دیگر سلاح سرد سخن کارساز نیست…

این همه را نمی دانم از کجا آغازید ؛ نیز نمی دانم چگونه توانم گفت …

شهید همت

روزها روزهای بدر و خیبر است و ما که می دانید : _ همین تازگی ها «آقا» گفت _ در شرایط بدر و خیبریم. و این همه را نه فعلا از بدر ؛ و نه حتی از خیبر ، می خواهم از دلاور هور بنویسم که این روزها سالروز شهادتش است و همین این همه است که نمی دانم از کجا می توانم شروع کنم. « همت » برای ما معنای متفاوتی داشت …  نوشتم « داشت » از آنجا که روزهایی جور دیگری معنا شد … و  انگار چماق بر سر ما زده شد؛ و ما کم کمک باورمان شده بود که « همت » دیگری ست ؛ از آن چه ما روزها و سالها خیال می کردیم و می شندیم ؛ چیزهای دیگری شنیدیم. بازماندگان همت او را جور دیگری معرفی کردند و به ما نمایاندند . و ما ترید کردیم که او بود آیا به راستی که می گفت :« خداوند در آسمان ملائک را دارد و در زمین بسیجیان را » … و این همه را علم یزید کردند ( معاذلله ) در مقابل  بسیج و بسیجیان ، و ما به ناچار نمی دانستیم . از دردنامه ی پسر حاجی گرفته و تا افاضات همسرشان ، و ادعای باتوم خوردنشان از دست بسیجیان . دل گیر شدیم، نه ! دل شکسته … بس است ! قصه کم کنم ، حاجی ! از شما چه پنهان ، خانواده ات دل ما را شکست …  کاش بودی آن روزگار و فرماندهی میکردی جنگ ما را ،که هم چنان که می گفتی : دشمن آمد ، بس که نجنگیدیم … و این بغض هر چند کهنه شده اما سرد نشده سردار ! بغض گلوگیری ست  و حالا سال ها ست که جاخوش کرده است ؛ انگار بخشی از همان خشم مقدسی شده است که در دل هایمان « داغ داغ » است ، بد جور دلم می خواهد بودم و خودم پسر حاجی را با باتوم ادب می کردم … کاش بودی حاجی ! حمل بر بی ادبی نشود ولی خیال می کنم یک جورهایی به ما بدهکاری ، بابت خانواده ات ؛ و بابت نمک هایی که بر زخم دل های ما پاشیدند و بابت خونی که در دل فرمانهی کل قوا کردند … بگذار اصلا همین را بهانه کنم و کمی پررویی کنم ، می خواهم از شما … فرمانده ای و رسم بر این است که پیشاپیش جبهه ها و رویاروی دشمنان نبرد کنی ؛ بسم لله فرمانده ! بازآ و علم بردار ! تا در انتهای افق بکوبانیم .

پارسال همان شب که در حسینیه شهدای تخریب ؛ نزدیکی های دوکوهه از شما خاطره گفتند بدجور بغضم تازه شد و …

باید زمین گذاشت قلم‌ها را

دیگر سلاح سرد سخن کارساز نیست

باید سلاح تیزتری برداشت…


5 comments

  1. محمد says:

    سلام
    من با اینکه نه اهل اصفهانم و نه در جنگ یا هیچ جای دیگر شهید همت را ندیده ام، اما بسیار شیفته همت یا همان سردار خیبر که قلب آوینی را فتح کرده بود هستم.
    و اما خانواده همت اگر برای نظام مساله ای ایجاد کرده اند که همت اگر بود همتی می کرد و نمی گذاشت که اینگونه شود.
    اگر اینان، اندکی و تنها اندکی، یاد آن روزگاران می افتادند و به یاد می آوردند که به عشق شهادت تا پاوه رفته بودند و آنجا با همت آشنا شده بودند و …

    “یاد باد آن روزگاران یاد باد” به روزم و منتظر نقد و نظر شما. راستی اگه می دونید چرا عملیات لو رفته کربلای 4 انجام شد، به من هم کمک کنید.
    یا علی

  2. حي علي الجهاد says:

    شهدا هستند و نظاره‌گرند بر آن‌چه مي‌گذرد بر ما… پس واي بر ما اگر راه همت را از خودش جدا بدانيم… و واي بر ما اگر نزديك‌ترين فرد به حاج همت باشيم و دورترين فرد از راهش… يقين بدانيد حاج همت خود راه ادب كردن‌شان را بلد است…

پاسخ دهید

mnb  jhgj lhoi hjoihuig666 b) <( ;) :twisted: :oops: :mrgreen: :lol: :loiii: :efh :aqqq: :LPO :? :-D :) :! 75649the4iug )( (;; (!