عصر اصلاحات در دانشگاه بوعلی

این نوشتار در نشریه ی وزین «پلاک» منتشر شده بود و برای ثبت در «فضای مجازی» این جا می گذارم. هر چند شخصا به آن مایل نبودم اما؛شرایط این دست روشن گری ها را ایجاب کرد،تا بدانند حضرات امروز مدعی در دوران حکومت خودشان مثلا چه گلی به سر این مردم زدند! این برگ دیگری ست از کم کاری ها و خیانتهای دوران هشت ساله ی حکومت اصلاح طلبان بر این مملکت.

سال1376 آغاز دوران جدیدی در حیات سیاسی  ایران بود.سالی که گروهی که داعیه دارتفکر اصلاح طلبی بودند با پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری به اریکه ی قدرت در نظام جمهوری اسلامی تکیه زدند.تفکری که از همان آغاز مورد نقد و چالش جدی بسیاری از دوست داران انقلاب قرار داشت.دورانی پر التهاب و فراوان از بازی هاودرگیری های سیاسی.بد نیست نگاهی گذرا به سرگذشت دانشگاه بوعلی سینا در آن دوران داشته باشیم:

دوران مدیریت  8 ساله ی دکتر منصور غلامی.مدیریتی که با حکم سرپرستی ایشان در بهمن ماه 76 آغاز و بعد با حکم ریاست ایشان در خرداد ماه 78 ادامه یافت.دکتر منصور غلامی دانشیار رشته ی باغبانی و استاد دانشکده ی کشاورزی و به اذعان بسیاری فردی متشرع و خوش اخلاق در حوزه ی زندکی فردی است.اما آنچه ما را به این نوشتار مایل کرد بررسی عمل کرد کاری ایشان به عنوان رییس دانشگاه در دوران حکومت اصلاحات است.دورانی که اولین بار در مدیریت ایشان سال 1381 دانشگاه اقدام به جذب دانشجوی فراگیر (پولی )کرد.که همان موقع مورد اعتراض بسیاری از دانشجویان و تشکل های دانشجویی _از  جمله انجمن اسلامی سابق _قرار گرفت.انجمن اسلامی سابق با برگزاری تجمعات اعتراض آمیز در آن سال نسبت به این لایحه واکنش نشان داد. هر چند این فضا چند روزی بیش تر ادامه نیافت و با حل شدن مشکل اخراج م.ش دبیر وقت انجمن که پنج ترم مشروطی داشت فروکش کرد! این اما تنها نمونه ی این نوع برخورد نبود.پیش تر از م.ش هم دبیرقبلی و دبیر قبل تر هم به مرز اخراج رسیده بودند واز لحاظ قانونی امکان  فارغ التحصیلی شان وجود نداشت که با زحمات ریاست وقت دانشگاه پرونده ی ایشان اصلاح شد وبلا فاصله پس از فارغ التحصیلی هم یکی بخش دار و دیگری فرماندار یکی از بخش ها و فرمانداری های استان شدند! اواخر دوران مدیریت ایشان  بود که باز هم م.ز دبیر سابق انجمن اسلامی سابق با در خواست شخص دکتر غلامی از وزارت علوم از اخراج پس از پنج ترم مشروطی نجات یافت!برخوردی یک بام و دو هوا که مورد اعتراض سایر دانشجویان و تشکل های دانشجویی_مانند جامعه ی اسلامی و بسیج دانشجویی_ قرار گرفت.اما حکایت مزرعه ی دستجردنیز شنیدنی ست.مزرعه ای متعلق به دانشگاه که تا سال 84 کمتر کسی از وجود آن خبر داشت ،و در این 8 سال تنها سهم نور چشمی های اصلاح طلب دکتر بود!فضای تساهل و تسامح  در برابر اقدامات  ضد اخلاقی در دانشگاه در دوران حکومت اصلاحات و وزارت شیر خر خورده ها بر فرهنگ این مملکت به اوج خود رسید .بحثی که خاصه در سال 83 با مسئله ی اردوهای مختلط حتی به راهروهای مجلس هم کشیده شد.اردوهایی که با سکوت حمایت گونه ی دانشگاه در فضای لیبرال حاکم بسیار رواج یافت.فیلم و سی دی های این اردوها دست به دست می چرخید و … ! سیاست جانب دارانه ی ایشان از اقدامات مکرر غیر قانونی انجمن اسلامی سابق حتی موجب  اعتراض مرحوم آیت الله رازینی (اعلی لله مقامه )هم قرار گرفته بود،به طوری که ایشان اعلام فرموده بودند دیگر در جلسات هیات نظارت بر تشکل ها حاضر نخواهند شد!

ایشان اما از امضا کنندگان بیانیه ی حمایت از رد صلاحیت شده های انتخابات مجلس هفتم بود.بیانیه ای که ضمن حمایت از رد صلاحیت شده ها ،آقایان برای تحت فشار قرار دادن رهبری معظم انقلاب ،تهدید به استعفا هم کرده بودند!اقدامی هماهنگ با تحصن مضحک  نمایندگان رد صلاحیت شده ی مجلس ششم و نامه ی شرم آور و قباحت انگیز معروف به جام زهر.ایشان و سایر دوستان اصلاح طلب شان از بورسیه های جهاد سازندگی بودند که با پول بیت المال در خارج کشور ادامه تحصیل دادند.دوستانی که امروز نسبت به اصل واساس انقلاب اسلامی حرف های جدی دارند وبیت المال مسلمین و  نمک خون شهدا ی انقلاب را خوردند و نمک دان شکستند و می شکنند!توهین به شرع مقدس و خون های شهدا،زیر سوال بردن مقدسات و اهانت به مسولین نظام حتی رییس جمهور وقت از سوی معدود قانون شکنان و دانشجو نمایان پدیده ای بود که به حمایت ایشان در طول دوران اصلاحات در فضای دانشگاه رایج بود…! از فرط گمنامی ! معروف بود در دانشگاه که ایشان از در پشتی ساختمان مرکزی رفت و آمد می کنند و کمتر دانشجویی توفیق زیارت ایشان را پیدامی کرد! جلسه ی پرسش و پاسخ با دانشجویان نیز  که در زمان مدیریت ایشان بیشتر به افسانه می ماند تا به واقعیت! حتی در سال 1383 که از سوی رهبری معظمٌ له به عنوان سال پاسخگویی مسولین شناخته شد  در جواب دعوت نامه های مکرر بسیج دانشجویی و سایر تشکل های دانشجویی برای برگزاری جلسه ی پرسش و پاسخ با حضور ایشان تنها لحن تند و منفی ایشان شنیده می شد.اقدامی که پس از ایشان در زمان ریاست دکتر خزایی و دکتر زلفی گل به امری معمول و متداول بین دانشجویان و رییس  دانشگاه تبدیل شده است .رییس دانشگاه خود را نسبت به قاطبه ی دانشجویان از هر طیف و تشکلی پاسخ گو می داند نه مانند دوران ریاست ایشان که خنده ها و حاتم بخشی های ایشان تنها گریزگاه  قانون شکنان و هنجار گریزان _اغلب درس نخوان و تنبل _انجمن اسلامی سابق بود.بار ها گفته ایم و می گوییم :هرچه در این انقلاب داریم مدیون و ثمره ی خون مطهر شهداست.شاید اگر تفکرات و مخالفت های ایشان و دوستان شان با حضور شهدای گم نام در دانشگاه نبود دوران بهتری را در مدیریت هشت ساله ی ایشان شاهد بودیم.

13 comments

  1. احسان says:

    احمق اون كسيه كه اين چرنديات رو تو نشريه نوشته احمق تر از اون تويي كه كپيش كردي احمق از شما افراي هستند كه تاييدش مي كنند . خدايا جهل و ناداني را از ايرانيان دور كن

    • فرزاد says:

      امیرالمونین علی علیه السلام:
      میزان عقل هر کس به اندازه ی ادب اوست
      وقتی ادب رو تو نوشتار دوستان به اصطلاح معتدل می بینیم متوجه عمق عقلانیت و استدلال کلام اونها می شیم!!
      :)))

  2. ناصر says:

    دانشجویان از افراط کاری های ۸ سال گذشته خسته شده اند و مردم هم اعتدال را انتخاب کرده اند پس خواهشا برادرا خودشون رو به زحمت نیندازند… زنده باد اعتدال و دکتر غلامی.

    • فرزاد says:

      اگر مردم همچنان به انتخاب خودشون پایبند بودند که بعد از التماس رئیس جمهور محترم ، باید حداقل 17 میلیون نفر به حرف رئیس جمهور گوش می دادند و از دریافت یارانه انصراف میدادند!!
      البته این همه سنگ دکتر غلامی رو به سینه زدید ایشون نه گذاشت نه برداشت یکی از کسایی که شما ازش متنفرید رو کردمعاون خودش :)))
      سری به سایت دانشگاه بزنید :)))

پاسخ دهید

mnb  jhgj lhoi hjoihuig666 b) <( ;) :twisted: :oops: :mrgreen: :lol: :loiii: :efh :aqqq: :LPO :? :-D :) :! 75649the4iug )( (;; (!