این حسین کیست …؟!

سانسور شده ! ی مقاله ایست که در یکی از نشریات به چاپ رساندم :

معلوم است :دوباره در جان عالم شورش است. تکیه ها به پا می شوند و در و دیوار شهرمان _ شرمنده از شام _ پیرهن های عزا می پوشد .دست به کار شدند بچه ها تا پول جمع کنند و مداح هماهنگ کنند تا برایشان روضه ی علی اکبر بخواند. کاش محتشم می بود و خودش می خواند : باز این چه شورش است که در خلق عالم است …
اما نکاتی هست درباره ی این عزاداری : اولا اسراف و تبذیر. درست است که اغلب پول هیات ها را مردم خودشان نذر اباعبدلله می کنند ، با این وجودنمی توان از کنار برخی اسراف ها و چشم و هم چشمی ها بی تفاوت گذشت. مثلا چه نیازی هست به این همه پوستر و یا بنر تبلیغاتی که در و دیوار شهر را با آن پر می کنید؟و یا این همه باند و بلندگو و تجهیزات برای چند ساعت مداحی که بعضا باعث اذیت و آزار همسایه ها هم می شود ؟ و … باور کنید اباعبدلله هم راضی نمی شود به این همه ریخت و پاش.

دوم آنکه فراموشمان نشود : حسین مصداق « و بکم ینزل الغیث » است که در جامعه ی کبیره می خوانیم. درد اباعبدلله تشنگی نبود .به تعبیر شریعتی: «حسين بيشتر از آب، تشنه‌ لبيك بود، افسوس كه به جاي افكارش زخم‌هاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين دردش را بي آبي ناميدند.»حواسمان باشد برای چه گریه می کنیم.و بعضی از واعظان و مداحان هم بدانند نباید به هر قیمتی اشک مخاطبانشان را در بیاورند. اگر کوفیان می دانستند قدر امام زمانشان را و پشت ولی شان را پر می کردند ای بسا عاشورایی اتفاق نمی افتاد و سال ها ی سال غربت و انزوای اسلام و سیطره ی حاکمان جور بر مسلمانان .وقتی قدر ولی زمانت را ندانی خدا هم کسی را بر تو مسلط می کند که بر تو رحم نمی کند.آنچه در بهمن پنجاه و هفت مردم به پاخواسته ی ایران را به پیروزی نهایی در برابر دو هزار و پانصد سال حکومت شاهنشاهی رساند تبعیت و فرمانبری از ولی زمانشان بود. آنها با اقتدا به سرور و مقتدای آزادگان جهان اباعبدلله انقلاب عاشورایی سال پنجاه و هفت را سامان دادند. این معنا خاصه این روزها که در گوشه گوشه ی عالم نوای ظلم و استکبار ستیزی مردم به گوش می رسد اهمیتی دوچندان می یابد.اباعبدلله هم قیام کرد تا ننگ زندگی با ظالمان را نپذیرد (وَالْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إِلاّ بَرَما).

سوم آنکه سال ها پیش تر از آنکه سرو کله ی رسانه های امروزی پیدا شود مهمترین رسانه در جامعه ی ما همین هیات ها و منابر علما بوده است .مردم اخبار روز و تحلیل های شرایط زماتشان را از منبرها و از دهان علما می شنیدند. هزار و چند سال شیعه بوده و همین یک رسانه ؛ و با آن هماره خار چشم مستکبرین و حاکمان جور، این روز ها اما منبرها ارزش و اعتبار همیشگی شان را از دست داده اند ؛ مردم هیات می روند تا مداحی بشنوند،نه اینکه پای منبر علما بنشینند. بررسی علل وقوع این اتفاق نگاه آسیب شناسانه ی علما و دانشمندان ما رامی طلبد و انتظار می رود دانشگاهیان و خاصه حوزه های محترم چاره ای بیاندیشند.

4 comments

  1. محمد says:

    سلام
    وقتی چیزی یا رفتاری مد شد، دیگر جلوگیری کردن از آن مشکل می شود. شب قبل هیاتی داخل کوچه ما آمد. زدن بر طبل بزرگ، صدای آژیر دزدگیر ماشین ها رو درآورده بود! غوغایی شده بود صدای آژیر و طبل و مداح!
    کی جرات میکنه به این جوانها بگه که فکر کنید، ممکنه کسی نیاز به آرامش داشته باشه و کار شما اشتباه باشه؟
    البته سیستم اجرایی هم با دادن امتیازاتی به کسانی که هیات راه می اندازند، در این قضیه بی تقصیر نیست.

    آیا به نقش خواص در پدید آمدن واقعه کربلا فکر کردید؟
    با “حاج آقا شما هم آره!” منتظر نقد و نظرات شما هستم.
    یا علی

پاسخ دهید

mnb  jhgj lhoi hjoihuig666 b) <( ;) :twisted: :oops: :mrgreen: :lol: :loiii: :efh :aqqq: :LPO :? :-D :) :! 75649the4iug )( (;; (!