تاثیر ادبیات بر فرهنگ مملکت

قلم اندازی قلم بی سر و پایم است به قلمرو ادبیات. اعتراف می کنم در این زمینه سخت نادانم ! و این نوشتار را هم به سفارش دوستان برای نشریه شان نوشتم. فعلا داشته باشید همین مختصر را تا مقاله های بعد … !

برای بررسی فرهنگ یک ملت می توان مولفه های گوناگونی را شناسایی کرد و مورد بررسی قرار داد ؛ از پوشش و خوراکی ها و نوشیدنی های ش؛ تا زبان و ادبیات . ولی به جرات می توان نوشت که تاثیری که شعر و ادبیات بر فرهنگ این کهن بوم و بر گذاشته بی بدیل است؛ آن قدر که برای شناسایی اوضاع و احوال روزگار مختلف این مملکت می توان تنها به بررسی شعر شاعران آن دوران اکتفا کرد ، و یا با نگاهی دیگر می شود گفت که شاید محکم ترین سند فرهنگی که از گذشتگانمان به ارث رسیده همین دوانین شاعران است.پیداست : پوشش و نوشش مردم بسیاری از دوره های تاریخی مملکت را نمی توان یافت و حتی اگر بشود هم نمی توان آن قدر ها به آن اعتماد کرد .شعرای ما معمولا از جنس مردم زمانه شان بودند و همدرد شان ؛ و از لا به لای شعر هایشان به خوبی می توان دردهای مردم روزگارشان را شنید .

 دیگر این  که می توان نوشت شعرای هر دوره نماینده ی روشنفکران روزگاراشان اند، روشنفکر که می نویسم نه به معنای مصطلح  این چند قرن اخیر؛ و نه به معنای انتلکتوئل! بلکه به معنای عالم دردمند ، کسی که از سطح سواد و بینش بیش تری نسبت به مردم هم دوره اش برخوردار است ؛ و دغدغه دارد ؛ و می کوشد افق گسترده تری از معنا را پیش چشم مردمش به نمایش بگذارد. و تحقیقا این یکی از وظایف شُعراست .به گواهی تاریخ  هم کبار شاعران ما اغلب از قشرمستضعف و حتی از عالمان شرع و شریعت بودند. و سر ناسازگاری داشتند با مستکبران ، با سرمایه داران و حاکمان جور و زور گویان . و شعر ایشان در حقیقت سلاحشان بود .سلاحی که بوسیله ی آن می کوشیدند تا مردم زمانشان را علیه بی عدالتی ها بشورانند. و البته بودند هم معدود شاعرنماهایی که با شعرشان دکان باز کرده بودند و شعر شان را به بالاترین قیمت می فروختند ! و خوب چه مشتری دست به نقد تر از پادشاهان!هر چند بعضی ها شان هم چاره ای چز این نداشتند . فعلا اما نمی خواهم به این ماجرا بپردازم که خود نیازمند نوشتاری مستقل است.

به هرحال زباد شاعران ما انسان های دردمندی بودند که دغدغه ی اصلاح و سازمان دینشان و دنیایشان را داشتند. و آینه دار فرهنگ ستبر و رفیع این سرزمین بودند.هرچند در این میانه بعضی شاعران درباری هم بودند و حتی کسانی که روز و شب شان به سرودن از معشوق و معشوقه هایشان می گذشت .که البته اکراه دارم از این که لفظ شاعر را بر ایشان نیز اطلاق کنم .کسانی که امروز نه نامی دارند و نه یادگاری ، و تنها زینت بخش ویترین موزه های زبان شناسانند!

4 comments

  1. احسان خاکپورنژاد says:

    سلام شهادت سردار دلاور سردار مقدم رو به همه دوستان تبریک و تسلیت عرض می کنم

    دوست داشتم چند خطی به عشق شهید عزیز داشته باشی

پاسخ دهید

mnb  jhgj lhoi hjoihuig666 b) <( ;) :twisted: :oops: :mrgreen: :lol: :loiii: :efh :aqqq: :LPO :? :-D :) :! 75649the4iug )( (;; (!