روایت ” عادت “

«خبر» است .صحت و سقمش به پای راوی.نوشته بود نسیم از جنبش امَل که بیانیه داده و تاکید کرده که امام موسی صدر زنده است.جایی در زندان های تنگ و تاریک قذافی.و این روز ها که سرهنگ رفع زحمت کرده است به دنبال اویند. راستش را بخواهید نمی دانستم از این خبر خوشحال باشم یا ناراحت؛خبر بازکشت امام موسی صدر بعد از ده ها سال؛چه می شود . . . ؟ و ما چه شدیم؟!

راهیان نور امسال بود «دوکوهه» ؛  عباس برقی از «حاج احمد» خاطره می گفت،و گفت که هم چنان امید می رود … هر چند خیلی زود گفت امید وار است حاج احمد زنده نباشد!می گفت حاجی اگر زنده مانده باشد و روزی برگردد و این حال و روز ما را ببیند. . . و بعد های های گریه می کرد و گفت :شرمنده ایم حاجی. . . شرمنده ایم سردار! آن چنان اسیر یومیات و روز مرگی هامان شده ایم،آن قدر در منجلاب عادات سخیفمان فرو رفته ایم. . . به قول «سیزده پنجاه و نه سامان سالور» :چه تلخ است روایت غم بار ” عادت ”  . . . ما بندگان عادتیم!خدا را شکر! شکر خدا را که امام موسی نیست تا ببیند،و نمی بیند این روزهای ما را، روزگار نان، و نام! روزگار خداوندگاری اصنام! و سید مرتضی اگر زنده می بود حکماً بایست «روایت عادت» می ساخت به جای «روایت فتح» ! و این قصه هر چه پیشتر می رود تلخ تر می شود،«پایان خوش» همان بهتر که آخر هفت مَن شاهنامه باشد!چه راحت به نام دین ،و به نام شهدا ،اسم و رسمی به هم زدیم و آی «بیا _ برویی»! و چه نامی و چه نانی از این ایمان … حق هم همین است :تلخ است ؛ نه ! تلخ نیست :سخت است و سنگین است روایت غم بار «عادت» . عادت کرده ایم و  نه «کوه شتر زای صالح» ، و نه « ید بیضای موسی » ، و نه حتی «ماه خدا و شقُّ القمر» ش . . . نمی دانم.گاهی گمان می کنم از مصادیق « ذر هم فی خوضهم یلعبون»م ! رهایشان کن …  .

استخوان های اوستا عبدالحسین که پیدا شده بود،یکی از دوستان می گفت : حیف شد ، جالبتر می بود همان مفقود الجسد می ماند! گفتم از کجا می دانی ؟شاید خدا می خواست با همین چند تکه استخوان کس و یا  کسانی را سر به راه کند؟!خدا را چه دیدی شاید در آن اقیانوس تشییع کنندگان حاجی “دلی “شکست. . . و چه زیبا! خدا استخوان های حاجی برونسی را هم خرج کرد.خرج کرد همان چند تکه استخوان را هم…هرچند:قلب  غبار گرفته ام را حتی استخوانهای برونسی هم بیدار نکرد. . . می ترسم از روزی که صدای عالم تاب و عالم گیر آن جهاندار از کنار کعبه برخیزد ،و دل های مرده ی ما از ” خواب خرسی ” شان بر نخیزد. . . ! آخر می دانی: «نوای الا یا ایها العالم» او ، آخرین ذخیره ی خداست،آخرین نهیب خدا برای براه کردن دلهایی که هم چنان خفته اند.

الا یا ایها العالم ! انَّ جدی الحُسین ؛ قتلوهُ عطشانا. . . صحرای کربلا به وسعت تاریخ است و به قول آسید مرتضی : ای دل! چه کار می کنی می مانی یا می روی؟! داد از آن ” اختیار “که تو را از حسین جدا کند !

12 comments

  1. محمد says:

    سلام
    خدا خواست که آنان با شهادت بروند وگر نه اگر بودند معلوم نبود که آنان هم به این خیل تکرار کننده نپیوندند! خدا خواست که حاج احمد، حاج احمد شود و امام موسی، امام موسی! وگرنه زیادند از سردارهایی که با لباس خاکی در جبهه سردار بودند و اکنون سر دار!

    من میگم “سوء تفاهم شده” شما چی میگین؟
    یا علی

  2. حيدري says:

    سلام شهادت شهيد محمد غفاري برهم استانيهاي عزيز تسليت باد
    ای شهیدان ، عشق مدیون شماست / هرچه ما داریم از خون شماست

    ای شقایق ها و ای آلاله ها / دیدگانم دشت مفتون شماست

پاسخ دهید

mnb  jhgj lhoi hjoihuig666 b) <( ;) :twisted: :oops: :mrgreen: :lol: :loiii: :efh :aqqq: :LPO :? :-D :) :! 75649the4iug )( (;; (!