کنیم

طوری که نشه صالح و اصلح رو تشخیص داد؛الان با یه فتنه فوق العاده پیچیده طرفیم که

یا من ، یا طرفدارای ولایتی کسایی مثل پناهیان ، داریم خطا میکنیم یا دارن خطا میکنن!

مثلا در مورد موسوی من و پدرم متفق القول بودیم و ایضا من و تو  و قطعا تو و پدرت

ولی الان اینطور نیست

من در حال حاضر فکر میکنم کاندیدای اصلح پروفسوره و ما بقی انقلابیا باید به نفعش کنار بکشن

اگر ولایتی بیاد دانشگاه  این سواله ازش خواهم پرسید که با وجود اعلام اصلح از طرف شخص آیت الله مصباح چرا شما همچنان در صحنه هستید؟همینطور از حداد

البته اصراری بر صحت حرفام ندارم

من : چون جنبش دانشجویی « آرمان گراست » . « عدالت طلبه » . یعنی باید باشه !

به این ترتیب می شه « منتقد قدرت »

یا بهتر بگم : مطالبه گر عدالت از قدرت

اگر ماهم به دنبال قدرت باشیم اونوقت ماهم می شیم « حزب » !!

این طوری نیست که طرفهای مقابل و یامنتقد پناهیان مثلاً ولایتی نیستند و

یا مثلاً « ضد ولایت فقیه » اند

نه ! حضرت آقا هم بارهادر این باره  تذکر دادند

حسین قدیانی و امیدحسینی رو هم برای این نوشتم که وبلاگ دارن ، و می تونی

وبلاگشون رو بخونی

بالاخره بعضی از حرفاشون حسابه

تو این مدت هم اظهار نظر صریحی درباره ی لنکرانی  از پناهیان نخوندم . . .وتازه شایعه شده از ابوترابی حمایت کرده !!اگه هست لینکشو  بفرس

یه بحث دیگه : نظر حضرت آقای مصباح حجته ؟ مسلماً نه !

گرچه خیلی محترم و ارزشمنده

بنابراین نمی شه بر کسی خرده گرفت که چرا حرف ایشون رو  قبول نداره

و مثلاً به همین خاطرم « ضدولایت فقیه » می شه !!

و من جمله به کسی مثه  « ولایتی »هم خرده ای نیست

تازه ولایتی احتمالاً در جواب تو خواهد گفت که پشت سر لنکرانی یه دونه

آیت الله وایساده در حالی که پشت سر ما «جامعتین»  ،

که پره توش آخوند و آیت الله ست !!

و دقیقاً به نظرم هم رفتار جامعتین صحیح تر از حضرت آقای مصباحه . بهرحال

اونها سالهاست که دارن کار سیاسی می کنند

ولی هیچ وقت از حد « پدر معنوی » پایین نیومدند

دقیقاً دلیل موندگاری شون هم همینه

گفتم البته و تکرار می کنم :

که در حد ایراد گرفتن از حضرت آقای مصباح نیستم

نظر شخصی منه

و بدنبال توضیح بهتری هستم

اما این که اصلح کیه ؟ هرکسی شخصاً باید به حجت برسه

اون یه بحث دیگه ست

اصلاً هم ایرادی نداره که شما طرفدار پروفسور باشی یا کس دیگه ای

فقط به نظرم « هوشمندانه » تره اگه تو طرفداری از کاندیدای مورد علاقه

مون دچار افراط و تفریط نشیم

و بحث « فتنه »

اینکه ما در انتخاب کاندیداها هم نظر نیستیم به نظرم اسمش « فتنه » نباشه !

سال هشتاد و چهار هم این طور بود

دور اول البته

یه دوجین اصولگرا و اصلاح طلب احساس تکلیف کرده بودن !

و دوره های دیگه به همین ترتیب

بنابراین تعدّد کاندیداها به نظرم فتنه نیست

دوستم :

ببین برادره من!

اگه هر تشکلی بخاد از حزب شدن خودش بترسه و یکی از وظایف اصلی و بنیادیش

 یعنی تنویر افکار عمومیه دانشگاهه بذاره زمین که واتشکلا!

حزبی هم در کار نیست ، با تایید یه کاندیدا یا رد یه کاندیدا حزبی به وجود نمیاد که

الان جامعه اسلامی این همه حمایت کرده از اشخاص مختلف مگه شده حزب؟

تازه به نظرم ماجورم باشه چرا که مامور بوده به وظیفه و نه نتیجه

منظورم اینه که اگه بعدها احمدی نژادها دچار انحراف شدن چیزی از ارزش و اجر حامیان اولیه اش کم نشده

 

ببین در مورد فتنه من اول تعریفم از فتنه ره ارائه میدم بعد بحث کنیم

تعریفی که سال 88 بارها بهش تاکید شد این بود که فتنه فضاییه که نشه حقه از باطل تشخیص داد

من این تعریفه تعمیم میدم

فتنه فضاییه که نشه از بین چند گزینه بهترینشانه(یا گاهی از همه کمتر بدترشانه) شناخت

 و در انتخاب دچار اشتباه شد

اصلا یه عده از هشتادوهشتیای سبز باید بیشتر از ما به فتنه بودن وقایع اعتقاد داشته باشن چرا که یه عده شان فکر میکنن ما گمراهیم و فضا باعث این گمراهی شده

 

ذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمُ الفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرآنِ

برداشتمم از همین آیه برداشتم

 

هشتادوهشت تو این تعریف صادقه

از طرفی

نودوهم صادقه

چون یه عده که اصراری هم ندارم که اون عده منم شاملشانم ، یه عده درست انتخاب میکنن و ما بقی غلط

نکته ای که اینجا مطرحه اینه در فتنه ها گاهی هر دو طرف یه اصل مشترک دارن

مثلا فتنه شیعه سنیه در نظر بگیر

هر دو به رسول خدا اعتقاد اکید داریم

یا مثلا هشتادوهشته در نظر بگیر

بعضی از سبزاییی که واقعا دچار فتنه شدن و مثلا پایبند به دین هستن اعتقاد اکید به ائمه دارن

الانم اصل مشترک ما ولایت فقیه و نظام اسلامیه

من به هیچ عنوان اعتقاد ندارم پناهیان و ولایتی و حداد ضد ولایت فقیهن نه

اشتباه نشود

اونها ره دچار اشتباه محاسباتی میدانم که از مه آلودگی فضا ناشی شده

 

در مورد ما بقی فرمایشاتت

قضیه این عماره حتما میدانی

جنگ جمل شخصی خدمت امیرالمومنین میرسه و میگه این طرف دعوا شمایی که خدا فرمود لا فتی الا علی

و طرف دیگه دعوا طلحه و زبیریه که از پیغمبر لقب طلحه الخیر و سیف الاسلام رو دریافت کردن

من چی کنم نمیتانم حقه از باطل تشخیص بدم

حضرت میفرماید من خودم از سران طرفین درگیری هستم شما بهتره برید از عمار بپرسید

اون شخص میره و داد میزنه این عمار و من العمار؟

خلاصه عماره پیدا میکنه و عمار به اون شیوه ای که همه میدانیم اون شخصه راهنمایی میکنه

نتیجه ی اخلاقی اینکه در فتنه ها باید خودما ره به شبه عمارها بسپریم و منم سر همین قضیه اس که حرف آیت الله مصباح رو قبول کردم

البته از اولشم حواشی پایداریه دنبال میکردم و حواسم بهش بود و از همه بهتر و صالح تر میدانستمش

و حرف آیت الله مصباح آرامم کرد

 خب ما آیت الله زیاد داریم

ولی من میگم در حال حاضر وای به آیت اللهی که اینهمه با آین الله مصباح تفاوت دیدگاه داشته باشه

 مگه همین آیت الله ها نبودن تو فتنه 88 دمار از روزگار مردم درآوردن با محافظه کاری و عمار نبودنشان

صرف آیت الله بودن که دواییه درمان نمیکنه که ولایتی برگرده بگه فلانی و بهمانی پشت سر منن

اینکه من نظر آیت الله مصباح برام خیلی محترمه به خاطر این نیست که ایشون آیت الله ان نه

آیت اللهی که ملاک تفاخر نیست

بحث عملکردهای انقلابی این اشخاص مطرحه

خدانکنه روزی برسه که اگر دو نفره دیدیم که یکیش آیت الله بود و یکی نبود اولیه برتر بدانیم

من:

مأجورند به شرطی که مثلاً به عنوان دانشجو ، به عنوان یه روشن فکر مثلاً

شخص اصلح رو برای مردم معرفی کنند

اما شأن تشکل ها بالاتراز اونیه که بخوان وارد بازی های حزبی بشن

بهتر بگم :

بازیچه ی احزاب بشن

تجربه ی روشن انجمن اسلامی پیش چشم ماست :

حمایتشون از احزاب به کجا انجامید ؟!

« سوتی » های پایداری رم واسه ین مطرح کردم که حواسمون باشه اینا اصن سفید نیستند

اینا هم نقاط قوت و ضعفی دارن

اما فتنه :

دست کم  می تونم بگم

اگه یه طیف فرض کنیم فتنه رو ( و سیاه و سفید نبینیم این قضیه رو ، به

اصطلاح علما : حقیقت مشکّک)

فتنه ی به تعبیر تو نود و دو به غلظت هشتاد و هشت نیست

بنابراین هزینه ای هم که باید پرداخت کرد به اندازه ی هشتاد و هشت نیست

حیفه حضرت آقای مصباحه که خرج این بازی ها بشن . . .

نظرت چیه با سانسور اسامی بذارم رو وبلاگم ؟

تا از نظر بقیه هم استفاده شه.

دوستم :

این قضیه انجمن چی بوده؟

درسته قبول دارم پایداری قطعا ضعف هم داره

خیلی هم خوبه

هر وقت گذاشتی اطلاع بده

من :

تاریخچه ی انجمن اسلامی دیگه

اونا یه دوره ای حامی هاشمی بودندوبعدترهم حامی خاتمی و . . . بعد هم زدن جاده خاکی ! الان خوداشون ( قدیمیاشون ) می گن ما بازیچه ی دولتها بودیم . . .

31 comments

  1. میم.ت.اسدی says:

    سلام برادر
    کار قشنگی بود در ضمن جواب های پرمحتوایی هم داده بودی
    خیلی خوشم اومد در شمن به جای اینکه بشینی این همه تایپ کنی برو بشین درساتو بخون!!!! iughiufgiu ohijo
    در مورد پایداری ها به نکته قابل تامله که باعرض معذرت تا یه جاهای خوب رفتی ولی به نظرم کامل پاسخ ندادی اگه دیدی درسته میتونی تو متن جاش بدی jjj
    انتخابات مجلس رو بنده به شخصه از حامیان جبهه پایداری بودم ولی این انتخابات رو باید با جرات بگم که جبهه ی پایداری اشتباه کرد و یه خرده تند رفت .
    جبهه ی پایداری که ادعا میکنه از دیگران ولایی تره در امتحان انتخابات ریاست جمهوری شکست خورد اشتباهشم این بود که قبل از اینکه اجازه بدن آقا ویژگی های اصلح رو معرفی کنه رفتن دنبال آیت ا…مصباح،وهرچند که آقا ،آقای مصباح رو مطهری زمان معرفی کردند ولی ماها که ادعا می کنیم ولایی هستیم باید خودمون رو در سبیل امام بدونیم و نه در سبیل کسی دیگر….حتی اگر آن شخص عمار باشد تا وقتی مولا هست و ویزگی های اصلح را معرفی میکند
    در ضمن افرادی هم که الان دور وبر پایداری ها جمع شدن زیاد درست حسابی نیستن و بهتره حزب اللهی ها زیاد براشون هزینه نکنن شخصی مثل “ر.ح”
    با عرض معذرت
    یا علی مدد gdjh

  2. سعیدی says:

    من هم موافقم که آقای مصباح تا این حد نباید از یک نفر حمایت کنند و خودشون رو خرج اشخاص سیاسی کنند ولی راستش رو بخوای ولی انگار این رویه بین علمای قم عادیه
    چند روز پیش وقتی حمایت و تعریف و تمجیدها و تایید های مطلق مراجع عظام تقلید(که همیشه برای من عزیز و محترم هستند) رو از جناب قالیباف که کارنامه خوبی رو هم در ولایتمداری نداشته دیدم تعجب کردم . البته انتظارش رو هم داشتم چون همین تایید های مطلق رو قبل از انتخابات مجلس هشتم هم از علمای عزیز در باره آقای لاریجانی دیده بودم. بعید می دونم وقتی قالیباف داشت می رفت به بیت شریف مراجع حتی خودش هم فکر می کرد که اینقدر مورد تایید قرار بگیره

  3. احسان ترکمان says:

    سلام برادر
    بنده هم با نظر محمد تقی موافقم راستش بنده انتخابات مجلس گذشته طرف دار جبهه پایداری بودم و در ستاد …. بودم. اما همون موقع از آقای دکتر لنکرانی چیزی دیدم(چیز بدی نبودها!) که همون موقع نظرم عوض شدش.
    باباجان این آقای دکتر هم همچین بی نقص نیست. با همه احترامی که برای علامه مصباح دارم اما پایداری خیلی تند رفت. نکته بعدی این است که من هنوز توی کف آقای مولتی میلیاردر(آقا صادق رو می گم) برادر محصولی، موندم
    و نقد بعدیم در مورد رجا نیوزه که تاحالا چندتا خبر کاملا بی اساس در جهت تخریب بعضی از کاندیداهای احتمالی زده و بنده به طور کلی از این سایت قطع امید کردم.

    در کل ما باید رای خودمون رو طبق نظرات امام خامنه ای بدهیم و نه عمار آقا (شاید هم ابوذر آقا و نه عمّار)
    میگم برادر حالا رای خودت کودومه؟

  4. نيايش says:

    “رياست جمهورى خيلى مهمّ است؛ چون اداره امور اجرايى كشور در يك دوره نسبتاً طولانى – يعنى چهار سال – است. بايد مردم بگردند و بهترين را گزينش كنند. مردم به شما اعتماد دارند. مردم به علما اعتماد دارند و حرف و تشخيص آنان را، تشخيص قابل احتجاجِ عنداللَّه مى‌دانند. اين، خيلى مهمّ است. لذا بايد مردم را در انتخابِ درست كمك كنيد. مبادا كسى از روحانيون احساس كند كه در اين مسائل، وظيفه و تكليفى ندارد و بگويد مردم خودشان بروند هر كارى كه مى‌خواهند، بكنند! البته راجع به همه روحانيون نمى‌خواهيم بگوييم. كسان خاصّى هستند كه به طور استثنايى از اين موضوع خارجند؛ اما شما علما مى‌توانيد به مردم كمك كنيد. مردم هم در اين قضايا، بيش از همه به علما اعتماد مى‌كنند؛ حتّى كسانى كه ممكن است سرو كارى هم با علما نداشته باشند. بالاخره انسان براى امور زندگى خودش، به شخصِ امين اتّكا مى‌كند. اگر كسى خودش هم حتّى خيلى امانت نداشته باشد، اما براى حفظ پول و مال خود، به شخص امين مراجعه مى‌كند. مردم، علما را امين خودشان مى‌دانند. اگر در اين زمينه، علما به مردم كمك كنند، اين مرجع قابل قبولى براى آنان است.

    البته شما هم آن وقت كه مى‌خواهيد مردم را راهنمايى كنيد، بايد حدّاكثر دقّت را در گزينش بكنيد. بايد چيزى بگوييد كه فردا بتوانيد پيش خداى متعال جوابش را بدهيد. كسى را بايد به مردم معرفى كنيد كه بتوانيد پايش بايستيد و به خداى متعال بگوييد كه حجّت من اين بود. عدم دخالت خطرناك است؛ دخالتِ بدون حجّت هم خطرناك است. پيش خودتان و خدا، حجّت پيدا كنيد. مردم را در اين امر آگاه كنيد. مردم هم به شما اعتماد مى‌كنند، بايد هم اعتماد بكنند؛ امين مردم هستيد و باشيد. كارى كنيد كه مردم بتوانند با رأى بالايى، يك شخص لايق و مدير و متعبّد و متديّن و مجرّب در امور اداره كشور انتخاب كنند. البته دست شما هم به كسى غير از آن كسانى كه شوراى نگهبان آنها را ارائه خواهد داد، نمى‌رسد. در بين همانها بايد كسى را انتخاب كنيد. در بين آنها بگرديد و بهترين را – كه با معيارهاى صحيح تطبيق كند – پيدا كنيد و به مردم معرفى نماييد.”
    بيانات در دیدار جمعی از روحانیون – ۱۳۷۶/۰۲/۱۳

    دقت بفرماييد که امام خامنه اي به علما تکليف مي کنند که “بهترين را – كه با معيارهاى صحيح تطبيق كند – پيدا كنيد و به مردم معرفى نماييد”. يعني صريحاً از علما ميخوان که مصداق اصلح رو پيدا کنند و به مردم معرفي کنند. از طرفي آقا مي فرمايند “اگر در اين زمينه، علما به مردم كمك كنند، اين مرجع قابل قبولى براى آنان است.” يعني اعتماد به نظر و راهنمايي عالم امين رو امري پسنديده و عقلاني مي دونند. البته تشخيص اينکه عالم امين کيه باز به عهده ي خود مردمه.

    نکته ي ديگه اي که وجود داره اينه که هدف همه ي احزاب “قدرت” نيست و هدف تشکل هاي دانشجويي هم “نقد قدرت” نيست؛ اين احتمال رو هم بديد که ممکنه هدف بعضي از احزاب آرمان هاي انقلاب باشه. هدف تشکل هاي بسيج و جامعه هم حرکت به سمت تحقق آرمان هاي انقلابه. اين وسط، “قدرت” يک وسيله است براي رسيدن به هدف که همون آرمان هاست و وسيله ي مهم و تأثيرگذاري هم هست. ما انقلاب کرديم که “قدرت” در دست صالح ترين ها، بهترين ها و انقلابي ترين ها باشه. بنابراين بسيج و جامعه و هر نهاد انقلابي ديگه بايد قدرت طلب باشند. البته فرق ما با بقيه ي قدرت طلب ها اينه که قدرت رو براي فرد اصلح مي خوايم نه براي خودمون. اگر به اين معنا قدرت طلب شديم بايد براي پيروزي فرد اصلح تلاش کنيم؛ بسيج به اقتضاي جايگاهش يه جور، جامعه هم يه جور. به نظرم از يه نظرايي جايگاه بسيج شباهت داره به جايگاه ولي فقيه؛ مثلاً در بحث انتخابات، بسيج هم مثل ولي فقيه مستقيماً از يک شخص خاص حمايت نمي کنه ولي بايد معيارهاي اصلح رو جوري تبيين کنه مثل سال 88 که وقتي آقا معيارها رو مي گفتند همه مصداقش رو تشخيص مي دادند. بگذريم که بسيجي هاي ما هنوز خودشون در تشخيص اصلح با هم اختلاف دارند و در اين موضوع به نظرم جامعه خيلي موفق تر عمل کرده؛ حداقل تکليفشون با خودشون روشنه!!

    در مورد جبهه پايداري به نظرم اکثريت غريب به اتفاق انتقاداتي که در مورد پايداري مطرح ميشه قابل قبول نيستند و جواب دارند. انتقادهاي قطعه26 و آهستان هم همين طور هستند. البته کمتر پيش مياد از جبهه پايداري انتقاد منطقي بشه اکثريت غريب به اتفاق انتقادها، يا تخريب اند يا برداشت شخصي از مواضع پايداري ها هستند. در مقابل، انتقادهايي که پايداري به رقباش مطرح مي کنه مثلاً انتقاد از اصل ائتلاف و ائتلاف هاي مبتني بر نظرسنجي کاملاً منطقي هستند. رقبا هم اگر اهل منطق اند بايد پاسخ منطقي بدن البته اگر پاسخي داشته باشند

  5. محمد آزادی says:

    درباره ی بیانات حضرت آقا خودتون هم گفتید که « تبیین ملاکها » با معرفی کاندیدا فرق می کنه .
    و اما درسته : هدف تشکلهای دانشجویی نقد قدرت نیست . لفظ « هدف » مسامحتاً مَجاز از « وظیفه نسبت به . . .» بود . و لابد شما هم متوجهید که زبان شئون مختلفی داره ؛ و هدف از « محاوره » فقط برقرار کردن « ارتباط» است ؛ نه اینکه مثلاً محمل اندیشه و یا تئوری خاصی باشه . بنابراین « ملالغطی » بازی در این سبک نوشتار جایز نیست !
    اما اختلاف سلیقه بین دوستان «ایراد » نیست ، بلکه اصلاً معنای واقعی « تشکل » هم همینه
    این نگاه « صفر و یکی » هم که از طرف بزرگان پایداری ها تبلیغ می شه یکی از ایرادات این هاست ؛ ومن توی نوشته هم به شدت پرهیز داده بودم از سفید و سیاه نگاه کردن ؛ این ادعا که :
    «اکثریت غریب به اتفاق انتقاداتی که در مورد پایداری مطرح میشه . . . الی آخر »
    با این تبصره که « قریب » نه غریب !! نشان از « تعصب » شما و همین نگاه سیاه و سفیده
    با این وجود ممنون از این که وقت گذاشتی و ممنون از کامنت آموزنده ای که برای من نوشتی
    طیب الله انفاسکم

    • نيايش says:

      در پاسخ به ايرادي که نسبت به جبهه پايداري مطرح کرديد:
      حقيقت اينه که چه بخوايم چه نخوايم “اصلح” يکي بيشتر نيست. بنابراين وقتي “اصلح” رو برابر با “يک” در نظر بگيريم بدون ترديد بقيه ي صالحون “صفر” خواهند بود. به عبارت ديگه “يک” به معناي “اصلح بودن” و “صفر” به معناي “اصلح نبودن” هست نه “صالح نبودن”؛ چون هر فردي که از طرف شوراي نگهبان تأييد صلاحيت ميشه صالح هست. در واقع نامزدها به دو دسته تقسيم ميشن: اصلح و غير اصلح. و رد بقيه ي نامزدها به جز فردي که اصلح تشخيص داده شده (صرف نظر از اينکه تشخيص جبهه و علامه درست است يا خير) براي اثبات “غير اصلح بودن” بقيه است نه “صالح نبودن”
      باز با توجه به اين حقيقت که “اصلح” يکي بيشتر نيست اختلاف نظر به معناي اشتباه در تشخيص است نه اختلاف در سليقه؛ چون انتخاب “اصلح” امري سليقه اي نيست بلکه معيارهاي ثابتي داره و اين معيارها در هر زمان فقط بر يک نفر مي تونند منطبق باشند چون “اصلح” يکي بيشتر نيست. بله؛ هرکس مکلفه بر اساس تشخيص خودش “اصلح” رو انتخاب کنه ولو اينکه تشخيصش اشتباه باشه؛ ولي تشکلي که وظيفه داره -مستقيم يا غير مستقيم- “اصلح” رو به ديگران معرفي کنه (در راستاي اهدافش) بايد در وهله ي اول، خودش “اصلح” رو تشخيص داده باشه و نظر واحدي راجع به مصداق “اصلح” داشته باشه
      ضمناً اينکه گفتم اکثریت غریب!! به اتفاق انتقاداتی که در مورد پایداری مطرح میشه . . . الی آخر، به اين دليل هست که واقعاً اغلب انتقاداتي که تا حالا در مورد جبهه پايداري خوندم يا شنيدم از چند حالت خارج نبودند: يا خودم براشون جواب قانع کننده (حداقل براي خودم) داشتم، يا ناشي از برداشت غلط از مواضع پايداري ها بودند و يا اينکه مصداق تخريب بودند. اون انتقادهايي هم که شايد با تسامح بشه قبولشون کرد به نظرم جزئي و ريز و کم اهميت هستند و انقدر بزرگ نيستند که مصداق “اصلح” رو تغيير بدن. اما اگر شما انتقاد يا انتقاداتي داريد که باعث ميشه کانديد جبهه پايداري از “اصلح” بودن ساقط بشه لطف کنيد بفرماييد تا ما هم از اشتباه دربيايم. در اين صورت جايگزين “اصلح” رو بنابر تشخيص خودتون معرفي کنيد

      • محمد آزادی says:

        بله . وظیفه ی همه ی روشنفکرها و علما تبیین ملاکهای انتخاب اصلح هست . اما تبلیغ گفتمانی ؛ نه مصداقی .
        در تعیین مصداق غیر از این که بیم اشتباه وجود داره ، یک ریسک بی توجیه سیاسی هم هست . و اصلاً برای خود کاندیدای اصلح هم بیشتر از این که فایده داشته باشه ضرر داره !
        ضمناً نظر حضرت عالی خلاف نظر صریح رهبری هم هست که من نخواستم این جا به اون ورود کنم . اگر خواستید ایمیل خودتون رو بذارید عرض خواهم کرد .

        • نيايش says:

          بنده جمله ي صريح و واضح امام خامنه اي رو براتون نقل کردم و براي اينکه شائبه ي برداشت شخصي از کلام آقا پيش نياد دو پاراگراف پيرامون اين جمله رو همراهش آوردم؛ نمي دونم نخونديد؟ نمي خوايد بخونيد؟ يا …؟
          باز هم تکرار مي کنم؛ آقا به علما فرموده اند: “در بین همانها باید کسى را انتخاب کنید. در بین آنها بگردید و بهترین را –که با معیارهاى صحیح تطبیق کند– پیدا کنید و به مردم معرفى نمایید”. حضرت آقا به علما نگفته اند ملاک هاي انتخاب اصلح را تبيين کنيد بلکه امر کرده اند افراد را با معيارهاي صحيح تطبيق بديد، بهترين را پيدا کنيد و به مردم معرفي کنيد. به نظر من که منظور آقا کاملاً واضح و بديهيه؛ نمي دونم چرا نمي خوايد قبول کنيد و همچنان در برابر کلام ولي باز هم بر نظر خودتون اصرار مي کنيد؟!!!
          نفرموديد کدوم نظرم خلاف نظر صريح رهبري هست.
          از شما هم انتظار ميره به تضاد آشکار نظرتون با نظر ولي -که اصل جمله ايشان رو براتون نقل کردم- اعتراف کنيد و شبهه اي که در مورد علامه مصباح مطرح کرديد رو پس بگيريد.
          در ضمن همچنان منتظر انتقاداتتون از کانديد جبهه پايداري که باعث ميشه از “اصلح” بودن ساقط بشه هستم. در اين مورد هم از شما انتظار ميره وقتي اصلح بودن فردي رو نفي مي کنيد اولاً با دلايل منطقي اين کار رو بکنيد ثانياً بعد از نفي، فرد اصلح جايگزين رو باز با دلايل منطقي اثبات کنيد.

          • محمد آزادی says:

            درباره ی وظایف تشکلها منظورم بود که رهبری ممکنه نظر دیگه ای داشته باشند . علت این که عرض کردم نمی خوام ورود کنم چون بحث به قدر کافی منطقی ، مستدل و روشن هست .
            دعوی « انتقاد از جبهه ی پایداری » رو هم ندارم .
            تکرار می کنم : « این نگاه صفر و یکی که از جانب پایداری تبلیغ می شه غلطه » شما مقصر نیستید خواهرم . درست نیست که هرکسی رو به این سرعت به « ضدولایت فقیه » تبدیل کنیم !

  6. محمد مهدی says:

    سلام
    فارغ از همه بحث های بالا و اینکه آقای مصباح کار درستی کردن یا نه ؟پایداری وضعیتش چیه و….. به نظرم میرسد باید بر دانسته ها تکیه کنیم .مثلا لفظ “این بابا” در مورد دکتر لنکرانی اخلاقادرست نیست یاعنوان مولتی میلیاردر!
    بنده خودم واقعا تصمیمم در مورد رای دادن به کدام یک از کاندیدها مشخص نشده و در مورد پایداری هم نظر خوبی ندارم اما در مورد آقای مصباح هم بهتره حتی اگر نظر مخالفی داریم علنی نکنیم و جایگاهایشان راحفظ کنیم.

  7. امید says:

    خب به نظرت درسته که هر کی رفت پیش مراجع بتونه تا این حد تایید بگیره
    من می خواستم جملاتی رو که مراجع عزیز در تایید قالیباف گفتن برات بذارم آخه خیلی عجیب و غریب و مطلق تاییدش کرده بودن خب مثلا یارو ساکت فتنه است اصلا گیریم که ساکت هم نیست این جور تعریف ها واقعا لزومی نداره اونم در این حد خب به هر حال نظر مراجع برای مردم مهمه روی رایشون تاثیر می ذاره . مراجع باید بیشتر از این حواسشون جمع باشه

  8. اهل جاد says:

    سلام علیکم برادر
    به نظرم این درست نیست که برداشت و تلقی خودتان و یا حتی موضع گیری یکی از اعضای جامعه اسلامی دانشجویان را به عنوان موضع اصلی جامعه اسلامی دانشجویان مطرح میکنید!
    جامعه اسلامی دانشجویان تا الان به نتیجه ای برای حمایت از فرد یا جریان خاصی نرسیده است! در ضمن بازیچه قرار گرفتن انجمن با اعلام حمایت جامعه اسلامی بسیار بسیار متفاوت است چرا که اعضای ساده لوح انجمن بر اثر لابی و وعده و وعید های کاندیدا ها به جمع بندی برای حمایت از شخص یا جریان خاصی میرسیدند اما جامعه اسلامی دانشجویان بر اساس مولفه های مقام معظم رهبری برای انتخاب اصلح در هر دوره چه مجلس و چه دولت به جمع بندی برای اعلام حمایت می رسد! همچنین لازم به ذکر است این جمع بندی ممکن است صد در صد درست نباشد اما به دلیل آنکه بر اساس فهم صرفا و فقط و فقط و فقط عده ای دانشجوی پیرو مقام معظم رهبری صورت گرفته است قطعا مورد رضایت خداوند می باشد. برادر روشنگری برای مردم هم یکی از وظایف جنبش دانشجویی است! روشن بگید، رسا بگویید، واضح بگویید، آنچه را که می فهمید!
    کمی دچار خود بزرگ بینی مفرط شده اید که متاسفانه آفت تقریبا تمامی تشکل های بسیج دانشجویی کشور است! افتادگی آموز اگر طالب فیضی! سال 88 نشریات بسیج و مواضعش را به یاد داریم….
    همانطور که هم اکنون مواضه خیلی از اعضای آن را میدانیم.
    البته به نظرم بسیج دانشجویی در سال 88 مواضع کاملا شفاف و به جایی داشت اما این نحوه از موضع بالا صحبت کردن که حالا آی فریاد بیایید و نگذارید جامعه دچار انحراف شود که از فلانی یا بهمانی دارند حمایت میکنند اصلا درست نیست!
    الهم احفظ قاعدنا الخامنه ای

    • محمد آزادی says:

      محض رضای خدا یک بار هم در متن لفظ « انحراف » رو به کار نبردم ! و تازه تصریح هم کردم که به عنوان « دانشجو » و « روشنفکر » مأجور هم هستند .متن رو یکبار دیگه بخونید !
      اگر نوشته ام بوی « خود بزرگ بینی مفرط » می ده می بخشید انشالله ؛ راست گفتند : یک ؛ دو بیند « لوچ (سوءتفاهم نشه : ینی خودم ) »!!
      و اگر ممکن هست پاسخ های حقیر به « نیایش » رو هم بخونید .

    • هستم says:

      عذر میخوام لازمه یه نکته ای رو هم بگم

      چون خودمونیم این حرفو میزنم

      خودمونیم دیگه درون گفتمان حزب اللهیا

      بسیج مقتدر مظلومه همیشه
      همیییییشه

      جامعه هم بهتره عوض اینکه توهم داشتن دشمن برش داره به کارای خودش برسه

  9. امید says:

    آیت الله مصباح شخصیت برجسته ای هستند. فکر میکنم برای انتخاب نامزد اصلح همه جوانب رو می سنجند و بعد نظرشون رو اعلام میکنند.
    به نظر من تو شرایط پیچیده سیاسی الآن که واقعا انتخاب فرد اصلح کار دشواریه وجود عمار لازمه.
    یا حق

  10. وحید says:

    مشکل ما اینست که بعد از این همه سال هنوز حرف مصباح و مطهری و… را نفهمیده ایم…
    هرگز برای جناب علامه شخص مهم نیست اینکه میبینیم یک شخص را ایشان مطرح میکنند فقط از باب اینست که معیار های اصلح را در این گونه افراد میبیند وقتی به اصلح بودن یک فرد میرسد بر او واجب میشود که او را معرفی کند پس جناب استاد دارد وظیفه شرعی خود را انجام میدهد بیایید از این جنبه نگاه کنیم…
    همان گونه که تا وقتی افراد دیگر در خط ولایت بودند از آنها حمایت کردند و بعد هم رسوایشان کردند …
    ایشان حب و بغض شخصی به کسی ندارند قابل توجه امت حزب الله این قضیه حتی در مورد ولی فقیه هم صادق است… واین همان است که بصیرت نام دارد قل ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتبعنی…

پاسخ دهید

mnb  jhgj lhoi hjoihuig666 b) <( ;) :twisted: :oops: :mrgreen: :lol: :loiii: :efh :aqqq: :LPO :? :-D :) :! 75649the4iug )( (;; (!