دلم به حالت می سوزد …

خطاب به آن بیچاره ای که پرچم عزای مادرمان را در فاطمیه به آتش کشیده بود …

توضیح اینکه : این مطلب قرار بود زودتر از این ها و در یکی از نشریات به چاپ رسد ، که … بدلیل شهوت ریاست آقایان چاپ نشد ؛ الهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین …

 

دلم به حالت می سوزد . نمی دانم این نشریه را می خوانی یا نه ؟ آهای ! با تو ام . کاش لا اقل عقل  می کردی و جای دیگری می سوزاندی ، نه جلوی این همه دانشجو، نه جلوی چشم دوستان هم خوابگاهی ات ، پس از این می توانی سرت را بلند کنی بین هم اتاقی هایت ؟! کاش لااقل ادب می کردی و نمی سوزاندی ، شرم نمی کردی از نگاه رسول لله ؟! خیال نمی کنم خودت هم می دانستی چه کار می کنی ؛ نمی دانستی پرچم که را می سوزانی ، گمان نمی کنم حتی رسول لله را بشناسی ، و الَّا این چنین پرچم عزای دخترش را نمی سوزاندی … نشنیدی که فرمود :« فداها ابوها» ؟!

آخ … ! که می گویند دیوانه ای سنگی به چاه می اندازد که صدها عاقل از درآوردنش عاجزند .دلم برایت می سوزد، می سوزد از این همه … . باور کن نمی دانم اسم کارت را چه بگذارم ؟! نفهمی ؟ غفلت ؟ خیانت ؟ اسائه ی ادب ؟ … نمی دانم ؛ نمی دانم ، و خیال نمی کنم خودت هم بدانی ؟ راستی این روزها را چگونه شب کردی ؟ و شب ها را چگونه صبح ؟! می خواهم بدانم آیا می توانستی حتی لحظه ای پلک به هم بیاوری ؟ بیا و آتشی که راه انداختی  را جمع کن ، خاموشش کن ، پیش تر از آن که دودمانت را بسوزاند …

 بیا و مرد باش ! دست کم ؛ حالا که دین نداری … پس چرا پنهان شده ای؟! جنم داشته باش و بلند بگو : من بودم ! باور کن آن روز به احترامت تمام قد خواهم ایستاد . می ایستم چون می بینم مرد بوده ای ، و می دانستی چه می کردی ، می ایستم به احترام جسارتت ، و تمام شجاعتت . مرد باش و بلند بگو برای چه آتشی چنین برافروخته ای ؟ بی چاره خانواده ات ؛ و پدر و مادرت ، لابد خیال کرده اند پسرشان بزرگ شده ؛ مردی شده حالا برای خودش! نگذار آرزوهایشان به باد رود ، بیا و بلند بگو ؛ به همه نشان بده که مرد شده ای ! دریغ … دریغ که آن قدر ها پستی که … .

« درد » دارد . می دانم نمی فهمی ، غصه های ما را نباید هم بفهمی ، غیرت مان نمی گذارد اشک هایمان را ببینی ؛ هم ناله ی چاهیم ، هم چو مولایمان «علی»؛  به فرمان فاطمه بنت رسول لله ، که فرمود :« ابکنی یا ابالحسن ! وابکی للیتاما …» و تو لیاقت فهمیدن هم نداری … دلم به حالت می سوزد .

5 سال.پیش منتشر شده است _ [8,485 بازدید]
در دسته : نوشته ها.

12 comments

  1. ldv says:

    با عرض شرمندگی باید بگم که اون سخن شریعتی که در قسمت دوست داشتن برتر از عشق است از کتاب کویر او برام فرستادید قابل نقد است و به نظر من ایراد داره .
    ولی اگه جای کلمه ی عشق کلمه ی هوس را بگذاریم حرفش کاملا درست خواهدشد.عشق از آن قواعد بیان شده توسط شریعتی ÷یروی نمی کند.من شریعتی را بسیار دوست دارم.

    • پوریا says:

      به نام پروردگار شادی آفرین

      آقای میر عزیر
      دکتر هم شما رو دوست داره
      ولی باید بگم که حرف شما بسیار درست است و نوشته هر نویسنده ایی تحقیقا خالی از اشکال نیست چرا که هر انسانی معصوم نیست ما در کتاب های بزرگانی مثل ارسطو و فیثاغورس و شهید مطهری و حتا در شیوه تفسیر علامه هم ایراداتی وجود دارد.
      اما اینکه شما بخوایید به بزرگی مثل مرحوم شریعتی بگید که بهتر بود به جای عشق از واژه هوس استفاده کنند خیلی به نظر درست نمی آید.
      چون از دیدگاه مرحوم شریعتی میان هوس و عشق نیز فاصله وجود دارد.
      و دوم آنکه شما خود جواب خودتان را دادید و آن اینکه کلمات از قواعد ما پیروی نمی کنند.

      حرف بسیار است و مجال سخت تنگ است ولی در آخر اینکه:

      “عشق آدم را داغ می کند و دوست داشتن انسان را پخته می کند،
      هر داغی روزی سرد خواهد شد اما هیچ پخته ایی هرگز خام نخواهد شد”

      غزل گفتم گفت نی به از این
      ولیکن اولا بده شراب گزین
      غزال خویش به من ده
      غزل ز من بستان
      “مولانا”

      پس سخن کوتاه باید وسلام

  2. محمدرضا مير(رهروان شب) says:

    سلام.تو برام نوشته بودي:
    بازم به قول شریعتی : دریغ که به جای درد هایش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی معرفی کردند.
    این درد بزرگیه که تو اغلب هیات ما وجود داره ، و البته در اغلب هیأتی های ما
    تردیدی نیست که گریه ی بر حسین از افضل اعماله ، اما نه گریه ای که تو هیات های ما می کنن …
    تو این شهر بیش از هزار تا هیات کوچیک و بزرگ و جود داره… امام زمان ما بچه هیأتی نمی خواد !
    ——————————————————————————–
    بستگی داره بچه هیاتی رو چی معنی کنی سید.اتفاقا امام زمان بچه هیاتی میخواد.ما که با این رفتارامون هر چقدر هم هیات بریم بچه هیاتی نمی شیم.حرف و مفهوم هامون یه چیزه ولی تعریف هامون از بچه هیاتی يكي نیست.امام خميني ها و مطهري ها و … بچه هياتي اند.ما لياقت نداريم بچه هياتي باشيم.

    • محمد آزادی says:

      مسأله اینه که « لفظ ظرف پوچ معنا نیست » ، به این معنا که شما نمی تونی از لفظ « بچه هیأتی » استفاده کنی بعد بگی منظوزم چیز دیگری ست ! معنای بچه هیأتی تو ذهن اغلب فارسی زبان ها مشترکه ؛ یعنی همه با این لفظ به یک تصور مشترک می رسن .
      یادم نمی آد جایی امام گفته باشه من بچه هیأتی ام ؟!!
      امام زمان بچه هیأتی نمی خواد ! و الّا بچه هیأتی تیر و مخلص فراوونه !
      این نشون می ده یه جای کار می لنگه !

  3. محمد says:

    سلام
    از موضوع اطلاع ندارم. اما کار مسبوق به سابقه ای است. مگر در عاشورای 88 نکردند؟ مگر در سال 78 نکردند؟
    نه بحث نظام و غیر آنهاست که هر که با آل علی (ع) در افتاد، ورافتاد.

    به روزم با مطلب “کی چه کاره است” و منتظر نقد و یا نظر شما.
    یا علی

پاسخ دهید

mnb  jhgj lhoi hjoihuig666 b) <( ;) :twisted: :oops: :mrgreen: :lol: :loiii: :efh :aqqq: :LPO :? :-D :) :! 75649the4iug )( (;; (!