شهربند جانان

«پرزیدنت اوباما سوار بر موج دموکراسی خواهی مردم خاورمیانه:از مصر تا ایران ،آیا این روزها پرزیدنت استراحت می کند؟!»

«شعار کلیدی پرزیدنت اوباما اعما ل اخلاق(!)بر موقعیت های انقلابی کشورهاست(apply moral force to a situation )»

«صحبتهای ژانویه ی 2009 اوباما در باره معترضین ایرانی به تقویت موضع او کمک شایانی کرد.مردم ایران مدت هاست که از استبداد آخوندی در کشورشان به تنگ آمدند و دنبال حرکتی جدید هم چون مصر هستند!»

ادامه مطلب →

والی غریب

«مردم به خط شوید:

دیکر زمان شماره گذاریِ

مرد از کنار مردم نامرد رسیده است

والی به حکم خود افزوده است:

آری ببین که در این شهر بی کران

از بین مردمان

چند مرد مانده است»

این محتسب بگفت.

ادامه مطلب →

تو تمنای این دلی!

نا محرم بود حتی آفتاب در آن میان.

آسمان آن روز مشهد ابری بود  وانگار  خورشید  نا محرم .مردم بودند و امامِ شان .خیابان امام رضا پر از جماعتی بود که آمده بودنند  تا به امام شان بپیوندند.و چه فرقی می کند نام این امام  چیست؟امام رضا یا امام خامنه ای؟سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم …

ادامه مطلب →

نور خدا

امسال به مناسبت نه دی سرودم و این روزها _در ایام دهه فجر _می گذارم :

در خرابات مغان نور خدا می بینم

این عجب بین چه نور ی ز کجا می بینم…


شنیدی
چگونه باریدن این صدا را ندیدی
دوصد لشگر ازانتها آمده ست
بگویا بیاید
که صد خرمن از خوشه ی این حقیران
چوکاهی به چشم اندرم مینماید!
مرابیم بیهوده فرمایی ای صاحبا
بگو ازچه ترسم
قشونی مجتمع چون غبار
که عصفِ هوایی هبا می کند
شنیدی
چکونه باریدنِ این صدا را ندیدی
که صد لشگر از آسمانها سوار
به پیکار ِاین ناکثین می رسند
واز جمع این اژدها سیرتان
زیِ آتش و دوزخین می برند
بدان جمع دیوانِ دیوانه خو
نه چون جمع رندان خشکیده لب
چو کنکاش خرخاکی هاست
به گرد خری مرده و غرق تب
چه نوری
چه پیدا و پنهان سروری
ببین نورِ این نور از کجاست
ببین پرنویی از دمِ کبریاست
ببین ریشه ی سدره ی منتهاست
و این نور ِخداست

همچو مستان خیز وخرامان می روم

این روز ها عازم مشهد م ،به همین مناسبت:

همچو مستان خیز وخرامان می روم

دیدن شاه خراسان می روم

آمدم با نیمه جانی بی قرار

آمدم ای دیده ام دیگر نبار

بی کس و تنها غریبم همچو او

از پس این  پرده ها لفظی بگو

جرعه ای از آب سقاخانه ریز

کو کجا از عشق تو راه گریز

بی دلی نیمه شبی فریاد کرد

بغض صده ا ساله را آزاد کرد

گفت شاها منم صیدی اسیر

این منم در دام عنکبوت سیر

فکر کن آهو ام در صید و تاب

همچو آهو ضامنم باش از عذاب

شب از آن شاعر شنیدم با شراب

قافیه بهر غزل گفت بی حساب

گفت ساغری پیمانه ای از دست تو

ای همه عالم خراب ومست تو

ادامه مطلب →

نزدیکی روز…

حمایت فلسطینی ها از مردم مصر

چه در مصر می گذرد؟ بگذار صادقانه همین ابتدای نوشته بگویم:نمی دانم !شاید می شودادعا کرد

کسی هم به راستی نمی داند،مثلا این که جماعت اخوان المسلمون دقیقا چه تعداد از مخالفان میارک را تشکیل میدهند؟ این که عاقبت کار چه خواهد شد؟دولت اسلام گرا یا دست نشانده ای دیگر از آخور مبارک و امریکا واسراییل…

ادامه مطلب →

روز برتری

این چهار پاره را امسال روز قدس سرودم که این روزها به مناسبت دهه فجر با هم می خوانیم ش:

شنیده سرزمین ما

که روز برتری رسید

ببین که مردم از کجا

رسیده اند شری رسید

خۣری !اگر نه بی ثمر

خرانه عر نمی زدی

براین درخت استوار

چنین تبر نمی زدیۣ

نگیرم از تو صاحبا

گمان کنم که هستی کور

درخت ما به جنس چوب

نبۣوده بوده نور

نگیرم ازتو دشمنم

درون کله ات تَهی

نداده در میان خلق

کسی میانشان رهی

فرمای هر چه خواهی…

«دلها ی مردم دست خداست…»کاریکاتور کریستین ساینس مانیتور

جمله ای که امروز آقا فرمودند،ان الله یَحول بین المَرء و قلبه ؛این که خداست همسایه ی قلبهای مردم و او هر چه بخواهد با این دل ها می کند.این جاست که معنای جمله ی رسول الله معلوم می شود که فرمود:شهادت حسین حرارتی در دلها ی مردم ایجاد می کند که تا ابد سرد نخواهد شد واین ابد اعم از دهه و قرن و هزاره است،هزاره ها هم که بگذرد باز هم شاعران خواهند سرود :این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست…و هزاران سال بعد هم برای رهبران شان شعار خواند داد:ابالفضل علمدار؛خامنه ای نگه دار!و این نه تحلیل که حقیقت است،این از مبانی اعتقاد ماست این تصریح نصّ قرآن است…

تو جه به این نکته می تواند کلید حل بسیاری از مسایل جاری جهانی باشد که حضرات سیاسیون هرچه با خط کش و مترهای عتیقه ی خویش سعی در تحلیل آن دارند نمی توانند.نمی توانند از آن روی که نمی دانند یا نمی فهمند و یا نمی خواهند بفهمند ؛و این هر سه گذاره ناظر به بخشی از تحلیل گران  ست.

چرا مردم مصر رنج ِ غضب امریکا(!) را برخود هموار می کنند چرا رنج مقابله با دیکتاتوری شتری نامبارک را می کشند ،خوب خانه هاشان مگر میخ دارد که آن جا دوام شان نمی گیرد؟!واین جماعت چه می فهمند و نمی فهمند که دلهای مردم به دست خداست وا و هرچه بخواهد در آن می دمد که نه؛الهام  می کند.مگر نه این که دل حرم الله است و تا وقتی که حرم شیطان نشود ان الله یحول بین المر وقلبه…؟

ادامه مطلب →

درخشش از ستاره بیاموز…

قم بودم مهمان ستاره هایش.ستاره هایی که در شهر نمی بینیم،به خاطر آلودگی اش یا نور چراغ های شهر و یا …نمی دانم. قم منطقه ای کویر یست و شب کویر که میدانید:لبخند نواز شگر خدا!اصلا مگر ستاره فقط در آسمان است؟!
همان روز اول رفتیم دیدار آیت الله نوری از آن ستاره هایی که چرایش را نمیدانم اما در زمین جا مانده اند…از عدالت گفت  از اینکه مردم مصر هم به دنبال آن اند.جالب یود:ابتدا جایمان نبود با چه ضاجراتی  بالا جایمان کردند! پیش از ما گروهی از سپاه آمده  وغرق کرده بودند حسینیه را.نماز که شد آنقدر جماعت زیاد بودکه دو دسته شدیم:اول جمعی از پاسدار ها ظهر وعصر دو رکعتی شان را به نماز ظهر ایشان اقتدا کردند وما در حیاط منتظر… رسم ایشا ن است :به مهمانان شان کتاب هدیه می کنند،همین که کتابها را آوردند پاسدار ها مثل ندید _بدید ها ریختند و بردند و … مثل نفت ،که می برند و می خورند…!

ادامه مطلب →

ما اهل کوفه نیستیم. . .!

نیمه شبی پریدی به آسمان رسیدی
از آن کرانه جانا! بگوبگو چه دیدی

که کوفه شهر مرگ است
برای تو چه تنگ است
و مزد شیشۣه بودن
در این زمانه سنگ است

ادامه مطلب →