حسین وارث آدم

عاشورای هزار و سیصد و پنجاه بود ؛ ظهر گمانم ، مسجد جامع نارمک . جوّ خفقان و استبداد رژیم نفس همه را گرفته بود ؛ تازه چریک ها را تیرباران کرده بودند ؛ دکتر پشت میکروفن با شور و تاب سخنرانی می کرد :

«وقتی حسین در کربلاست ؛ و تو در صحنه نیستی هر کجا می خواهی باش ! چه ایستاده به نماز؛ چه نشسته بر سفره ی شراب …»(این ها آتشی ترین  نطق های استادند . و از حق نگذریم هنوز هم تازه ؛ و من که می خواهم در این باره بنویسم چاره ای ندیدم جز این که از بیانات ایشان استفاده کنم .و جسارت می کنم و می افزایم به سخنرانی ایشان :) چه در مجلس عزای حسین …  «حسين بيشتر از آب، تشنه‌ لبيك بود، افسوس كه به جاي افكارش زخم‌هاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين دردش را بي آبي ناميدند… »

و راستی این چنین حسینی  را چه می توان نام کرد ؟! حسین بی خطر ! چیزی شبیه کبریت …  و خوشایند خیلی ؛ آرام و سر به زیر … و بی نظیر !« قیمه را بچسب ! » «این حرف ها دیگر چیست ؟!  اصلا می دانی ؟این ها که در غزه کشته می شوند « رافضی » اند ؛ به عکس نگاه کن ! موقع نماز دست به سینه ایستاده اند » و « اصلا تو را چه به سیاست ؟! هیأت را دیگر سیاسی نکنید ! »

آشنا نیست ؟! چند بار شنیده اید  این جمله ها را ؟ راستی به کجا می رویم ؟ فراموشمان شده انگار که حسین مصداق « و بکم ینزل الغیث » است که در جامعه ی کبیره می خوانیم . برادران ! به دست امام و به اختیار امام است بارش باران ؛ در شأن امام نیست گریه بر« تشنگی »  حسین … و اگر بخواهم منبری بیان کنم ، این ها « گریه ی پیش از ولایت است » مگر چقدر می توان برای یک مظلوم گریه کرد ؟ ظلم است باور کنید به امام و به مکتبمان ؛ این چنین سطحی به مسئله تماشا کردن .

ادامه مطلب →

5 سال.پیش منتشر شده است _ [1,438 بازدید]
در دسته : نوشته ها برچسب : .

مرگ بر اسراییل

همین حالا که این خطوط را می نویسم تصاویر کودکان زخمی و در خون غلتیده ی غزه پیش رویم است . بازهم رژیم کودک کش اسرائیل روی شمر و خولی و حرمله را سفید کرده است . راستی در عدالت خدا می مانم گاهی ؛ چگونه این همه را کیفر می رساند …؟چهار سال پیش هم درست در همین روزها بود که رژیم غاصب صهیونیستی جنگ بیست و دو روزه ی غزه را راه انداخت ؛ باز هم عاشورا و باز هم کربلایی دیگر ؛این بار اما آن طرف فرات . راستی نمی توانم آرام باشم و بازهم خونسرد روضه برایتان تعریف کنم ؛ و اصلا مگر می شود « خونسرد » نشست و از حسین نوشت ؟! بی تفاوت گریست و سینه زد ؛ و بر حرمله ای نفرین کرد که تنها یک شش ماهه را چید …؟

عکسی که برگزیده ام را فارین پالسی منتشر کرده ؛ نگاه کنید :این فقط یکی از آن شیر خوارگانی ست که سگِ قلاده به گردن امریکا دریده است . همه تان سخنرانی معروف استاد شهید مطهری را شنیده اید و نیازی به بازگو کردن نیست ، راستی آیا شمر امروز را می شناسیم ؟ چه فرقی می کند هیأت ها و مجالس عزای ما با دیگر مدعیان حسین ؟! امثال حجتیه و … ؟ و من حتی شنیده ام در هند کافران هم برای عزای اباعبدلله مجلس می گیرند ؛ و شعارشان این است : حسین را ما نکشتم ؛ شما مسلمانان کشتید ! و راستی بیم ناکم از اینکه این  « بی تفاوتی » روزی گریبان گیرمان شود ؛ دور نیست : روز بیعت نزدیک است …!

به نظر نیم رسد اسرائیل خیال شروع کردن جنگی تازه را در سر داشته باشد ؛ اغلب تحلیل گران غربی این اقدام را بی ارتباط با انتخابات پارلمانی آینده ی رژیم صهیونیستی نمی دانند ، هم چون نبرد 2008 _ که آن هم در آستانه ی انتخابات پارلمانی بود _ . بهرترتیب روزگار با چهار سال گذشته بسیار تفاوت کرده است ؛ در اخبار آمده بود که حماس اولین موشک را به سمت تل آویو _ پس از جنگ خلیج فارس در سال 1991 که صدام شلیک کرد _ شلیک کرده است . و از همین حالا هم جنب و جوش سران عربی – غربی برای برقراری آتش بس آغاز شده است . امری که روشن است خوشایند ما نیست ؛ ما از جنگ باکی نداریم و منتظر فرصتیم تا انتقام این همه جنایت را از شمر زمانه باز گیریم .

ادامه مطلب →

5 سال.پیش منتشر شده است _ [1,459 بازدید]
در دسته : نوشته ها برچسب : .

برای حضرت ساقی…

سال گذشته بود؛ دیدید : همین که تریلر فیلم موهن امریکایی روی یوتوب قرار گرفت آتش خشم مسلمانان جهان در سراسر عالم شعله ور شد ، آتشی که شاید با قتل سفیر امریکا در لیبی جرقه خورد  و می رفت تا امریکا و امریکاییان را در آتش خود بسوزاند . نکته ی تلخ و تأمل برانگیز ماجرا _ که دستمایه ی همین نوشته هست _ اعتراض سرد  و البته دیر  مردم ایران بود . و مع الاسف این که مجبورم بنویسم «اعتراضی»  که شاید اگر تجمع و تظاهرات  دانشجویان بسیجی نبود هیچ گاه شکل نمی گرفت . کمی قبل تر از این اما در سال گذشته حادثه ی تلخ توهین آن بی سر و پا بود به حضرت هادی النقی (ع) . بعد از آن ماجرا هم شاهد همین بی تفاوتی بودیم . ( و من متأسفم از این که می نویسم « بی تفاوتی » … )

نمی دانم و در مقامی هم نیستم که بخواهم اظهار نظر کنم ، اما دست کم انتظار من این بود که حرکتی بیش تر و یا گسترده تر _ حداقل در قیاس با سایر کشورهای اسلامی _  در ایران عزیز شکل بگیرد .و یا در مقایسه با تاریخ مملکت خودمان ؛ مثلاً در مقایسه با یوم الله « نُه دی » . مطمئن نیستم این « بی تفاوتی » از کجا آب می خورد ؟ لکن خیال می کنم یکی از جاهایی که می توان برای یافتن پاسخ جستجو کرد همین « هیأت » هاست .

بگذریم ؛ به قول فاضل : حوصله ی شرح قصه نیست …

هادی النقی (ع) صاحب « جامعه کبیره » است ؛ بهترین معرفی نامه ای که از حضرات معصومین در دست داریم .به دست معصوم و به اختیار ایشان است اگر باران می بارد ؛ در جامعه ی کبیره می خوانیم .(  و بکم ینزل الغیث …) نوشتم باران و . . . روضه خوانی بلد نیستم . 

ماه ! از بس که سراپای تو بوسیدن داشت

تیر با تیر سرِ بوسه رقابت می کرد

از همان خیمه تو دستور اگر می دادی

که :« به این سمت بیا ! » آب اطاعت می کرد …

داغت آن قدر بزرگ است که کم آوردیم

کاش این بار خدا ذکر مصیبت می کرد …

 

5 سال.پیش منتشر شده است _ [3,467 بازدید]
در دسته : نوشته ها برچسب : .

برای نسل سوم

چند سال پیش بود ؛ یکی از نشریات معلوم الحال (!) دانشگاه مقاله ای را منتشر کرده بود با عنوان « نسل سومی ها » ؛ و در آن مقاله مثلا سعی کرده بود جوان های این مملکت _ یا به اصطلاح؛ نسل سومی ها _ را از نظر خودش معرفی کند . بماند اباطیلی که نوشته بود . من هم در جواب اباطیلش در یکی دیگر از نشریات دانشگاه وجیزه ای نوشتم درست به همین نام : « نسل سومی ها » ! و نوشتم که اگر می خواهید نسل سومی های این مملکت را بشناسید کافی ست ساعت سه بعد از نیمه شبِ « شب های قدر» در کوچه – پس کوچه های شهر قدم بزنید : بی تردید از کنار هر مسجدی که می گذرید خواهید شنید نوای « الغوث – الغوث » نسل سومی ها را . و بعد تر هم نوشته بودم که دیگر نیازی نیست به خیالم که به «مُحرم» استناد کنم ؛ روز هایی که  در هر محله و یا کوچه ای _ هر کس به بضاعتش _ علَمَی زده و تکیه ای به پا کرده برای اقامه ی عزای سید الشهدا .

 راستی چگونه می فهمد این همه را « عقل مصلحت بین عدد سنج » ؟! کسی که از این دنیا جز همین که می بیند نمی شناسد و هیچ قاعده و قانونی را تا زیر چاقوی لابراتوارش به اثبات نرسیده نمی پذیرد ؟!« انسان تک ساحتی » امروز مستأصل است ، بی چاره است از فهم عاشورا . چگونه امروز و پس از گذشت ده ها قرن از یک بعد از ظهر هم چنان هم مردم سیه پوش عزای کسی هستند که ندیده اند ؟! و بد نیست بدانید هم امروز هم تیم های تحقیقاتی فراوانی در بسیاری از اندیشکده های جهان در حال بررسی این موضوع هستند و هر ساله بسیاری از پژوهشگران و محقیقن خود را در چنین ایامی به ایران گسیل می کنند . و البته هم چنان این رویه ادامه دارد و این مسئله روزاروز برایشان پیچیده تر می شود به همان دلیلی که پیشتر نوشتم .

ادامه مطلب →

5 سال.پیش منتشر شده است _ [2,865 بازدید]
در دسته : نوشته ها برچسب : .

روضه ي ابالحسن

چگونه است ، نمي دانم همين ابتداي كار اين حديث به ذهنم رسيد :

يَا ابْنَ شَبِيب ! إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْ‏ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ (ع) ، فَإِنَّهُ ذُبِحَ كَمَا يُذْبَحُ الْكَبْش

(وسائل‏الشيعة ج : 13 ص: 503 و عيون أخبار الرضا (ع) للشيخ الصدوق : ج 2 / ص 268 – 269 / بسندٍ صحيح )

ابالحسن علي بن موسي الرضا  ( ع ) فرمود . و من نمي دانم كَبْش  چيست …؟ نمي دانم ، و شايد نمي خواهم بدانم … لغتنامه ي دهخدا را نگاه كردم :

کبش . [ ک َ ] : گوسفند دوساله و گفته اند چهارساله . (اقرب الموارد).

و من نمي دانم اين گوسفند چيست . . .  و يا كيست . . .؟ روضه نمي خوانم ؛ ابالحسن مي خواند . . .

. . . و من بيش از اين نمي دانم و يا نمي توانم بنويسم . اصلا قلمم شكسته باد اگر بعد از امام معصومم حرفي بزنم . بگذريد از نوشته ي من ، و بگذاريد اين يك شب را ميهمان روضه ي ابالحسن باشيم . همين را بگويم و بس كنم دراز گويي را ، اين كه امسال عاشورا ميهمان حرم اباالحسنم …

 ( باقي روايت را از عيون شيخ صدوق نقل مي كنم و با ترجمه ي خودم ):

ريان ابن شبيب نقل مي كند كه در روز اول محرم بر حضرت رضا (ع) وارد شدم … فرمودند : محرم ماهي ست كه ظلم و كشتار در آن حرام بوده است حتي در دوران جاهليت ؛ هر چند اين جماعت نه حُرمت اين ماه را شناختند و نه حرمت پيمبر را ؛ كه در اين ماه بود كه اهل بيتش را كشتند و زنانشان را به اسارت بردند … و خداوند نگذرد از ايشان به اين خاطر هيچ گاه … ابن شبيب ! هرگاه براي چيزي گريان شدي ؛ پس براي حسين (ع) گريه كن كه او را هم چو گوسفند ذبح كردند … و همراه او هشتاد تن از بهترين اصحابش كه در زمين چون ايشان نبود … براي ياري اباعبدالله چهار هزار ملك از آسمان نازل شد كه اذن داده نشد ياري اش كنند ؛ پس آن ها در طواف حرمش هستند و گرد روبي مي كنند از مزارش تا اين كه قائم قيام كند تا از ياران وي باشند و شعارشان اين است : يا لثارات الحسين … ابن شبيب ! پدرم از پدرش از جدش ( عليهم السلام ) نقل مي كرد كه وقتي جدم حسين كشته شد آسمان بر او خون و خاك قرمز مي باريد …

ادامه مطلب →

5 سال.پیش منتشر شده است _ [2,746 بازدید]
در دسته : نوشته ها برچسب : .

من از شاعران غزل گويتم …

توفيق مي خواهد باوركنيد ؛ براي حضرت ارباب نوشتن . اين چنين بود كه وقتي دوستان پيشنهاد ستون نويسي در نشريه ي هيأت را دادند بي درنگ پذيرفتم و شكرگزارم بابت اين توفيق ؛ توفيق «ستون نويسي» براي حضرت . بگذاريد ماجرايي برايتان تعريف كنم :

پنج شنبه ي گذشته بود گويا همايش شعر هيأت و زيبايي شناسي مداحي ، كه حالا سال هاست به همت دوستان در شهر ما برگزار مي شود . محفلي بود براي گردهمايي مادحين و شاعرين حضرت از سراسر كشور ، چهره هاي نام آشنا و سرشناسي هم بودند بعضاً كه سروده هاشان را اجرا مي كردند . در اين ميانه اما شعر يكي از شاعران نه چندان سرشناس و نام آشنا بيش از همه محفل را سر ذوق آورد ، جماعت «هاي – هاي » گريه مي كردند و همين مانع از ادامه ي شعر خواني شاعر ارج مندش مي شد . سخت متأثر شده بودند حضار از شعرخواني ايشان . راستي به فكر فرو رفتم ؛ شعرخواني هيچ يك از شاعرانِ پيشتر از او  _ ولو سرشناستر _ اين چنين ملت را تحت تاثير قرار نداده بود كه شعر ايشان . فرم شعر غزل بود و محتوايش درباره ي ماه پاره ي اباعبدالله ؛ حضرت علي اكبر _ عليه السلام _ . بي تعارف مي نويسم ، دست كم از حيث فرم چنان چنگي به دل نمي زد و به اصطلاح شاعر هيچ «مُعلقي » وسطِ شعرش نزده بود . بهرحال اين شعر ايشان بود كه همه را به گريه انداخته بود :

شعر

ادامه مطلب →

5 سال.پیش منتشر شده است _ [1,462 بازدید]
در دسته : نوشته ها برچسب : .

أستکبرتَ …؟

برای یکی از نشریات نوشتم :

قصه  همین  است : تمامی تاریخ آدمی زادها صحنه ی رویارویی حق و باطل است ؛ یک طرف ماجرا سپاهیان اهریمن و در دیگر سو سپاهیان یزدان صف کشیده اند . از این قبیل است ماجرای ما و امریکا ؛ در یک سو امپراتوری با شکوهی ایستاده است که خداوندگار بسیاری از مردم است ، و در دیگر سوی سپاهیان خداوندگار احد و واحد .و اصلا حالا که این نوشته ها را تایپ می کنم ماجرای جالبی به ذهنم می رسد ؛ می دانید : اصلا خاصیت استکبار همین است ، فرد باد در غب غب می کند و خیال برَش می دارد که می تواند در برابر خداوند بایستد ، و می ایستد . از ابلیس گرفته تا فرعون ؛ و تا استالین ، و تا امریکا .
و خداوند  خوب می دانست که  : اِنَّ الانسانِ لِیطغی اَن رَأهُ استغنی؛ طغیان می کند آدمی اگر خیال کند بی نیاز شده است ؛ و امریکا سالهاست که بی نیاز است ! از خدا و از هرچه از آسمان می رسد . و این لقب مستکبر را هم خود خدا به ایشان داده است ؛ همان روز که خطاب به ابلیس _ که تازه داشت شیطان می شد _ فرمود : أَسْتَكْبَرْتَ ؟أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِين ؟َ استکبار می ورزی و یا واقعا کسی هستی ؟!
این سوی ماجرا اما سپاهیان یزدان ایستاده اند ؛ کسانی که نگاهشان به آسمان است و مدام زمزمه می کنند :رب اني لما انزلت الي من الخير فقير؛ پروردگارا ! قفیر آن چه از خیریم که از آسمان نازل می کنی .  دل خوش اند ، به وعده ها و وعید های خداوند ی که هیچ کاه ندیده اند …
مسخره است باور کنید افاضات آن ها که می کوشند این همه را به دعوایی بر سر آب و نان تنزل دهند ؛ و خیال می کنند ما جرا از آن روزی آغازید که امریکا به ما مثلا « آب و نان » نداد ؛ و حالا که مردم از لحاظ «آب و نان » در مضیقه اند باید دست به دامان حضرت امپراتور عالم ، شاه شاهان _ امریکا _ شد و گدایی کرد . « گدایی » را من نوشتم ، و اّلا ایشان می نویسند که تأمین «آب و نان » اولی ترین وظیفه ی هر حکومت است و بعد هم همانطور که پیشتر نوشتم انگار امریکا خدا ست ! و باید از او طلب رزق و روزی کرد ! و بعد نسخه می پیچند برای این نظام که پای میز مذاکره بنشینید و « آب و نان » برای مردمتان بیاورید . من اما نمی دانم ایشان واقعا نمی دانند و یا نمی خواهند بدانند …؟ ابلهانه است باورکنید ؛ فیلم های آمیتا پاچان هم هیچ وقت به این اندازه « هپی اِند » نبوده اند !

ادامه مطلب →

نبیل رجبی به خاطر توییتر بازداشت شد !

مطلب تازه ای نوشته بود به تازگی نشریه امریکایی فارین پالسی ؛ و در آن به انتقاد از وضع حقوق بشر در کشور پادشاهی بحرین پرداخته بود . گفتم در این روزها که اوضاع و احوال سیاست داخلی به سامان نیست و آقایان ( بلانسبت همه تان ! ) مشغول پاچه گیری از هم هستند ، برای تفنن _ بخوانید تمرّد اعصاب _ هم که شده سری به سیاست خارجی و اوضاع برادران مان در بحرین بزنیم ؛ تقبل لله اعمالنا !

نویسنده ی مقاله برایان دولی یکی از فعالان دفاع از حقوق بشر است و نوشتار خود را با طنز تلخ و لطیفی آغاز کرده است :

« دولت بحرین همان قدر معنای آزادی را می فهمد ؛ که لانس آرمسترانگ معنای دوچرخه سواری پاک !»

لابد لانس آرمسترانگ را می شناسید دیگر , قهرمان چند دوره از مسابقات دوچرخه سواری که دست آخر دوپینگی از آب در آمد ! و بعد هم به خبر ی آرشیوی استناد کرده که یکی از وزاری بحرینی اعلام کرده بود که کسانی که در شبکه ها ی مجازی علیه رژیم و پادشاه فعالیت می کنند بازداشت می شوند ؛ و خوب لا مُحاله کلی کیف کرده بود از این همه آزادی ! که در پادشاهی بحرین وجود دارد ! و به این ترتیب به نظر نویسنده خبر بازداشت چهار نفر از جوانان بحرینی به جرم « بدنام کردن پادشاه در توییتر » اصلا برایش غافل گیر کننده نبوده است  . و این در حالی ست که آن بنده های خدا هم کلی قسم – قرآن خورده بودند که اصلا از کلمات ناجور در توییت هاشان استفاده نکردند ، این است بهر حال عدل کینگ حمَد !

ادامه مطلب →

احمدی نژاد به دنبال چیست ؟

عیدتون مبارک !

شنیده اید لابدخبر جدید را ؛ در خواست بازدید احمدی نژاد از زندان اوین برای بررسی روند اجرای قانون اساسی در آن ! و بعد تر هم جوابیه ی آقای رییس و نامه نگاری در روز روشن ، همین یکی مان کم مانده بود ؛ که خدا را شکر رسید ! غمی نداریم در این مملکت جز زندان اوین …

اما سوال این جاست که این اقدام احمدی نژاد در این برهه ی حساس چرا و به چه منظور صورت گرفته است ؟ بحث و جدل در این باره بسیار است که لابد خوانده اید و پیگیرید در سایت ها و جراید رنگارنگ . از تلاش احمدی نژاد برای منتفی کردن بحث سوال از رییس جمهور در مجلس _ بوسیله ی گشودن جبهه ای تازه علیه قوه قضاییه _ بگیر ، تا مثلا دلسوز ی دکتر برای حقوق بشر  و ادای نلسون ماندلا را درآوردن ( به تحلیل جناب زیبا کلام ) ! و این ماجرا صدای مراجع تقلید را هم در آورد تا آنجا که حضرت آیت الله مکارم با صدور فتوایی هر گونه تنش زایی در شرایط فعلی مملکت را حرام اعلام کردند . بی تردید از این ماجرا بیش تر از هرکسی صاحبان جراید و حضرات تحلیل گر سیاسی استفاده کردند تا تیتر یک روزنامه هاشان را جور کنند .

لکن نکته ای که برایم جالب آمد این بود که دوستان تحلیل گر از حضور جناب جوانفکر در زندان اوین اطلاع نداشتند و یا نخواستند که داشته باشند ؟!! بهر ترتیب احمدی نژاد خراب رفاقت است و حالا که یار گرمابه و گلستانش صبح را  پشت میله های زندان به شب می رساند دلش طاقت نمی آورد و هوای بررسی قانون اساسی در زندان را می کند !بهر ترتیب ما که جز آرزو کردن کار دیگری نمی توانیم کرد؛ از این روست که امید مندم جناب آقای دکتر فراموششان نشود که در چه جایگاهی قرار گرفته اند  و به جای این رفیق بازی ها ( ! ) کمی به فکر دلار باشند که روزگار ملت را سیاه کرده است …