به جای بهاریه

سالی دگر بمان و در این «انتظار» سحت؛

بَر کام ناشکفته به حســـرت خروش کن…

این جا زمین زمستان

حتی اگر بهاران

پژمرده غنچه زاران

از دوری تو باران

***

کِز کرده ام در این عید

با صدهزار تردید

درانتهای امسال

آیا شود تو را دید

***

دست از طلب ندارم

حتی اگر نیایی

سر گشته ام به سویت

آقا بگو کجایی…

3 پاسخ به “به جای بهاریه”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *