سنگ قبر کانت

Zwei Dinge erfüllen das Gemüt mit immer neuer und zunehmender Bewunderung und Erhfurcht, je öfter und anhaltender sich das Nadenken damit beschäftigt: der bestirnte Himmel über mir, und das moralische Gesetzt in mir

دو چیز همواره وجود مرا سرشار از بیم و امید می کند ؛ و این دو همیشه بر وجود ما می تابد :

آسمان پرستاره ی بالای سرم ؛ و قوانین اخلاقی درونم .

سنگ قبر کانت

و این لفظ « آسمان » را به جای heavens (آلمانی : Himmel ) نوشتم و می دانید که هیونز به معنای آسمان نیست… :

در ادیان مختلف به عنوان سرزمین خدایان در نظر گرفته شده است ؛ و جایگاه فرشتگان و مرگ . به طور سنتی بالاتر از آسمان قرار دارد .(*)

کانت نیهلیست نبوده است . همین یک نوشته می تواند برای اثبات این مدعا کافی باشد . یا این که لااقل به طور رسمی تاریخ جعل نام « نیهلیسم » را سالها پس از مرگ کانت نوشته اند ، بنابراین او نمی توانسته چنین باشد . هرچند بهرحال پرواضح است فلسفه ای که او پی افکند ناگزیر از رسیدن به « بن بست absurd » و دست آخر انکار آسمان ها ( نیهلیسم ) بود . و شد . انکار معرفت ، انکار روح و یا حتی خدا در آثار کانت آغاز مسیر تازه ای بود برای دل بریدن از آسمان ها ( heavens ) ، که محتملاً باعث و بانی آن کانت بود .

جعل و اعتبار اصطلاحات پدیده و پدیدار از دیگر نظریات او بود ؛ می توان تشابهاتی میان این دو اصطلاح و آن چه که حکمای اسلامی به عنوان ماهیت و وجود می شناسند یافت ، هرچند کانت معتقد بود شناخت حقیقی پدیده فارق از اعتقادات و زمینه های شخصی فرد میسر نیست ، و این فتح بابی بود برای انکار معرفت از ریشه و اساس ، کاری که اخلاف کانت به تامّه انجام دادند و به بن بست رسیدند . به نظر می رسد کانت هم دست آخر به همین بن بست رسیده بود . وقتی که پیش روی خود و در مقابل چشمانش چیز قابل اطمینانی وجود نداشت … به این ترتیب او مجبور بود دوباره نگاهی به آسمان بیاندازد و آسمان پرستاره ی بالای سرش را تماشا کند ؛ هرچند دیر ؛ خیلی دیر و روی سنگ قبرش …

و من از همین روست که ادعا می کنم او نیهلیست نبود و بدنبال آن هم نبود ؛ و الّا دلیلی نداشت که درست در دروازه ی نیهلیست توقف کند و به آسمان دوباره نگاه کند ؟

اینکه او روی سنگ قبرش نوشته بی شباهت به تواصی حضرات عرفا به « سیر آفاق » و « سیر انفس » نیست ، و البته دساتیر روشن قرآنی ( ; وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِّلْمُوقِنِينَ ؛ وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ؟!!)  حضرات عرفا هم که از خودشان درنیاورده اند ! و این جای تـأسف است که چرا کانت این قدر دیر متوجه این امر فطری شده است ؟ و البته باز خدا پدر کانت را یبامرزد ! او دست کم در آخرین منزل زندگی و در آخرین صفحه ای که می نویسد به آسمان های بالای سرش اعتراف می کند ولی من …

و اصلاً این همه را نوشتم برای این که به این جا برسم ؛ میراث گرانبهای حضرات عرفا به دست ما رسیده است ، ما در زمانه و زمینی چشم باز کرده ایم که بشریت پس از هزاره ها تازه در مرحله ی « یقظه » قرار گرفته است ؛ و البته از این که تازه در آغاز مسیر است باکی نیست ! آغاز مسیر همین « بیداری » ست ؛ و این بیداری از برکات انقلاب اسلامی و از انفاس روحانی حضرت روح الله ست . و پیداست که : در ره منزل لیلی که خطر هاست در آن / شرط اول قدم آن است که « مجنون » باشی !

این چنین است که تحلیل گران غربی از درک رفتار ملت ایران عاجزند ، تحریم می کنند ، می جنگند ؛ نتیجه ی عکس می دهد ! به قول آسید مرتضی : هر که می خواهد ما را بشناسد ، داستان کربلا را بخواند » … ( چه خوب شد یادی از آقا سید هم افتاد …)

میراث عرفا پیش روی ماست ، ما در جهانی چشم گشوده ایم که مسئله ی مردم بودن و یا نبودن « آسمان ها » نیست ، آن ها مدت هاست که « بیدار » شده اند … و این چه بسیار ظلم بزرگی ست که من به خودم می کنم : خوابیدن ظل آفتاب … بی چاره ایم اگر خودشان دستگیری نکنند . و این بیداری هم در اختیار ما نبوده ؛ و نیست . . .

حُکم آن توست شاها ! فرمای هرچه خواهی . . . !

پ.ن : فیلسوف نیستم ؛ فلسفه هم نمی دانم ، چیزکی بود که به ذهنم رسیده بود و نوشتم .

* : ( a place regarded in various religions as the abode of God (or the gods) and the angels, and of the good after death, often traditionally depicted as being above the sky ؛ Oxford Dictionariy

6 comments

  1. علی بهشتی says:

    سلام
    1-درباره این قسمت”شناخت حقیقی پدیده فارق از اعتقادات و زمینه های شخصی فرد میسر نیست ، و این فتح بابی بود برای انکار معرفت از ریشه و اساس”
    جمله بالا که به نظرت اشتباه است کاملا ئپدرست منطقی و اسلامی است
    و اصلا فتح بابی نیست برای انکار معرفت
    اما چرا درست است:
    الف)ما داریم که الاعمال . بالنیات…یعنی پیش فرض های افراد و ذهن ها نه تنها در نظریات و شناخت آنه موثر است که در اعمال و رفتار آنها هم.چیزی که ما به عنوان نفس هم از اون یاد میکنیم فلانی نفس داره میگه نماز اول وقت بخون واقعا میخونی
    ب)نظر به کتاب چیستس علم اثر آلن چالمرز ترجمه سعید زیبا کلام که در اون نظریه جدیدی ارائه میدهد که علم پیشرفت نمیکند بلکه نگرشها به علم عوض میشود ودر این تغییر نگرش ها حرف اصلی را پیش فرض های ذهنی افراد میزنند…
    البته این امر نسبی است و اشکالی هم اگر وارد است این است که نسبت های موجود در شناخت پدیده ها را رعایت نمیکنیم…

    • محمد آزادی says:

      کاملاً درسته و حق با شماست ،
      من بد نوشتم ؛ ضمیر « این » به جمله ی «جعل و اعتبار اصطلاحات پدیده و پدیدار از دیگر نظریات او بود » بر می گرده ؛ با این توضیحات فک کنم درست شه ؛ همین طوره ؟
      و ضمنا این که اگه می دونستم یه هم چه اشتباهی باعث کامنت گذاشتن شما می شه حتماً تعمداً انجامش می دادم !

پاسخ دهید

mnb  jhgj lhoi hjoihuig666 b) <( ;) :twisted: :oops: :mrgreen: :lol: :loiii: :efh :aqqq: :LPO :? :-D :) :! 75649the4iug )( (;; (!