من از شاعران غزل گويتم …

توفيق مي خواهد باوركنيد ؛ براي حضرت ارباب نوشتن . اين چنين بود كه وقتي دوستان پيشنهاد ستون نويسي در نشريه ي هيأت را دادند بي درنگ پذيرفتم و شكرگزارم بابت اين توفيق ؛ توفيق «ستون نويسي» براي حضرت . بگذاريد ماجرايي برايتان تعريف كنم :

پنج شنبه ي گذشته بود گويا همايش شعر هيأت و زيبايي شناسي مداحي ، كه حالا سال هاست به همت دوستان در شهر ما برگزار مي شود . محفلي بود براي گردهمايي مادحين و شاعرين حضرت از سراسر كشور ، چهره هاي نام آشنا و سرشناسي هم بودند بعضاً كه سروده هاشان را اجرا مي كردند . در اين ميانه اما شعر يكي از شاعران نه چندان سرشناس و نام آشنا بيش از همه محفل را سر ذوق آورد ، جماعت «هاي – هاي » گريه مي كردند و همين مانع از ادامه ي شعر خواني شاعر ارج مندش مي شد . سخت متأثر شده بودند حضار از شعرخواني ايشان . راستي به فكر فرو رفتم ؛ شعرخواني هيچ يك از شاعرانِ پيشتر از او  _ ولو سرشناستر _ اين چنين ملت را تحت تاثير قرار نداده بود كه شعر ايشان . فرم شعر غزل بود و محتوايش درباره ي ماه پاره ي اباعبدالله ؛ حضرت علي اكبر _ عليه السلام _ . بي تعارف مي نويسم ، دست كم از حيث فرم چنان چنگي به دل نمي زد و به اصطلاح شاعر هيچ «مُعلقي » وسطِ شعرش نزده بود . بهرحال اين شعر ايشان بود كه همه را به گريه انداخته بود :

شعر

رمز و راز اين همه تاثير چيست ؟ گمانم اين را بايد از حضرت محتشم پرسيد . او كه حالا سالهاست تركيب بند طولاني اش زيبنده ي حاشيه ي همه ي كتيبه ها و سياهي هاي هيأت هاي ماست .( باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است … )  نكته اين جاست كه محتشم هم ، چنان سرشناس نبود. و راستش را بخواهيد ساير سروده هاش هم _ غير از همين تركيب بند _  آن چنان دل چسب نيستند . . .

اين چنين است كه مي نويسم ستون نويسي هم حتي براي حضرت توفيق مي خواهد . . .

محمد آزادي

4 سال.پیش منتشر شده است _ [1,255 بازدید]
در دسته : نوشته ها برچسب : .

پاسخ دهید

mnb  jhgj lhoi hjoihuig666 b) <( ;) :twisted: :oops: :mrgreen: :lol: :loiii: :efh :aqqq: :LPO :? :-D :) :! 75649the4iug )( (;; (!