. . . برای قلاده های طلا

نه من منتقدم و نه می خواهم نقد بنویسم ؛ و این نوشتار تنها بهانه ایست برای ادای احترام به ابوالقاسم طالبی و فیلمش ، خسته نباشی استاد !

در این وانفسا و در شبه منجلاب سینمای ایران دل گرمی ما همین تک و توک فیلم هایی ست که هنرمندان متعهدمان می سازند .نه ! اشتباه نوشتم ؛ بایدمی نوشتم : فیلم هایی ست که هنرمندان مان می سازند . و آن دیگران را نمی دانم چه بنامم؟ ظلم است باور کنید به انقلاب و به این مملکت و به خون های شهدا و حتی به خود هنر که آن دیگران را هم  هنرمند بنامیم . این مردم صدای امام در گوششان است ؛ که فرمود : «تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و اله و سلم، اسلام ائمه هدی علیهم السلام، اسلام فقراء دردمند، اسلام پا برهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت ها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیزم خون آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی و اسلام مرفهین بی درد و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد.» و این تنها قید حصر است ، یعنی همین است و جز این نیست . این اولین مشکل ما با این آقایان است . و من نمی فهم هنوز هم که چرا بیت المال مسلمین را به پای کسانی می ریزند که تکلیفشان با خودشان و مردم شان روشن نیست و به درستی  معلوم نیست که هنرمندند یا چه ؟ !

دور شدم از بحث ،  هرچند به خیالم لازم بود  . تا بدانیم  همین طوری هم ابوالقاسم طالبی و فیلمش را باید حلوا – حلوا کرد .از این ها که بگذرم قلاده های طلا مرا به یاد به رنگ ارغوان حاتمی کیا انداخت ؛ نه چندان سیاسی بود ، آن طور که در تبلیغ فیلم می گفتند . گرچه گمان می کنم برای ما ؛ و الّا اذعان می کنم نشان دادن مصاحبه ی عفریته عفت دل و جرات بسیاری می خواست که طالبی نشان داد دارد .قلاده ها کشش دراماتیک به رنگ ارغوان را نداشت ، اگر چه به نظر می رسید کوشیده شده است با روایت داستان خانواده ی دکتر این ماجرا هم در دل فیلم جا شود ؛ هرچند نفس «خانواده ی دکتر بودن» به نظرم بزرگترین ضعفی بود که به باورپذیر شدن این تکه از داستان ضربه می زد .

سکانس پایگاه بسیج هم فوق العاده بود ؛ جذاب و دلهره آور ، هرچند چیزی که در این سکانس زیادی توی ذوق می زد بصیرت زیادی زیاد (!) فرمانده پایگاه بود . نمی شد باور کرد در آن شیر تو شیر آقای فرمانده مشغول ارائه ی تحلیل  سیاسی به نیرو هایش است .

دیگر این که فیلم این قدرها هم که می گفتند پیچیده نبود و دست کم صحنه ی آخر فیلم خیلی از ابهام ها را برطرف می کرد ، شاید به نوعی هم مجبور شدند که آن صحنه ی آخری را بگذارند تا مخاطب بیش از این سردرگم نشود .نکته ی دیگر ی هم که شاید جالب باشد بنویسم توصیف فضای سینما ست ،بچه های دانشجو در دو قسمت از فیلم حسابی سرذوق آمدند و  فیلم را تشویق کردند، یکی صحنه ی متهم شدن روحانی وزارت به جاسوسی ؛ و دیگری صحنه ی زنده ماندن بچه ی دکتر در آزمایشگاه . که گمان می کنم می شود فهمید دانشجویان مملکت به چه چیز هایی حساسند ! آخوند و … !!

من حیث المجموع خوشحالم از این که این فیلم را دیدم و یک دست مریزاد حسابی به استاد پیش کش می کنم . گمان می کنم خیلی بیش از این وجیزه ها باید تشویقشان کرد .

11 comments

  1. امتداد راه شهیدان says:

    سلام
    خداقوت جناب آقای طالبی عزیز
    زمانی که ایشان سریال به کجا چنین شتابان رو ساختند و بحث رشوه مسئولان بانکی رو مطرح کردند،داد مسئولان بانکی دراومد که به ما توهین شده و از این حرفها
    حالا در جریان اختلاس 3000 میلیاردی معنی اون روز آقای طالبی مشخص میشه.

  2. خاموش says:

    اره موافقم. فیلم سازی زیبا و جذابی بود. و واقعا خیلی عالی بود که هنر برای مقصودی مناسب به کار گرفته شده بود. نه همانند بعضی شبه فیلم های بازاری صد من یه غاز. ولی حیف که کمی جانبدارانه بود و حرفی از “دوستان نادان”ی توش نبود که باعث تشدید بعضی مسایل شدند.

  3. سید حسین زمانی says:

    سلام. محمد جان من هم همراه شما به این کار گردان با جرات خسته نباشید می گویم… کاش عده قلیلی که خود را از اقیانوس جدا کردند و قطره شدند کمی به خود آیتد و دست از این بازی های بچه گانه بردارند… تن به هرگونه ذلت می دهند!!! حتی نان شب و روزشان نیز با مهر اسراییلی پلمب شده …آنقدر پست و بی وجودند که خودی را تحریم می کنند و تن به غیر خودی می دهند…کاش به خود آیند…
    پیروزی از آن یاران خداست…
    نصر من الله و فتح قریب

  4. علیرضا says:

    سلام به نظرم این فیلم خیلی قوی تر از به رنگ ارغوان بود
    راستی یه جمله از آوینی واسه قسمت اول نوشته:
    نده با یقین كامل می‌گویم كه تخصص حقیقی درسایه تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر
    یه مطلب جدید نوشتم حتما بخون و نظر بده…

  5. مشتی says:

    سلام ، محمد جان
    برای من که تو 7 ،8 سال اخیر بنا به دلایلی که یکیش بی هنری هنرمندانه که اشاره کردی . . . سینما نرفته بودمخیلی جذاب بود که 3بار این فیلم رو سینما دیدم.و اگر وقت کتم بازهم میرم.

    برا ما که تو تهران تک تک این وقایع رو از نزدیک لمس کردیم خیلی جذاب و البته دردآور بود . جذاب چون عین واقعیت مو به مو و درد آور چون یاد آور تلخی ها و تلخ کامی هایی بود که یک مشت . . .بکام ملت و رهبر ریختن . . .
    اجازه بگه من هم بگم دست شما درد نکنه استاد طالبی و امین حیایی و شریفی نیا که آماج خشم نفله های سیاست شدید.یاعلی

  6. حي علي الجهاد says:

    خوب بود نكاتي كه گفته بوديد به جز نكته بسيج! اگر فرمانده پايگاه نتونه در چنين زمان حساسي درست تحليل كنه و براي اين جوانك‌هاي بسيجي كه بعضا داغ‌اند و آتيش‌شون تنده مسير رو روشن كنه به چه دردي مي‌خوره؟!

  7. محمد says:

    سلام
    این روزها در مورد این فیلم زیاد صحبت می شود
    اما باید فیلم را دید و انگاه از نقدهای دیگران برای تکمیل برداشت خود از فیلم استفاده کرد
    وقتی دیدم دوباره برمیگردم.

    به روزم با مطلب “چه آشفته است بازار قیمت انسان” و منتظر نقد و نظر شما.
    یا علی

پاسخ دهید

mnb  jhgj lhoi hjoihuig666 b) <( ;) :twisted: :oops: :mrgreen: :lol: :loiii: :efh :aqqq: :LPO :? :-D :) :! 75649the4iug )( (;; (!