برای امریکا !

شرایط منطقه تغییر کرد.به همین سادگی! واین نکته ایست که حتی پرزیدنت اوباما هم فهمیده است! آن چنا ن که در سخنرانی به

تیتر یک روزنامه واشنگتن پست: اوباما اسرائیل را مجبور به پیش برد صلح کرد.برای دیدن اندازه بزرگ کلیک کنید!

اصطلاح مهم چند روز پیش خود صراحتاً از آغاز دور تازه ای از دیپلماسی امریکا (  new chapter in American diplomacy ) در منــــــــطقه سخن کرد.

خوب طبیعی ست.پس از سقوط «دومینو» وار یک به یک متحدان امریکا در منطقه باید هم چنین روی کردی اتخاذ کند.اما آن چه باید به دیده ی تردید به آن نگاه کرد همین سیاست جدید است!محور های شش گانه ای که اوباما از آن ها به عنوان فعالیت های امریکا در منطقه یاد کرد عبار ت اند از :تروریسم ؛ سلاح های هسته ای؛امنیت اقتصادی _بخوانید نفت! _؛امنیت منطقه ای ؛امنیت اسرائیل و صلح اسرائیل وفلسطین.که این آخری برجسته ترین محور سخنان اوباما در رسانه ها شد.برجسته تر از حتی شنیدن صدای جوانان انقلابی منطقه ؛یا طرح اتهامات همیشگی اش علیه جمهوری اسلامی و یا جملات مضحک ش در باره ی به خاطر ماندن حوادث خیابان های تهران و … .

وقتی به اسرائیل پیشنهاد داد تا به مرزهای 1967 پای بند باشد و بنیامین نتانهیو به طرفه العینی واکنش نشان داد:که این مرزها غیرقابل دفاع(indefensible  )است! نکته ای ست برای خودش این دست سوتی ها!روابط «یار غار»ی امریکا و اسرائیل برای ما مسجل است اما برای آن دسته از مردم امریکا که گمان می کنند پول مالیات هاشان خرج متحدی وفادار به ایشان در خاورمیانه می شود،می تواند بیدار کننده باشد.به هر ترتیب آن چه مسلّم است امروز امریکا مجبور است از حمایت بی چون و چرایش از رژیم غاصب قدس دست بکشد.اتحاد کروه های فلسطینی با هم برای تشکیل دولت آشتی ملی؛انقلاب های اسرائیل ستیز کشورهای اسلامی منطقه،افزایش نفوذ جمهوری اسلامی در تحولات منطقه و … همه و همه از جمله دلایل ست که امریکا را مجبور کرده است برای حفظ ظاهر هم که شده گاهی دست از حمایت از صهیونیست ها بکشند.هر چند این نکته با ماهیت اسرائیلی صهیونیستی دولت امریکا در تناقض است.تناقض آشکاری که در همین سخنرانی اخیر اوباما می شود دید. تناقضی که در دیدار روز جمعه ی اوباما با نتانیاهو پدیدار است. قاعدتاً پس از مشاهده ی این سطح اختلافات گسترده بین روابط هر دو کشور می توان این چنین تحلیل کرد که روابط آن ها رو به تیرگی میرود، تحلیلی که در باره روابط امریکا و اسرائیل بسیار مضحک به نظر می رسد!

ادامه مطلب →

شب دراز است و . . . !

شب به کام من و تو بیدار است

دل این شب به ترّحم تار است

و صـــدای نفــــس باد ز دور

ورد بیداری این هر دار است

چک چک بارش و شب توفانی

امشب این ابر سیه بی کار است!

جاده تا صبح و من خستگی ها

گر چه تاصبح دلم بیمار است

هیس حریفا!کم کن از قصه ما

گو کسی در پس این دیوار است!

ادامه مطلب →

جاءالحق . . .

جاءالحق و زهق الباطل؛ان الباطل کان زهوقا (سوره اسرا ,آیه 81 ).

«جاء» فعل ماضی ست ،اما این جا نمی توان گذشته ترجمه اش کرد.بلکه در اینجا منظور از صیغه ی ماضی  قطعیت و قوع آن امر است.پس می توان چنین ترجمه کرد :]اگر[حق بیاید باطل حتما نابود می شود،چه که باطل نابود شدنی ست!باطل نابود می شود ،تصریح نص قرآن است و وعده ی محققّه ی الهی؛منوط به آن که حقی بیاید!پیروزی انقلاب اسلامی و انفجار نور ناشی از آن ؛همان حقی بود که می باید می رسید. . .

جوزف نای را می شناسید: استاد دانشگاه هاروارد و صاحب تئوری مشهور «جنگ نرم»! این روزها مقاله ی جالبی نوشته بود برای روزنامه ی اماراتی گلف نیوز؛با عنوان «قدرت امریکا بعد از بن لادن»،که در آن به روشنی زوال (decline) امریکا را پیش بینی کرده است.بخش های از آن را به انتخاب خودم وبا مختصرک سوادم ترجمه می کنم ؛خواندنی ست و آموزنده:

وقتی مزیتی در موقعیت کشوری در تسلط بر منابع قدرت ایجاد شود ،صاحب نظران از آن به عنوان «هژمونی» یاد می کنند.امروزه بسیاری از دانشمندان معتقدند کشور های دیگر در منطقه ی خاور میانه در حال قدرت مند تر شدن اند. اثر گذاری امریکا بر تحولات و انقلاب های منطقه در حال کمتر و کمتر شدن است و می توان گفت هژمونی امریکا در حال افول است.حتی مرگ اخیر بن لادن هم که درآن نیروهای ویژه ی امریکا دست داشتند هیچ چیژی را از تاثیر امریکا بر کسی یا راهی نشان نداد!

برای فهم بهتر شرایط پس از جنگ جهانی دوم را در نظر بگیرید:امریکا بیش از یک سوم تولید جهان را در اختیار داشت و مجهز به سلاح های هسته ای، اما با هیچ یک نتوانست مانع تسلط کمونیسم بر چین یا اروپای شرقی ،یا حل و فصل جنگ کره و یا تسلط کاسترو بر کوبا شود.

حتی در آن دوران که انها مدعی هژمونی جهانی بودند،مطالعات نشان دادند کمتر از یک پنجم از دخالت های نظامی امریکا موجب تغییر در کشورهای دیگر شده است و کمتر از نیمی از تحریم های اقتصادی.

بسیاری معتقدند هژمونی امریکا در حال سقوط است هم چون بریتانیا ی سابق.هر چند برخی از سیاستمداران امریکایی خیلی احساسی واکنش می دهند و مدعی تسلط  بی پایان برمنابع قدرت اند.

اما لفظ زوال (decline) متضمن دو معناست :یک کاهش مطلق قدرت به معنای فروپاشی ،و دیگر کاهش نسبی قدرت که در آن کشورهای دیگر قدرت مند تر می شوند.به عنوان مثال هلند در قرن هفدهم قدرت مند شد و پس از آن تضعیف شد اما امپراتوری روم غربی یکسره فروپاشید.

همانطور که چارلز دیکنز یک و نیم قرن پیش نوشت : اگر شهروندان (امریکا)،به یک مرد باور داده شوند ،همیشه افسرده اند ،همیشه راکدند ،و همیشه در وضعیت بحرانی اند …

نظرسنجی های اخیر نشان داده است اعتقاد عمومی به زوال امریکا پس از پرتاب اسپاتنیک توسط شوروی در 1957؛ در دوران شوک اقتصادی نیکسون،و در دهه ی 1980 زمان ریگان بسیار زیاد بوده است.پس از کذشت یک دهه از آن زمان بسیار ی گمان می کردند امریکا تبدیل به ابر قدرت شده است؛هر چند در حال حاضر بسیاری به اعتقاد سابق خود باز گشته اند.برخی بررسی ها در دانشگاه هاروارد این امر را اثبات می کند. . .

ادامه مطلب →

پروپاگاندا از نوع مذهبی

آن چه این روزها داغ  است نقد جریان انحرافی درمیان دولت و بحث ولایت و حکومت فقها ست ، که به تعبیر بی بی سی فارسی بازهم در صدر اخبار روز سیاسی ایران نشسته است. اما آن چه من می خواهم بگویم نه نقد احمدی نژاد است و نه نقد مشایی.آن چه پیداست جریان اخیر می تواند  تبدیل به فتنه ای الیم برای مدعیان انقلاب و ولایت شود( و یا هست ؟). یکی از اولّی ترین و ابتدایی ترین شرایط شکل گیری فتنه آمیختن حق با باطل است که موجب گمراهی مدعیان بی بصیرت می شود، چیزی که از حالا مشاهده می کنیم. اظهار نظر ها و دل سوزی های افراد و جریان هایی است  که به شهادت تاریخ بار ها در مقابل توده ی عظیم ملت سر افکنده و رفوزه شدند، و از آن با مزه تر بازهم اتحاد منحوس احزاب اپوزسیون نظام در بزرک نمایی این جریان است.افرادی که تا دیروز سراپا مخالف ولایت فقیه بودند امروز تبدیل به منتقد و شارح اصول اسلام شدند! این هم انگار از الطاف خفیه ی الهی ست، دشمنان این نظام و انقلاب هم در یافتند برای اینکه خزعبلات شان درون ملت ایران خریدار داشته باشد باید آن را با لباس دین بپوشانند. ترویج عرفان های صد مَن دو ریال، ترویج فرقه های ضاله و انشعاب در اسلام و ترویج و تبلیغ انجمن حجتیه از این حربه  هاست.چندی پیش بود پس از سفر مولانا امام خامنه ای به قم ،روزنامه ی امریکایی کریستین ساینس مانیتور در مقاله ای با اشاره به استقبال پر شور مردمی از ایشان ،در تحلیلی جالب نوشته بود این ماجرا نشان داد در ایران تنها تبلیغات مذهبی (religious propaganda ) جواب می دهد.

علی کل حال  آنچه مسلّم است این گونه تبلیغات دینی باعث آشنایی بیشتر مردم با اسلام و ارزش های آن خواهد شد،باز هم نمی فهمند و نمی توانند بفهمند که آب در هاون می کوبند، و خداوند توسط دشمنان خودش، دین ش را گسترش خواهد داد.آری! يريدون ليطفوا نورالله بافواههم و الله متّم نوره و لوكره الكافرون ، خداوند نور خود را تمام خواهد کرد ،حتی اگر کافران را خوش نیاید!

ادامه مطلب →

انا علی . . .

دلم به این تنها قطعه ی بی سر و پا  رضا نداد،

برای فاطمیه خون باید گریست …که نه: با خون نوشت …با خون استخوانهای حفاظ دل…

دل را نیازی به حفاظ نیست ؛وقتی«آسمان را با ریسمان »می کشند… و مگر دل طاق بیاورد،که نیاورد!نه :دل طاق نیاورد …دل را چه حاجت به حفاظ است؟!و قتی که تنگ است و تشنه ی پرواز…می خواهد بپرد،پرواز کند…

 

یا بنت رسول الله! انا علی… .و دیگری نالید و گریست ،و یا _نمی دانم  شاید _فریاد زد : انا ابنک  الحسین…

فاطمیه را با درد می نویسند با غصه می خوانند و با گریه …آب؛آب!فاطمیه است آی  مردم!فاطمه در فاطمیه انقلاب کرد… و خون :بهای این انقلاب ،نه :بهای دیدار…و کلید اسرار!«در عالم سرّی ست که جز به خون فاش نمی شود…»

این درد را با کدام واژه می نویسند؟سلام من به علی…سلام به ناله های غریب ش…به چاه!که اشرف مخلوقات نبود ،اما آب بود…آب مهریه ی زهرا ست…می دانی که؟!مرد نبود،اما…نا مرد هم نبود ؛آب بود … آب آب.

بلند مرتبه از پا فتاد…دست به دیوار می کشید و بر می خواست ،دور بودچقدر  امروز  مسجد…ذولفقار می درخشید و علی…«شرم ایوب نبی از مرتضی!»

می دانی:این بند را عاشقانه می نویسند،عاشقانه می خوانند…خرده مگیر وقتی که می نویسد ای کاش!کاش آن در مسمار نداشت…وقتی که می نویسد :می روم تا انتقام از سیلی زهرا بگیرم…این بند عاشقانه است.این بند را جدای همه روی نیزه ساخت…

ادامه مطلب →

یا ایتها العزیز! … و جئنا به بضاعت المزجاه

بر گرفته از takhribchimajazi.ir

این قطعه هر چند رو سیاه و بی سر وپاست _ مثل خودم _،

امّانذر فاطمه… که این بضاعت مزجات ماست …

گریه ی ابر سیـــه پوش عزادار امشب

گر غلط من نکنم بهر عزای مادر است

می چکد اشک چـــــکان از دو پر چشـــم تو ابــــــــر

بی کس است ابر چو من یا که هم او در به در است

غیر این گوهــــــــــــر دردانه مرا نیست متــــــــاع

گرچه این بیع _ زمانی ست _ دگر بی ثمر است

عیــــــــب از این رود روان رخ من یار مگیر

هر که از حال من و مادر ما بی خبر است

دل شب دید و ندید اشک دو چشمان ترش

محرم سرّ دلش نفخه ی باد سحــــر است

شور سرمستی این قافله تنها تو بدی

مادری بهر پــــــدر،از برای پسر است…

ادامه مطلب →

6 سال.پیش منتشر شده است _ [1,959 بازدید]
در دسته : سروده ها برچسب : .

سلام من به مدینه…

فاطمیه ها که می رسد بی قرار فاطمه ایم… و سر گردان در کوچه پس کوچه های مدینه.و گاه غبطه می خورم به خاک،به این خاک ،که ردّپای فاطمه شد.و به آن ها که مردند و خاک شدند،و زیر پای فاطمه پاک شدند…

اوستا عبدالحسین!خوش آمدی!پاک شدی…که نه:پاک بودی!همان روز که با خون شاهرگان ت نوشتی:السلام علیک یا فاطمه …  این فاطمیه مهمان مان باش.مهمان ما زمین خورده های زمین گیر.تو از فاطمه روضه بخوان،برای مان روضه بخوان حاجی!روضه ی کوچه  های تنگ و باریک مدینه و شبهای تاریک مدینه…حاجی !این فاطمیه را با ما باش،بلکه فاطمه به حرمت شما به ما هم  نظری ،عنایتی کنند.روضه بخوان حاجی:از امام بگو ،از بسیجیان،از ان ها که پشت پیرهن هاشان نوشته بودند:«می روم تا انتقام از سیلی زهرا بگیرم…»حاجی!چه خبر آن سوی قصه ها؟ای پیک راستین!خبر یار ما بگو…سلام مان را به امام برسان ،بگو بسیجیانت هم چنان ایستاده اند…با یاد ها و یادگاران شما و یاران شان…به امام بگو شرح مظلومیت بسیجیانش را… امام؛یابن فاطمه!خواستی و رفتی با بسیجیانت و ما هم چنان غریب ومظلوم…به تکه پاره های استخوان های حاجی برونسی خوشیم…

حاجی!خوش آمدی!روضه بخوان؛روضه ی فاطمیه.

سلام من به مدینه ،به لاله های غریــــــبش

سلام من به علی و به حلم و صبر عجیبش…

ساقیا لطف نمودی . . .

پیرو ولایت فقیه بوده و هستیم!نمی دانم آیا ایراد از زبان نوشته ها مان است ؟!نمی باید احدی را بیش از ولی فقیه یاوری کرد.عدالت شرط ولایت است ، و لی نه شرط قانون ریاست جمهوری!ولی فقیه اگر از عدالت ساقط شود از مرجعیت و رهبری هم ساقط می شود ولی رییس جمهور نه!و می دانید:میزان حال فعلی افراد است نه وقت انتخابات شان.هر چه بود گذشت،و رو سیاهی باز هم نصیب زغال !برای لاشخوران مردار زاده ای که دوره می چرخند از هر کاهی کوه بسازند.خیال خامی ست بندگان خدا!ولایت فقیه رکن اقتدار و مشروعیت این نظام است و احدی از دل سو زان و دل دادگان انقلاب خمینی برای کسی بلند تر از جانشین او صلوات نمی فرستند.اوهام موهومی ست!این مردم تنها  زیر بیرق آل علی  سینه زنند،برای پسران فاطمه …برای فاطمه!و چه خوش خیال گمان می کنند این مردم را می توانندبابوق و بوق چی ها شان «خ رـ»کنند!قدیم تر ها سر سوزن هوش و نبوغی داشتند،روزگاری که در سفارت را باز می کردند و برای هیات ناهار می پختند.ده ها سال بر طبل بی ایمانی مردم_به خیال خودشان _کوبیدند و نفهمیدند همین طبل رسوایی شان است!با آل علی هر که در افتاد ور افتاد!

توصیه ها و سخنرانی های به جا و نکته بینانه ی مولانا و مقتدانا ابن فاطمه ،این روزها مرهمی بر دل های پر درد ماست ،دل هایی که روزها ست دل تنگ دوباره دیدن احمدی نژاد 84  است…

ساقیا!لطف نمودی،قدحت پر می باد!

که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد!